مشخصات کلی سخنرانی
-
موضوع سخنرانی:
پرسش و پاسخ (جلسه چهارم)
-
سال انتشار:
1401
-
سخنران :
دکتر محسن مباشر
-
مخاطب:
خلاصه سخنرانی
بخشی از این جلسه به پرسش و پاسخ در مورد مطالب جلسه قبل اختصاص داشت. دکتر مباشر توضیح بیشتری در مورد نقش «Enclave» در حفظ و انتقال فرهنگ و دین، بهویژه برای نسل دوم بیان کرد. «enclave» به معنی جدا شدن کامل از جامعه میزبان نیست؛ بلکه بیشتر یک فضای امن و آشناست که یک نمونه کوچک اما منسجم از فرهنگ مادری (زبان، غذا، نمادها و روابط) را کنار هم نگه میدارد و کار انتقال ارزشها و هنجارها را برای خانواده مهاجر آسانتر میکند.
در ادامه، فرهنگپذیری بهعنوان فرایندی مادامالعمر مطرح میشود که بخش مهمی از هویتهای فرهنگی/دینی و زبان در سالهای اولیه کودکی و در تعامل با خانواده شکل میگیرد، اما با ورود به مدرسه، رسانه و گروه همسالان، نوجوان ناگزیر وارد شبکههای گستردهتر میشود و همزمان هویت اجتماعیاش را در جامعه میزبان میسازد؛ بنابراین راه مطلوب، حذف یکی از دو فرهنگ نیست بلکه تقویت «دوفرهنگی بودن» از طریق ارتباط همزمان با خانواده، گروه و جامعه میزبان است.
بخش مهم دیگری از جلسه به مسئلهی استیگما (لکه ننگ) علیه ایرانی و مسلمان بودن میپردازد و تأکید میکند راهحلهای صرفاً فردی برای رفع آن کافی نیست؛ بلکه کار جمعی و نهادسازی، آموزش و گفتوگوی بینفرهنگی و فعال شدن در سطح محلی و ملی میتواند به کاهش برچسبها و تقویت اعتمادبهنفس نسل دوم کمک کند.
نکات برجسته سخنرانی
· تعریف و کارکرد «Enclave» در فرهنگپذیری ۰۱:۴۹
· محل دقیق کلونیها و اثرات مثبت آنها بر رشد اقتصادی و احساس امنیت ۱۴:۰۵
· تاثیرپذیری هویت فردی افراد از اجتماع جامعه میزبان و تاثیر مثبت آمیختگی با آن ۱۸:۰۰
· تفاوت گروه با کلونی و تاثیر مثبت گروههای فرهنگی بر جامعهپذیری ۲۶:۳۹
· تاکید بر حفظ هویت دوگانه فرهنگی ۳۳:۵۳
· مسئله استیگما یا لکه ننگ علیه هویت ایرانی/مسلمان ۴۰:۴۵
· ضرورت راهکارهای گروهی و نهادسازی (در سطح محلی و ملی) برای کاهش استیگما ۴۴:۴۴
· نقش اسطوره ها در انتقال فرهنگی میراث معنوی ۵۷:۴۰
منابع نامبرده شده در طول سخنرانی
اروین گافمن، جوزف کمبل، رابرت پارک
پرسش و پاسخ های مطرح شده در حین سخنرانی :
«enclave» معمولاً یک محله/منطقه با تمرکز قومی است که از نظر زبان، کسبوکارها و سبک زندگی شبیه یک «فرهنگسرای کوچک» عمل میکند و برای مهاجران حس امنیت و شبکه اقتصادی-اجتماعی ایجاد میکند، اما به خودیِ خود به معنی قطع رابطه با فرهنگ میزبان نیست. بچهها فرهنگپذیری را فقط از خانواده نمیگیرند؛ مدرسه، رسانه و محیط اجتماعی هم نقش جدی دارند. در نتیجه، هویت «مرکزی» (قومیت/فرهنگ/مذهب) عمدتاً در سالهای اول در خانواده شکل میگیرد، ولی هویت اجتماعی با عضویت در گروههای مختلف در جامعه میزبان ساخته میشود و نسل دوم معمولاً ترکیبی از هر دو را همزمان پیش میبرد.
قانون ثابتی ندارد و به اولویتهای خانواده/گروه بستگی دارد؛ بعضیها برای حفظ هویت دینی یا سبک زندگی، خودخواسته فاصله میگیرند، ولی ایزوله شدن الزامی نیست. از نگاه جامعهشناسی بهتر است فرهنگها را رتبهبندی نکنیم و با نسبیگرایی فرهنگی به تفاوتها نگاه کنیم. اتفاقاً مواجهه با فرهنگ میزبان کمک میکند هم چیزهای مفید یاد بگیریم و هم ارزشهای فرهنگ خودمان را بهتر بشناسیم.
بله؛ چون همه گروهها امکان تشکیل enclave ندارند و نهادهای فرهنگیِ حرفهای میتوانند هم آموزش فرهنگی بدهند و هم پیوند اجتماعی پایدار بسازند، بهویژه اگر مدیریت درست و برنامهریزی فرهنگی داشته باشند.
ادبیات مهاجرت معمولاً توصیه نمیکند یکی را حذف کنید؛ راه مطلوب داشتن همزمان هر دو هویت است و باید واقعبین بود که نسلها بهتدریج فاصله میگیرند، مگر اینکه کار جمعی و نهادینهسازی جدی انجام شود.
راهحلهای صرفاً فردی مثل عوض کردن اسم یا پنهانکاری معمولاً مسئله را حل نمیکند و فقط موقت است. پیشنهاد اصلی کار جمعی است: هم در سطح کشوری (تشکلهای مطالبهگر) و هم در سطح محلی با آموزش و گفتوگو با جامعه میزبان. برنامههای فرهنگیِ باز مثل فستیوال فیلم، کارگاهها و نشستهای مشترک میتواند تصویر واقعیتری از ایرانیها/مسلمانها نشان بدهد و فضا را برای افتخار به هویت امنتر کند. همچنین باید دستاوردها و نقشهای حرفهای ایرانیها را فعالانه معرفی کرد تا کلیشهها به چالش کشیده شود.
اسطورهها یا داستانها و قصهها ابزار انتقال غیرمستقیم ارزشهای اخلاقی و معنای زندگیاند و از طریق روایت و هنر میتوانند بخش معنوی فرهنگ را برای نسل دوم قابل لمس کنند.
اگر ساختار حرفهای، مربی کارآزموده و برنامه جذاب و چندبعدی داشته باشند میتوانند مفید باشند؛ اما شکلهای ضعیف و تکبعدی (صرفاً کلاسهای خشک) معمولاً نسل دوم را گریزان میکند و اثرگذاری پایینی دارد.
هویت دینی هم میتواند کمرنگ شود، مگر اینکه نهادهای دینی/فرهنگی پابرجا بمانند و مهاجرت تداوم داشته باشد؛ با این حال زبان معمولاً سریعتر از دین از بین میرود و ازدواجهای برونگروهی هم این روند را تشدید میکند.
نظرات مخاطبین در مورد کتاب پرسش و پاسخ (جلسه چهارم)
0 نظر