لوگو
جستجو

مراحل تربیت و بایدهای آن

مراحل تربیت به ویژگی های کودک در هر مرحله از رشد اشاره می کند که شکل‌های متفاوتی پیدا خواهد کرد. در تربیت دینی فرزندانمان باید این اشکال مختلف و ویژگی های رشدی آنها را در نظر داشته باشیم. از سوی دیگر، بایدهای تربیتی، راه و رسم‌هایی هستند که ما را در رسیدن به اهداف تربیت کمک می‌کنند و متناسب با مراحل رشدی هستند که اشاره شده است. این تجویزهای تربیتی پنج حیطه‌ی تربیت جسمانی، شناختی، عاطفی، اخلاقی-اجتماعی و معنوی-دینی را در برمی‌گیرند.

دوران تمهید | ویژگی‌های رشدی مرحله اول :

دوران مراقبت جسمی

(۰ تا ۲ سالگی)


●     نیازهای بدنی ویژه: این مرحله، دوره ی شکل گیری جسم کودک است و به همین دلیل او نیازهای جسمانی ویژه ای دارد. از جمله خواب بیشتر و تغذیه‌ی مخصوص.
●     یادگیری مهارتهای مختلف:  کودک در این دوران از طریق کشف محیط شروع به شناسایی محیط اطراف خود و محدودیت‌هایش می کند.
●     فعالیت‌های حسی و حرکتی:  کودک در این مرحله فقط فعالیتهای حسی و حرکتی انجام می‌دهد و هوش عملی او که مربوط به تنظیم رفتارهای بیرونی است، شروع به رشد کردن می‌کند.

بایدهای مرحله اول :
عاطفی

تربیت جسمانی : تامین سلامت کودک از طریق فراهم کردن شرایط بهداشتی، تغذیه مناسب و استراحت کافی اهمیت دارد. همچنین، ایجاد محیطی ایمن برای کودک که در آن آزادی حرکت داشته باشد، ضروری است. این ایمن‌سازی باید تدریجاً کنار گذاشته شود و کودک مهارت‌هایی را برای حفظ ایمنی شخصی یاد بگیرد.

جسمانی

تربیت عاطفی-هیجانی : تامین دلبستگی ایمن برای کودکان با ایجاد محیط عاطفی پایدار و پاسخ‌دهی مناسب به نیازهای زیستی و عاطفی آنها بسیار مهم است. نیازهایی همچون گرسنگی، خواب و نیاز به محبت.  دلبستگی کودک نباید به وابستگی تبدیل شود و هم‌زمان با رشد، او باید بتواند احساس استقلال و تحمل تنهایی را تجربه کند. پرورش هیجانات کودک از طریق خواندن سرود و لالایی و استفاده از موسیقی‌های آرامش‌بخش اهمیت دارد.

شناختی

تربیت اخلاقی-اجتماعی : در تربیت اخلاقی و اجتماعی، کودک باید با مفاهیم خودداری و نظم آشنا شود. تاخیر در پاسخگویی به نیازهای کودک، اراده و صبر را در او پرورش می‌دهد و آموزش اینکه کودک نمی‌تواند به هر چیزی که می‌خواهد دست بزند و باید خواسته‌هایش را کنترل کند، پایه‌گذار خودداری و رشد اخلاقی اوست. پرورش نظم در خلال فعالیت‌های روزمره مانند خواب و تغذیه نیز از اجزای مهم این تربیت است.

اخلاقی

تربیت شناختی : هوش عملی به معنای آگاهی یافتن بر ویژگی‌های محیط اطراف و تمایز قائل شدن میان چیزها، از طریق بازی‌های هوشی مثل دالی کردن پرورش داده می‌شود. هوش زبانی نیز از راه‌های مختلفی مانند صحبت کردن با کودک، تکمیل آواها و همراهی با آنان در زبان شکسته‌ رشد پیدا می‌کند.

معنوی

تربیت معنوی-دینی : انجام آداب اولیه مانند نامگذاری کودک و همچنین مشاهده انجام مناسک دینی توسط والدین، نخستین گام‌های تربیت دینی کودک را تشکیل می‌دهند.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

دوران تمهید | ویژگی‌های رشدی مرحله دوم :

دوران همراهی زبانی

(۳ تا ۷ سالگی)


● استقلال بدنی: کودک در این مرحله از مادر استقلال بدنی پیدا می‌کند. اما هنوز به او وابستگی روحی دارد.
●   نیاز به بازی: رشد هیجانی و عاطفی کودک در این سنین از طریق بازی‌ها ایجاد می‌شود.
●    رشد زبان و رشد «من»:  کودک می‌تواند از کلمه «من» استفاده کند. او در این سن خودمدار است و همه چیز را از منظر نگاه خودش می بیند.
●    رشد هوش عملی: در اثر تعامل بیشتر با محیط، هوش عملی کودک تقویت می‌شود.

