لوگو
جستجو

ماهیت تربیت

اگر هدف از تربیت را ایجاد تغییرات مطلوب در فرزند بدانیم، این تغییرات به شیوه‌های مختلف می‌توانند انجام شوند که همه‌ی آن‌ها تربیت کردن نیستند. به عبارت دیگر، ملاحظات روشی خاصی در تربیت‌ وجود دارد که در شبه تربیت‌ها نیست. از مصادیق شبه تربیت عادت، تلقین و تحمیل هستند. شیوه‌ی ایجاد عادت تکرار، تلقین هیبت و تحمیل زور و اجبار است.

ماهیت تربیت | تربیت چه چیزی نیست :

تلقین


● معمولاً وقتی باوری را می‌پذیریم برای آن دلیل داریم. اگر به جای دلیل، عواطف و احساسات در قبول باوری نقش داشته باشند، تلقین رخ داده است. مثلاً زمانی که به دلیل دوستی با کسی، باوری را قبول میکنیم در محدوده تلقین قرار داریم. اگر کسی بدون دلیل و استدلال باوری را بپذیرد، نسبت به آن تعصب دارد. یعنی فقط نظر و فهم خودش را درباره‌ی آن موضوع قبول دارد و نظرات دیگران را بی دلیل و از روی احساس رد می‌کند. تلقین در هر حیطه‌ای مثل دین و علم می‌تواند رخ بدهد. آنچه در تلقین بودن یا تربیت بودن موثر است، نوع ارائه‌ی مطالب دینی یا علمی است. اگر یک عالم دینی یا دانشمند همه‌ی نظریات مخالف را رد کند و اجازه‌ی طرح هیچ پرسشی را ندهد، کار او تربیت نیست. بلکه تلقین است.
در دوران کودکی، کودک هر چه والدین و معلمش بگویند را قبول می‌کند. زیرا هنوز به توانایی تشخیص نرسیده است. بنابراین گویا تلقین در این دوران به صورت ناگزیر رخ می‌دهد. اما این رخ دادن به معنای مطلوب بودن آن نیست. بلکه باید به تدریج و به محض آشکار شدن نشانه‌هایی از تعقل و شناخت در کودک، دلایل باورها را برای او بیان کنیم تا کم کم بتواند کارهایی بر اساس دلایل و شواهد انجام دهد و باورهایی که برای آن‌ها دلیلی ندارد، کنار بگذارد.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

ماهیت تربیت | تربیت چه چیزی نیست :

عادت


● مفهوم محوری عادت تکرار است. تکراری خودبخودی و گاه بدون تامل و انتخاب. این روش در تربیت دوران کودکی بسیار به کار می‌رود. عادت دادن بچه‌ها به مسواک زدن قبل از خواب نمونه‌ای از این روش است.
دو دسته عادت وجود دارد: یک دسته عادتهایی که فرد بدون اطلاع از دلیل انجام کارها، آنها را مرتبا تکرار می‌کند.
و در مقابل، عادتهایی که شخص با آگاهی از دلایل، آن عمل را تکرار می‌کند. مثلاً به دلیل مزایایی که سحرخیر بودن دارد، شخص خود را عادت می‌دهد که هر روز صبح زود از خواب بیدار شود.
عادت نوع دوم را نمی‌توانیم به طور کامل برای دوران کودکی به کار ببریم. زیرا کودک هنوز به توانایی شناختی کافی نرسیده است. اما می‌توانیم همزمان با رشد عقلی کودک، میزان استفاده از روش عادت اول را کم کنیم و شرایط انجام رفتارهای معقول را برای او فراهم کنیم.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

ماهیت تربیت | تربیت چه چیزی نیست :

تحمیل


● در تحمیل، فرد برای انجام یک کار یا قبول یک باور تحت فشار و اجبار بیرونی قرار می‌گیرد و این باعث می‌شود نسبت به آن کار یا باور تأمل نکند و هیچ تمایل و کشش عاطفی نیز به آن نداشته باشد. مثلاً دختری به دلیل فشارهای خانواده یا مدرسه مجبور می‌شود حجاب بگذارد. در اینجا اراده‌ و انتخاب او تحت تأثیر عوامل جبری بیرونی قرار گرفته و به رسمیت شناخته نشده است. می‌توانیم بگوییم تحمیل، بدترین نوع شبه‌تربیت است. زیرا در شرایط تحمیلی به دلیل اجبار موجود، حتی اگر آن کار یا باور، خوب باشد، نوعی دافعه در فرد نسبت به آن شکل می‌گیرد وبه سختی می‌توان به مسیر تربیتی بازگشت.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

ماهیت تربیت

اگر هدف از تربیت را ایجاد تغییرات مطلوب در فرزند بدانیم، این تغییرات به شیوه‌های مختلف می‌توانند انجام شوند که همه‌ی آن‌ها تربیت کردن نیستند. به عبارت دیگر، ملاحظات روشی خاصی در تربیت‌ وجود دارد که در شبه تربیت‌ها نیست. از مصادیق شبه تربیت عادت، تلقین و تحمیل هستند. شیوه‌ی ایجاد عادت تکرار، تلقین هیبت و تحمیل زور و اجبار است.