بایدهای مرحله دوم :
عاطفی

تربیت جسمانی : در این مرحله، ایجاد حساسیت نسبت به سلامتی، آشنایی کودک با بدن خود و نحوه مراقبت از آن اهمیت زیادی دارد. همچنین سبک زندگی سالم در خانواده می‌تواند به عنوان الگویی عادت به رعایت سلامتی و بهداشت جسم را در کودک نهادینه کند. علاوه بر این، ایجاد محیطی ایمن و حمایتی برای انجام فعالیت‌ها و کنجکاوی‌های زیاد کودک ضرورت دارد.

جسمانی

تربیت عاطفی-هیجانی : در تربیت هیجانی، ضروری است که هیجانات کودک شناسایی و متعادل شوند. مثلاً در موقعیت‌های خشم، باید با کودک همدلی کنیم و راه‌های کاهش خشم را به او آموزش دهیم. تقویت تخیل کودک از طریق بازی‌های وانمودی و خلق نقش‌های مختلف، به پرورش همدلی و مهارت‌های عاطفی او کمک می‌کند. همچنین، هنرهای تجسمی، موسیقی و سرودها می‌توانند زمینه‌ساز درک زیبایی‌شناختی کودک باشند.

شناختی

تربیت اخلاقی-اجتماعی : در این مرحله، کودک باید مهارت‌های خودکنترلی و انضباط شخصی را که مقدمه‌ی زندگی اخلاقی هستند، یاد بگیرد. برای تقویت این مهارت‌ها، می‌توان اخلاق را در موقعیت‌های عملی زندگی وارد کرد. از جمله مواجهه‌‌ی کودک با موقعیت‌های اخلاقی. ایجاد محیط اخلاقی و منصفانه و برخوردهای مهربانانه با کودک ضروری است و در کنار آن، باید از تحمیل نظام‌های ارزشی بیرونی پرهیز کرد.

اخلاقی

تربیت شناختی : کودک باید بتواند ارتباط درستی با واقعیت برقرار کند. به همین دلیل پرورش همه‌جانبه‌ی حواس او در این مرحله اهمیت دارد. تقویت تخیل و فرضیه‌پروری کودک نیز به رشد شناختی او کمک می‌کند. پرورش آن‌ها می‌تواند با قرار دادن کودک در موقعیت‌های حل مسئله و تشویق به دادن راه‌حل‌های حدسی انجام شود. پرورش قابلیت‌های زبانی از طریق گفتگو و تشویق کودک به استفاده از واژه‌های مختلف در موقعیت‌های مختلف نیز از دیگر جنبه‌های مهم تربیت شناختی است.

معنوی

تربیت معنوی-دینی : کودک ابتدا از طریق تقلید آداب و مناسک والدین با مفاهیم دینی آشنا می‌شود. به‌تدریج و با رشد شناختی، این مفاهیم می‌توانند به‌صورت ساده و استعاری به او منتقل شوند. مثلا ممکن است کودک درباره مفاهیم دینی مثل خدا سؤال کند و والدین در پاسخ دادن دچار سردرگمی یا ترس از اشتباه شوند.  این سوالات به هر دلیلی که برای کودک ایجاد شده باشند، والدین بهتر است به آن‌ها پاسخ بدهند. پاسخ می‌تواند کوتاه، ساده و مرتبط با تجربه‌های روزمره کودک باشد تا اگر علاقه یا جدیت بعدی ظاهر شد، امکان تعمیق فهم فراهم باشد. مثلا: «خدا مثل نور خورشید است، که همه جا را روشن می‌کند و باعث رشد چیزهای خوب می‌شود». (در این مورد مواجهه با این سوالات به صورت تفصیلی به بخش «خدا» مراجعه کنید).
ارتباط دادن آموزه‌های دینی با زندگی روزمره و استفاده از مراسم‌های دینی، توجه کودک را بیشتر جلب می‌کنند. این مراسم‌ها اگر با زبانی ساده، فضای شاد و امن و با استفاده از داستان، شعر، نمایش، بازی یا فعالیت‌های هنری همراه باشند، می‌توانند مفاهیم دینی را برای کودک ملموس و دوست‌داشتنی کرده و خاطره‌ی خوبی برای او ایجاد کنند.
مثلا، مفهوم دوست داشتن خدا، مهربانی و بخشش در عید قربان، دوستی و وفاداری در عید غدیر یا صبر و شکرگزاری در عید فطر، باید به زبان ساده و در قالب مثال‌های روزمره برای کودک بیان شود. به عنوان نمونه می‌توان گفت در عید قربان، ما یاد می‌گیریم چیزهایی را که دوست داریم، به دیگران ببخشیم. همچنین کودک می‌تواند در حد خودش در مراسم فعال باشد. کارهایی مثل درست کردن کارت تبریک عید، دادن هدیه یا شیرینی به دیگران، گفتن جملات کوتاه مناسب عید یا شرکت در کارهای گروهی، باعث درونی شدن تجربه‌ی او می‌شوند.
 در مراسم‌ عزاداری، مطالب دینی باید با زبانی ساده، استعاری و متناسب با سن کودک گفته شوند. نباید از صحنه‌ها یا داستان‌هایی استفاده شود که کودک را بترساند یا احساس غم شدید به او بدهد. مثلاً به جای پرداختن به خشونت یا شهادت به شکل مستقیم، می‌توان بر مفاهیمی مثل شجاعت و ایستادگی امام حسین و حضرت زینب در برابر ظلم تمرکز کرد و آن‌ها را با دنیای کودک پیوند داد. مثلا اینکه چگونه کودک می‌تواند اسباب‌بازی‌اش را با خواهر یا برادرش تقسیم کند، مثل امام حسین که برای دیگران از خودش گذشت.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

دوران تمهید | ویژگی‌های رشدی مرحله سوم :

دوران همراهی فکری-هیجانی

(۸ تا ۱۳ سالگی)


● بیداری گرایش جنسی: در این دوران غرایز جنسی کم‌کم بیدار شده و تفاوت‌های جنسیتی شناخته می‌شوند.
● کنجکاوی و ماجراجویی: کنجکاوی کودک در این سنین زیاد است و ممکن است فعالیت‌های ماجراجویانه انجام دهد که خطراتی را برای خودش و والدین به همراه داشته باشد.
●    دوست‌یابی: به لحاظ اجتماعی کودک در این سنین وارد محیط های بزرگ‌تر مثل مدرسه می‌شود و گروه‌های دوستی و همسالان در مدرسه نقش پررنگی در اجتماعی شدن و رشد اخلاقی او ایفا می‌کنند.
●    رشد حافظه و تفکر منطقی: کودک در این سنین حافظه‌ی فوق‌العاده قوی پیدا می‌کند و می‌تواند مانند ضبط صوت تمام صداها و اتفاقات را به خاطر بسپارد. همچنین دایره واژگان او افزایش می‌یابد و می تواند مطالب نوشتاری را حفظ کند. هوش نظری یا تفکر منطقی کودک در این دوران رشد کرده و در اواخر این دوران می‌تواند کم‌کم به مفاهیم و امور انتزاعی فکر کند.

بایدهای مرحله سوم :
عاطفی

تربیت جسمانی : در این سن، مشارکت کودک در کارهای شخصی و مسئولیت‌های ساده‌ی خانه مثل جمع کردن وسایلش یا کمک در آشپزخانه، هم به فعالیت بدنی‌اش کمک می‌کند و هم حس مسئولیت‌پذیری او را تقویت می‌کند. فعالیت‌های ورزشی سبک و غیرحرفه‌ای نیز به رشد مهارت‌های بدنی و حفظ سلامت او کمک می‌کنند. در این سن بعضی غرایز جنسی کودک در حال بیدار شدن هستند، از این رو بهتر است از رفتارها و گفتارهای غیرضروری که موجب برانگیختن قوای جنسی کودک می‌شوند و یا دادن اطلاعات زودهنگام به او پرهیز شود.

جسمانی

تربیت عاطفی-هیجانی : کودک در این سن بیشتر از طریق تجربه‌ کردن موقعیت‌های واقعی یاد می‌گیرد. برای همین، یاد گرفتن مدیریت احساسات و هیجانات مثل خشم، ترس یا شادی باید در دل موقعیت‌های واقعی و طبیعی اتفاق بیفتد. همچنین، فعالیت‌های هنری مثل نقاشی، خوش‌نویسی یا شعرخوانی، می‌توانند حس زیبایی‌شناسی و ذوق کودک را رشد دهند.

شناختی

تربیت اخلاقی-اجتماعی : کودک در این سن به رابطه با هم‌سالان علاقه دارد، اما باید به او کمک کرد تا بین رقابت و رفاقت فرق بگذارد و در دوستی‌هایش تعادل داشته باشد. قصه‌گویی و تعریف کردن داستان‌هایی با موضوعات اخلاقی، تخیل اخلاقی کودک را تقویت می‌کند؛ یعنی کمک می‌کند خودش را در موقعیت‌های مختلف اخلاقی تصور کند. صحبت درباره‌ی خوبی یا بدی رفتارها و رویدادها، حساسیت اخلاقی کودک را بالا می‌برد. مثلاً اینکه چرا یک کار درست یا نادرست است. چون کودک به زیبایی علاقه دارد، اگر رفتارهای اخلاقی برای او زیبا و دوست‌داشتنی نشان داده شوند، بیشتر به سمت آن‌ها جذب می‌شود. همچنین، حفظ عزت‌نفس و کرامت کودک اهمیت زیادی دارد تا در آینده در برابر رفتارهای نادرست مقاومت بیشتری داشته باشد.

اخلاقی

تربیت شناختی : در آموزش مطالب، باید به‌جای اینکه کودک را مجبور به حفظ کردن کنیم، شرایطی فراهم کنیم که خودش به‌صورت طبیعی و بدون فشار، چیزها را به خاطر بسپارد. یادگیری اگر با علاقه و تجربه‌ی واقعی همراه باشد، ماندگارتر می‌شود. همچنین، مفاهیم علمی باید از طریق چیزهای عینی و ملموس به کودک آموزش داده شوند، چون تفکر او هنوز بیشتر عینی است تا انتزاعی.

معنوی

تربیت معنوی-دینی : آموزش پاکیزگی و طهارت در این دوره باید ساده و متعادل باشد تا کودک دچار وسواس نشود. مناسک دینی مثل دعا و نماز می‌توانند کم‌کم و با زبان کودکانه به او معرفی شوند. مثلا نماز در این سن باید به‌عنوان یک گفت‌وگوی آرام و منظم با خدا معرفی شود. کودک لازم نیست معنای عمیقی از آن را بفهمد. فقط کافی است بداند آدم‌ها گاهی نیاز دارند با کسی که به او اعتماد دارند ارتباط بگیرند. مثلاً می‌توان گفت: «ما نماز می‌خوانیم چون می‌خواهیم به خدا بگوییم به یادش هستیم و از او کمک می‌خواهیم تا بهتر زندگی کنیم.» همین. نه برای دریافت پاداش و نه ترس از او. یا وقتی کودک خسته یا ناراحت است، می‌توان گفت: «اگر دوست داری، چند دقیقه کنار هم نماز بخوانیم، شاید آرام‌تر بشوی». این نوع معرفی نماز در فضای واقعی خانه نیز باید دیده شود. یعنی اینکه کودک ببیند والدین نماز را برای ارتباط گرفتن با خدا می‌خوانند.
همچنین برای توضیح دعا به کودک در این سنین، لازم نیست از قبل و بدون پرسش او وارد این بحث شویم. اگر خودش درباره‌ی دعا سؤال کرد، می‌توانیم با یک تمثیل ساده و قابل لمس شروع کنیم:
کودک: مامان، دعا یعنی چی؟
مادر: دعا یعنی با خدا حرف بزنیم. می‌تونیم ازش تشکر کنیم، خوشحالی‌مون رو بهش بگیم یا گاهی هم ازش چیزی بخواهیم.
کودک: یعنی مثل وقتی که من از تو یه چیزی می‌خوام؟
مادر: آفرین! وقتی از من چیزی می‌خواهی، بعضی وقت‌ها می‌گم «باشه» و بهت مردم، درسته؟
کودک: بله.
مادر: اما بعضی وقت‌ها هم می‌گم «نه، الان نمیشه» یا می‌گم «این برات خوب نیست». وقتی بهت می‌گم نه، عصبانی میشی، درسته؟
کودک: بله، آن‌قدر عصبانی میشم که داد می‌زنم.
مادر: (با لبخند) بله، آدم واسه کمی ناراحت میشه، ولی تو می‌دونی که من برایت دلت نمی‌سوزم و دوستت دارم. خدا کار بزرگی از مادرها خواسته. معلومه من ناراحت میشم اگه بخوای کاری بکنی که به تو آسیب می‌رسونه، این‌طوره؟
کودک: بله.
مادر: بعداً، اینکه گفتن اصلاً از تو حمایت باید بکنه، بگه «مامان دوست داره و ازمون مراقبت می‌کنه».
کودک: راست میگی، پس تو نمی‌تونی به من بگی که الان چه موقع تموم میشه؟
مادر: البته. می‌خوای با هم از خدا کمک بخواهیم تا امروز تصمیم‌های خوبی بگیریم؟
مادر: البته. می‌خوای با هم از خدا کمک بخواهیم تا امروز تصمیم‌های خوبی بگیریم؟
کودک: آره!
مادر: خدای مهربان، ممنونیم که مراقب مایی؛ کمک کن امروز کارهای خوب بکنیم و تصمیم‌های درست بگیریم. کمک کن تا بتونیم به دیگران نه بگیم و چیزهایی که برای ما بد و نادرست‌اند رو تشخیص بدیم. همچنین لازم هست مراقب باشیم که کودکی با هر مرز سالمی بپذیریم. بعضی وقت‌ها چیزهایی که بزرگسالان طراحی شده‌اند و ممکن است برای کودک سنگین و طولانی باشند. مثل دعای قبل. برای کودک همان تجربه‌ی دعای کوتاه در خانه کافی است.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

مراحل تربیت و بایدهای آن

مراحل تربیت به ویژگی های کودک در هر مرحله از رشد اشاره می کند که شکل‌های متفاوتی پیدا خواهد کرد. در تربیت دینی فرزندانمان باید این اشکال مختلف و ویژگی های رشدی آنها را در نظر داشته باشیم. از سوی دیگر، بایدهای تربیتی، راه و رسم‌هایی هستند که ما را در رسیدن به اهداف تربیت کمک می‌کنند و متناسب با مراحل رشدی هستند که اشاره شده است. این تجویزهای تربیتی پنج حیطه‌ی تربیت جسمانی، شناختی، عاطفی، اخلاقی-اجتماعی و معنوی-دینی را در برمی‌گیرند.

دوران تمهید | ویژگی‌های رشدی مرحله اول :

دوران مراقبت جسمی

(۰ تا ۲ سالگی)

●     نیازهای بدنی ویژه: این مرحله، دوره ی شکل گیری جسم کودک است و به همین دلیل او نیازهای جسمانی ویژه ای دارد. از جمله خواب بیشتر و تغذیه‌ی مخصوص.
●     یادگیری مهارتهای مختلف:  کودک در این دوران از طریق کشف محیط شروع به شناسایی محیط اطراف خود و محدودیت‌هایش می کند.
●     فعالیت‌های حسی و حرکتی:  کودک در این مرحله فقط فعالیتهای حسی و حرکتی انجام می‌دهد و هوش عملی او که مربوط به تنظیم رفتارهای بیرونی است، شروع به رشد کردن می‌کند.

بایدهای مرحله اول :
عاطفی

تربیت جسمانی : تامین سلامت کودک از طریق فراهم کردن شرایط بهداشتی، تغذیه مناسب و استراحت کافی اهمیت دارد. همچنین، ایجاد محیطی ایمن برای کودک که در آن آزادی حرکت داشته باشد، ضروری است. این ایمن‌سازی باید تدریجاً کنار گذاشته شود و کودک مهارت‌هایی را برای حفظ ایمنی شخصی یاد بگیرد.

جسمانی

تربیت عاطفی-هیجانی : تامین دلبستگی ایمن برای کودکان با ایجاد محیط عاطفی پایدار و پاسخ‌دهی مناسب به نیازهای زیستی و عاطفی آنها بسیار مهم است. نیازهایی همچون گرسنگی، خواب و نیاز به محبت. دلبستگی کودک نباید به وابستگی تبدیل شود و هم‌زمان با رشد، او باید بتواند احساس استقلال و تحمل تنهایی را تجربه کند. پرورش هیجانات کودک از طریق خواندن سرود و لالایی و استفاده از موسیقی‌های آرامش‌بخش اهمیت دارد.

شناختی

تربیت اخلاقی-اجتماعی : در تربیت اخلاقی و اجتماعی، کودک باید با مفاهیم خودداری و نظم آشنا شود. تاخیر در پاسخگویی به نیازهای کودک، اراده و صبر را در او پرورش می‌دهد و آموزش اینکه کودک نمی‌تواند به هر چیزی که می‌خواهد دست بزند و باید خواسته‌هایش را کنترل کند، پایه‌گذار خودداری و رشد اخلاقی اوست.

اخلاقی

تربیت شناختی : هوش عملی به معنای آگاهی یافتن بر ویژگی‌های محیط اطراف و تمایز قائل شدن میان چیزها، از طریق بازی‌های هوشی مثل دالی کردن پرورش داده می‌شود. هوش زبانی نیز از راه‌های مختلفی مانند صحبت کردن با کودک، تکمیل آواها و همراهی با آنان در زبان شکسته‌ رشد پیدا می‌کند.

معنوی

تربیت معنوی-دینی : انجام آداب اولیه مانند نامگذاری کودک و همچنین مشاهده انجام مناسک دینی توسط والدین، نخستین گام‌های تربیت دینی کودک را تشکیل می‌دهند.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

دوران تمهید | ویژگی‌های رشدی مرحله دوم :

دوران همراهی زبانی

(۳ تا ۷ سالگی)

● استقلال بدنی: کودک در این مرحله از مادر استقلال بدنی پیدا می‌کند. اما هنوز به او وابستگی روحی دارد.
●   نیاز به بازی: رشد هیجانی و عاطفی کودک در این سنین از طریق بازی‌ها ایجاد می‌شود.
●    رشد زبان و رشد «من»:  کودک می‌تواند از کلمه «من» استفاده کند. او در این سن خودمدار است و همه چیز را از منظر نگاه خودش می بیند.
●    رشد هوش عملی: در اثر تعامل بیشتر با محیط، هوش عملی کودک تقویت می‌شود.

بایدهای مرحله دوم :
عاطفی

تربیت جسمانی : در این مرحله، ایجاد حساسیت نسبت به سلامتی، آشنایی کودک با بدن خود و نحوه مراقبت از آن اهمیت زیادی دارد. همچنین سبک زندگی سالم در خانواده می‌تواند به عنوان الگویی عادت به رعایت سلامتی و بهداشت جسم را در کودک نهادینه کند. علاوه بر این، ایجاد محیطی ایمن و حمایتی برای انجام فعالیت‌ها و کنجکاوی‌های زیاد کودک ضرورت دارد.

جسمانی

تربیت عاطفی-هیجانی : در تربیت هیجانی، ضروری است که هیجانات کودک شناسایی و متعادل شوند. مثلاً در موقعیت‌های خشم، باید با کودک همدلی کنیم و راه‌های کاهش خشم را به او آموزش دهیم. تقویت تخیل کودک از طریق بازی‌های وانمودی و خلق نقش‌های مختلف، به پرورش همدلی و مهارت‌های عاطفی او کمک می‌کند. همچنین، هنرهای تجسمی، موسیقی و سرودها می‌توانند زمینه‌ساز درک زیبایی‌شناختی کودک باشند.

شناختی

تربیت اخلاقی-اجتماعی : در این مرحله، کودک باید مهارت‌های خودکنترلی و انضباط شخصی را که مقدمه‌ی زندگی اخلاقی هستند، یاد بگیرد. برای تقویت این مهارت‌ها، می‌توان اخلاق را در موقعیت‌های عملی زندگی وارد کرد. از جمله مواجهه‌‌ی کودک با موقعیت‌های اخلاقی. ایجاد محیط اخلاقی و منصفانه و برخوردهای مهربانانه با کودک ضروری است و در کنار آن، باید از تحمیل نظام‌های ارزشی بیرونی پرهیز کرد.

اخلاقی

تربیت شناختی : کودک باید بتواند ارتباط درستی با واقعیت برقرار کند. به همین دلیل پرورش همه‌جانبه‌ی حواس او در این مرحله اهمیت دارد. تقویت تخیل و فرضیه‌پروری کودک نیز به رشد شناختی او کمک می‌کند. پرورش آن‌ها می‌تواند با قرار دادن کودک در موقعیت‌های حل مسئله و تشویق به دادن راه‌حل‌های حدسی انجام شود. پرورش قابلیت‌های زبانی از طریق گفتگو و تشویق کودک به استفاده از واژه‌های مختلف در موقعیت‌های مختلف نیز از دیگر جنبه‌های مهم تربیت شناختی است.

معنوی

تربیت معنوی-دینی : کودک ابتدا از طریق تقلید آداب و مناسک والدین با مفاهیم دینی آشنا می‌شود. به‌تدریج و با رشد شناختی، این مفاهیم می‌توانند به‌صورت ساده و استعاری به او منتقل شوند. مثلا ممکن است کودک درباره مفاهیم دینی مثل خدا سؤال کند و والدین در پاسخ دادن دچار سردرگمی یا ترس از اشتباه شوند.  این سوالات به هر دلیلی که برای کودک ایجاد شده باشند، والدین بهتر است به آن‌ها پاسخ بدهند. پاسخ می‌تواند کوتاه، ساده و مرتبط با تجربه‌های روزمره کودک باشد تا اگر علاقه یا جدیت بعدی ظاهر شد، امکان تعمیق فهم فراهم باشد. مثلا: «خدا مثل نور خورشید است، که همه جا را روشن می‌کند و باعث رشد چیزهای خوب می‌شود». (در این مورد مواجهه با این سوالات به صورت تفصیلی به بخش «خدا» مراجعه کنید).
ارتباط دادن آموزه‌های دینی با زندگی روزمره و استفاده از مراسم‌های دینی، توجه کودک را بیشتر جلب می‌کنند. این مراسم‌ها اگر با زبانی ساده، فضای شاد و امن و با استفاده از داستان، شعر، نمایش، بازی یا فعالیت‌های هنری همراه باشند، می‌توانند مفاهیم دینی را برای کودک ملموس و دوست‌داشتنی کرده و خاطره‌ی خوبی برای او ایجاد کنند.
مثلا، مفهوم دوست داشتن خدا، مهربانی و بخشش در عید قربان، دوستی و وفاداری در عید غدیر یا صبر و شکرگزاری در عید فطر، باید به زبان ساده و در قالب مثال‌های روزمره برای کودک بیان شود. به عنوان نمونه می‌توان گفت در عید قربان، ما یاد می‌گیریم چیزهایی را که دوست داریم، به دیگران ببخشیم. همچنین کودک می‌تواند در حد خودش در مراسم فعال باشد. کارهایی مثل درست کردن کارت تبریک عید، دادن هدیه یا شیرینی به دیگران، گفتن جملات کوتاه مناسب عید یا شرکت در کارهای گروهی، باعث درونی شدن تجربه‌ی او می‌شوند.
 در مراسم‌ عزاداری، مطالب دینی باید با زبانی ساده، استعاری و متناسب با سن کودک گفته شوند. نباید از صحنه‌ها یا داستان‌هایی استفاده شود که کودک را بترساند یا احساس غم شدید به او بدهد. مثلاً به جای پرداختن به خشونت یا شهادت به شکل مستقیم، می‌توان بر مفاهیمی مثل شجاعت و ایستادگی امام حسین و حضرت زینب در برابر ظلم تمرکز کرد و آن‌ها را با دنیای کودک پیوند داد. مثلا اینکه چگونه کودک می‌تواند اسباب‌بازی‌اش را با خواهر یا برادرش تقسیم کند، مثل امام حسین که برای دیگران از خودش گذشت.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک

دوران تمهید | ویژگی‌های رشدی مرحله سوم :

دوران همراهی فکری-هیجانی

(۸ تا ۱۳ سالگی)

● بیداری گرایش جنسی: در این دوران غرایز جنسی کم‌کم بیدار شده و تفاوت‌های جنسیتی شناخته می‌شوند.
● کنجکاوی و ماجراجویی: کنجکاوی کودک در این سنین زیاد است و ممکن است فعالیت‌های ماجراجویانه انجام دهد که خطراتی را برای خودش و والدین به همراه داشته باشد.
●    دوست‌یابی: به لحاظ اجتماعی کودک در این سنین وارد محیط های بزرگ‌تر مثل مدرسه می‌شود و گروه‌های دوستی و همسالان در مدرسه نقش پررنگی در اجتماعی شدن و رشد اخلاقی او ایفا می‌کنند.
●    رشد حافظه و تفکر منطقی: کودک در این سنین حافظه‌ی فوق‌العاده قوی پیدا می‌کند و می‌تواند مانند ضبط صوت تمام صداها و اتفاقات را به خاطر بسپارد. همچنین دایره واژگان او افزایش می‌یابد و می تواند مطالب نوشتاری را حفظ کند. هوش نظری یا تفکر منطقی کودک در این دوران رشد کرده و در اواخر این دوران می‌تواند کم‌کم به مفاهیم و امور انتزاعی فکر کند.

بایدهای مرحله سوم :
عاطفی

تربیت جسمانی : در این سن، مشارکت کودک در کارهای شخصی و مسئولیت‌های ساده‌ی خانه مثل جمع کردن وسایلش یا کمک در آشپزخانه، هم به فعالیت بدنی‌اش کمک می‌کند و هم حس مسئولیت‌پذیری او را تقویت می‌کند. فعالیت‌های ورزشی سبک و غیرحرفه‌ای نیز به رشد مهارت‌های بدنی و حفظ سلامت او کمک می‌کنند. در این سن بعضی غرایز جنسی کودک در حال بیدار شدن هستند، از این رو بهتر است از رفتارها و گفتارهای غیرضروری که موجب برانگیختن قوای جنسی کودک می‌شوند و یا دادن اطلاعات زودهنگام به او پرهیز شود.

جسمانی

تربیت عاطفی-هیجانی : کودک در این سن بیشتر از طریق تجربه‌ کردن موقعیت‌های واقعی یاد می‌گیرد. برای همین، یاد گرفتن مدیریت احساسات و هیجانات مثل خشم، ترس یا شادی باید در دل موقعیت‌های واقعی و طبیعی اتفاق بیفتد. همچنین، فعالیت‌های هنری مثل نقاشی، خوش‌نویسی یا شعرخوانی، می‌توانند حس زیبایی‌شناسی و ذوق کودک را رشد دهند.

شناختی

تربیت اخلاقی-اجتماعی : کودک در این سن به رابطه با هم‌سالان علاقه دارد، اما باید به او کمک کرد تا بین رقابت و رفاقت فرق بگذارد و در دوستی‌هایش تعادل داشته باشد. قصه‌گویی و تعریف کردن داستان‌هایی با موضوعات اخلاقی، تخیل اخلاقی کودک را تقویت می‌کند؛ یعنی کمک می‌کند خودش را در موقعیت‌های مختلف اخلاقی تصور کند. صحبت درباره‌ی خوبی یا بدی رفتارها و رویدادها، حساسیت اخلاقی کودک را بالا می‌برد. مثلاً اینکه چرا یک کار درست یا نادرست است. چون کودک به زیبایی علاقه دارد، اگر رفتارهای اخلاقی برای او زیبا و دوست‌داشتنی نشان داده شوند، بیشتر به سمت آن‌ها جذب می‌شود. همچنین، حفظ عزت‌نفس و کرامت کودک اهمیت زیادی دارد تا در آینده در برابر رفتارهای نادرست مقاومت بیشتری داشته باشد.

اخلاقی

تربیت شناختی : در آموزش مطالب، باید به‌جای اینکه کودک را مجبور به حفظ کردن کنیم، شرایطی فراهم کنیم که خودش به‌صورت طبیعی و بدون فشار، چیزها را به خاطر بسپارد. یادگیری اگر با علاقه و تجربه‌ی واقعی همراه باشد، ماندگارتر می‌شود. همچنین، مفاهیم علمی باید از طریق چیزهای عینی و ملموس به کودک آموزش داده شوند، چون تفکر او هنوز بیشتر عینی است تا انتزاعی.

معنوی

تربیت معنوی-دینی : آموزش پاکیزگی و طهارت در این دوره باید ساده و متعادل باشد تا کودک دچار وسواس نشود. مناسک دینی مثل دعا و نماز می‌توانند کم‌کم و با زبان کودکانه به او معرفی شوند. مثلا نماز در این سن باید به‌عنوان یک گفت‌وگوی آرام و منظم با خدا معرفی شود. کودک لازم نیست معنای عمیقی از آن را بفهمد. فقط کافی است بداند آدم‌ها گاهی نیاز دارند با کسی که به او اعتماد دارند ارتباط بگیرند. مثلاً می‌توان گفت: «ما نماز می‌خوانیم چون می‌خواهیم به خدا بگوییم به یادش هستیم و از او کمک می‌خواهیم تا بهتر زندگی کنیم.» همین. نه برای دریافت پاداش و نه ترس از او. یا وقتی کودک خسته یا ناراحت است، می‌توان گفت: «اگر دوست داری، چند دقیقه کنار هم نماز بخوانیم، شاید آرام‌تر بشوی». این نوع معرفی نماز در فضای واقعی خانه نیز باید دیده شود. یعنی اینکه کودک ببیند والدین نماز را برای ارتباط گرفتن با خدا می‌خوانند.
همچنین برای توضیح دعا به کودک در این سنین، لازم نیست از قبل و بدون پرسش او وارد این بحث شویم. اگر خودش درباره‌ی دعا سؤال کرد، می‌توانیم با یک تمثیل ساده و قابل لمس شروع کنیم:
کودک: مامان، دعا یعنی چی؟
مادر: دعا یعنی با خدا حرف بزنیم. می‌تونیم ازش تشکر کنیم، خوشحالی‌مون رو بهش بگیم یا گاهی هم ازش چیزی بخواهیم.
کودک: یعنی مثل وقتی که من از تو یه چیزی می‌خوام؟
مادر: آفرین! وقتی از من چیزی می‌خواهی، بعضی وقت‌ها می‌گم «باشه» و بهت مردم، درسته؟
کودک: بله.
مادر: اما بعضی وقت‌ها هم می‌گم «نه، الان نمیشه» یا می‌گم «این برات خوب نیست». وقتی بهت می‌گم نه، عصبانی میشی، درسته؟
کودک: بله، آن‌قدر عصبانی میشم که داد می‌زنم.
مادر: (با لبخند) بله، آدم واسه کمی ناراحت میشه، ولی تو می‌دونی که من برایت دلت نمی‌سوزم و دوستت دارم. خدا کار بزرگی از مادرها خواسته. معلومه من ناراحت میشم اگه بخوای کاری بکنی که به تو آسیب می‌رسونه، این‌طوره؟
کودک: بله.
مادر: بعداً، اینکه گفتن اصلاً از تو حمایت باید بکنه، بگه «مامان دوست داره و ازمون مراقبت می‌کنه».
کودک: راست میگی، پس تو نمی‌تونی به من بگی که الان چه موقع تموم میشه؟
مادر: البته. می‌خوای با هم از خدا کمک بخواهیم تا امروز تصمیم‌های خوبی بگیریم؟
مادر: البته. می‌خوای با هم از خدا کمک بخواهیم تا امروز تصمیم‌های خوبی بگیریم؟
کودک: آره!
مادر: خدای مهربان، ممنونیم که مراقب مایی؛ کمک کن امروز کارهای خوب بکنیم و تصمیم‌های درست بگیریم. کمک کن تا بتونیم به دیگران نه بگیم و چیزهایی که برای ما بد و نادرست‌اند رو تشخیص بدیم. همچنین لازم هست مراقب باشیم که کودکی با هر مرز سالمی بپذیریم. بعضی وقت‌ها چیزهایی که بزرگسالان طراحی شده‌اند و ممکن است برای کودک سنگین و طولانی باشند. مثل دعای قبل. برای کودک همان تجربه‌ی دعای کوتاه در خانه کافی است.

برای اطلاعات جامع به منابع زیر رجوع کنید.
لینک