ماهیت تربیت . تربیت چه چیزی نیست

تلقین

●     معمولاً وقتی باوری را می‌پذیریم برای آن دلیل داریم. اگر به جای دلیل، عواطف و احساسات در قبول باوری نقش داشته باشند، تلقین رخ داده است. مثلاً زمانی که به دلیل دوستی با کسی، باوری را قبول میکنیم در محدوده تلقین قرار داریم. اگر کسی بدون دلیل و استدلال باوری را بپذیرد، نسبت به آن تعصب دارد. یعنی فقط نظر و فهم خودش را درباره‌ی آن موضوع قبول دارد و نظرات دیگران را بی دلیل و از روی احساس رد می‌کند. تلقین در هر حیطه‌ای مثل دین و علم می‌تواند رخ بدهد. آنچه در تلقین بودن یا تربیت بودن موثر است، نوع ارائه‌ی مطالب دینی یا علمی است. اگر یک عالم دینی یا دانشمند همه‌ی نظریات مخالف را رد کند و اجازه‌ی طرح هیچ پرسشی را ندهد، کار او تربیت نیست. بلکه تلقین است.
در دوران کودکی، کودک هر چه والدین و معلمش بگویند را قبول می‌کند. زیرا هنوز به توانایی تشخیص نرسیده است. بنابراین گویا تلقین در این دوران به صورت ناگزیر رخ می‌دهد. اما این رخ دادن به معنای مطلوب بودن آن نیست. بلکه باید به تدریج و به محض آشکار شدن نشانه‌هایی از تعقل و شناخت در کودک، دلایل باورها را برای او بیان کنیم تا کم کم بتواند کارهایی بر اساس دلایل و شواهد انجام دهد و باورهایی که برای آن‌ها دلیلی ندارد، کنار بگذارد.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

ماهیت تربیت . تربیت چه چیزی نیست

عادت

●    مفهوم محوری عادت تکرار است. تکراری خودبخودی و گاه بدون تامل و انتخاب. این روش در تربیت دوران کودکی بسیار به کار می‌رود. عادت دادن بچه‌ها به مسواک زدن قبل از خواب نمونه‌ای از این روش است.
دو دسته عادت وجود دارد: یک دسته عادتهایی که فرد بدون اطلاع از دلیل انجام کارها، آنها را مرتبا تکرار می‌کند.
و در مقابل، عادتهایی که شخص با آگاهی از دلایل، آن عمل را تکرار می‌کند. مثلاً به دلیل مزایایی که سحرخیر بودن دارد، شخص خود را عادت می‌دهد که هر روز صبح زود از خواب بیدار شود.
عادت نوع دوم را نمی‌توانیم به طور کامل برای دوران کودکی به کار ببریم. زیرا کودک هنوز به توانایی شناختی کافی نرسیده است. اما می‌توانیم همزمان با رشد عقلی کودک، میزان استفاده از روش عادت اول را کم کنیم و شرایط انجام رفتارهای معقول را برای او فراهم کنیم.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

ماهیت تربیت . تربیت چه چیزی نیست

تحمیل

●   در تحمیل، فرد برای انجام یک کار یا قبول یک باور تحت فشار و اجبار بیرونی قرار می‌گیرد و این باعث می‌شود نسبت به آن کار یا باور تأمل نکند و هیچ تمایل و کشش عاطفی نیز به آن نداشته باشد. مثلاً دختری به دلیل فشارهای خانواده یا مدرسه مجبور می‌شود حجاب بگذارد. در اینجا اراده‌ و انتخاب او تحت تأثیر عوامل جبری بیرونی قرار گرفته و به رسمیت شناخته نشده است. می‌توانیم بگوییم تحمیل، بدترین نوع شبه‌تربیت است. زیرا در شرایط تحمیلی به دلیل اجبار موجود، حتی اگر آن کار یا باور، خوب باشد، نوعی دافعه در فرد نسبت به آن شکل می‌گیرد وبه سختی می‌توان به مسیر تربیتی بازگشت.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک