لوگو
جستجو

دسترسی به کتاب


Amazon link
لینک تاقچه

مشخصات کلی کتاب

  • عنوان اصلی:

    بادکنک زبولون

  • سال انتشار:

    1393

  • نوبت چاپ:

    اول

  • نویسنده:

    آلیس بری یر هاکه

  • تصویرگر:

    اول

  • مترجم:

    رکسانا سپهر

  • انتشارات:

    میچکا

  • گروه سنی:

    5-3

خلاصه کتاب

زبولون یک بادکنک داشت. بادکنکی نرم، گرد و دوست‌داشتنی و عزیز که همه‌جا با خودش می‌برد. اما یک‌شب بادکنک پرواز کرد و رفت، او حالا باید دنبال بادکنک خود در تاریکی شب بگردد آیا موفق می‌شود بادکنک خود را پیدا کند؟

ارزش های کتاب

قصه «بادکنک زبولون» قصه‌ای با کشش و اوج و فرود مناسب است که دو ارزش اساسی اخلاقی را در خود جای‌داده است. ارزش نخست که در سطوح مختلف محسوس و انتزاعی قابل‌توجه است، ارزش شجاعت و غلبه بر ترس است. دنیای امروز دنیایی آمیخته با ترسهای مختلف است و چنانچه انتظار داشته باشیم در آینده، فرزند ما انسانی اخلاقی و مستقل باشد، لازم است قادر باشد از کودکی یاد بگیرد چگونه ترس هایش را بشناسد و بر آن‌ها غلبه کند. ترس ها انواع مختلفی دارند. از ترسهای محسوس مثل ترس از تاریکی و ترس از اتاق خلوت و ترس از نگاه کردن به زیر تخت بگیرید تا ترس های انتزاعی‌تر مثل ترس از صحبت جلوی جمع، ترس از کاری خلاف جمع انجام دادن، ترس از مسخره شدن توسط جمع و ... . در قصه بادکنک زبلون، فرصتی برای طرح این ترسها، گفتگو و فکر کردن درباره آن‌ها و دستیابی به راه‌هایی برای مدیریت آن‌ها فراهم می‌شود. در این فرصت‌ها تلاش می‌کنیم کنار کودک باشیم، ترس هایشان را به رسمیت بشناسیم و باور کنیم، با آن‌ها همدلی کنیم، درباره آن ترسها به گفتگو بنشینیم، از داستان‌های گذشته خود بگوییم، پای قصه غلبه بر ترس هامان بنشینیم و با همدیگر راه‌هایی را بیابیم تا بتوانیم ترس های خودمان را مدیریت کنیم.

ارزش اخلاقی دیگری که محور قصه «بادکنک زبلون» است و شخصیت اصلی «زبلون» را کمک می‌کند تا بر ترسش غلبه کند، دوستی است. دوستی‌های عمیق، هسته زندگی‌اند و در دل آدمی چون گیاهی سبز و نشاط‌بخش می‌شکفند و دل آدم را به بوستانی جان‌افزا تبدیل می‌کنند. نقطه آغاز دوستی، اعتمادهای شکل‌گرفته در دوستی، همراهی‌ها و همقدمی ها، مرام گذاشتن‌ها و ازخودگذشتگی‌ها قصه‌های زیادی هستند که می‌توانند حول محور مضمون دوستی بیان شوند و شنیده شوند و دوستی را در چشم و دل کودک ما پررنگ و قابل‌توجه سازند.

درنهایت، قصه بادکنک زبلون، با تصویرگری‌های خاص خودش و تبدیل نقطه‌های قرمزرنگ به موجودات مختلف، بستری برای تقویت خلاقیت و خیال ورزی کودک خواهد بود. خیال ورزی، مؤلفه‌ای اساسی است که می‌تواند آدمی را از محصور شدن در واقعیت برهاند و روزنه‌ای به جهان های جدید بگشاید. خیال ورزی ابعاد مختلفی دارد اما دوبعدی که در اخلاق و دین‌داری مدنظر قرار می‌گیرند، بر ویژگی‌های خاصی ناظرند. نقش خیال ورزی در دین‌داری، کمک به انسان در عبور از سطح ظاهری پدیده‌ها و نگرش آیه‌ای به جهان هستی است. اینکه آدمی بتواند در پس پدیده‌هایی چون غروب آفتاب، جوانه زدن گیاه، فروافتادن قطرات باران بر روی خاک تشنه و ... خلقتی هدف‌دار و زیبا ببیند و خالقی قادر، هوشمند و زیبا آفرین تصور کند، نیازمند قوه خیال ورزی و فراروی از واقعیت ظاهری است.

همچنین خیال ورزی در عرصه اخلاق به دو معنا مطرح است. از یک‌سو، خیال ورزی به معنای توانایی ترک موقعیت خویش و درک تجربه طرف مقابل در رابطه است. برای نمونه، هنگامی‌که شما خسته از سرکار می‌رسید و کودک شما از شما درخواست بازی دارد، قادر باشید خود و موقعیت خستگی خود را ترک کنید و انتظار کودک و تنهایی‌های او در خانه و نیازش با بازی را حس کنید. این توانمندی می‌تواند بخش مهمی از اخلاقی بودن آدم‌ها باشد و به آن‌ها کمک کند تا از پیله خودنگری خویش بیرون آیند و به انصاف – هسته اخلاق- میان خود و دیگری نزدیک شوند. معنای دوم خیال ورزی در اخلاق نیز توان اندیشیدن به گزینه‌های متعدد پیش رو در عمل اخلاقی است. هر چه تعداد این گزینه‌ها بیشتر شود فرد از دست زدن به اعمال بسیط دورتر می‌شوند و می‌تواند در موقعیت‌های پیچیده، تصمیم‌های بهینه بگیرد.


راهنمای والدین و مربیان

کتاب "بادکنک زبولون" همان‌گونه که در بخش پیشین بیان شد، متمرکز بر ارزش اخلاقی مختلفی چون ترس، جرات ورزی و همچنین دوستی، خیال ورزی است. در ادامه، با تمرکز بر این ارزش‌ها، گفتگوها و روند فعالیت‌های همراه با خوانش کتاب، آمده است. لازم به ذکر است بیشتر این گفتگوها باید پس از یک دور خواندن قصه صورت پذیرد و غیر از ارتباط اولیه، بقیه پرسش‌ها به پس از خوانش کتاب منتقل شود. در صورت لزوم پس از یک دور خواندن و برای آغاز گفتگوها می‌توان به کتاب برگشت و روی بخش‌های بیان‌شده، تمرکز کرد.


این کتاب یک کتاب تصویری است و در تصویرها شما فقط 3 رنگ سفید و مشکی و قرمز می‌بینید. برای جلب توجه کودک به موضوع داستان می توانیم از او بخواهیم چشمان خود را ببندد و بادکنک قرمزی را در دستش تصور کند که در تاریکی شب ناگهان طناب بادکنگ از دستش رها می شود و باد بادکنک را جایی در اطراف پنهان می کند حالا از او بپرسید:" در این لحظه چه کاری می توانی بکنی؟" " آیا از کسی کمک می گیری؟"

داستان در شب اتفاق می‌افتد و همان ابتدا بادکنک زبلون از دستش رها و در تاریکی شب گم می‌شود. ازاینجا به بعد قصه شروع به توصیف احساس زبولون و ترس و نگرانی او می‌کند : «زبولون در شب تاریک گم می‌شود، خودش را کوچک احساس می‌کند در ضمن ... پشت سرش .. یک صدایی می‌آید!». به نظر می‌رسد خواندن این کتاب فرصت مناسبی است تا اگر کودک موضوع ترس از تاریکی را دارد با او صحبت کنید. می‌توان از او پرسش‌هایی نظیر این پرسش‌ها را پرسید: «به نظرت زبولون چه احساسی دارد؟»، «چرا خودش را کوچک احساس کرد؟»، «تابه‌حال چنین حسی داشته‌ای؟». اتفاقی که افتاده این است که زبولون بادکنکش را گم‌کرده است. اما بادکنک زبولون عزیزترین چیزی بوده که داشته و به همین دلیل نمی‌تواند بی‌خیال او شود و هر جوری هست باید پیدایش کند حتی اگر در تاریکی شب باشد. می‌توان از کودک پرسید: «اگر تو هم یک‌چیز ارزشمند و دوست‌داشتنی داشته باشی و مجبور باشی برای پیدا کردن آن به تاریکی بروی چه‌کار می‌کنی؟»، «تابه‌حال چیزی را گم‌کرده‌ای که خیلی به آن علاقه داشته‌ای؟».

زبولون در مسیرش برای پیدا کردن بادکنک قرمز در تاریکی شب ابتدای دو دایره قرمز بالای درخت می‌بیند که فکر می‌کند بادکنک اوست اما در ادامه مشخص می‌شود چشمان درشت بوف کور است. خلاقیت در تصویرگری کتاب زمینه‌ای برای بروز خیال ورزی است می‌توان در مورد حدس‌های کودک را در مورد دایره‌های قرمز بعدی که زبولون در تاریکی آن‌ها را می‌بیند پرسید. پرسش‌هایی ازاین‌دست: «به نظرتون این دونقطه قرمزرنگ چی می تونه باشه؟»

داستان ادامه می‌یابد تا زبولون با بوف کور مواجه می‌شود. بوف کور پرهایش را روی سر زبولون می‌کشد و او را دلداری می‌دهد و می‌گوید«زبولون کوچولو گریه بس است بادکنکت را پیدا می‌کنیم خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری!». در ادامه دوستی‌ها شکل می‌گیرد و دل‌ها گرم می‌شود. جمله‌ای که بوف به زبولون می‌گوید نشان از امیدواری و به دنبال آن تلاش برای یافتن بادکنک است. در اینجا می‌توان از کودک پرسید: « اگر کسی را ببینی که چیزی را گم‌کرده و ناراحت است چطور می‌توانی به او کمک کنی؟» یا «تابه‌حال شده چیزی را گم کنی؟؛ احساست در آن لحظه چه بوده است؟؛ دوست داشتی در آن لحظه دوستانت برایت چه‌کار می‌کردند؟ به تو چه می‌گفتند؟».

داستان ادامه می‌یابد و زبولون با دوستان جدیدی آشنا می‌شود که هرکدام سعی می‌کند به او کمک کند. در پایان داستان زبولون به‌اتفاق دوستانش که حالا تعدادشان به 10 رسیده همچنان به دنبال بادکنک می‌گردند. حالا دیگر زبولون تنها نیست. اینجا می‌توان در مورد معنی ضرب‌المثلی که چندین بار در داستان تکرار شد صحبت کرد. این ضرب‌المثل این است که «خدا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری» با کودک صحبت کرد و پرسش‌هایی ازاین‌دست پرسید: « به نظر تو اینکه زبولون 10 تا دوست جدید پیداکرده باعث میشه ناراحتیش برای از دست دادن بادکنک کمتر بشه؟چرا؟»؛ « تا حالا شده یه اتفاق بدی برات بیفته و بعدش ببینی که توی اون اتفاق، یه عالمه اتفاق های خوب هم بوده؟»؛ «مثلا وقتی داری تو پارک می دوی، بخوری زمین و دستت بشکنه؛ اما در طول دست شکستنت، دوستات بیان خونتون و برات هدیه بیارن و یه عالمه بازی کنین و بهتون خوش بگذره؟» یا «اینکه اسباب‌کشی کنین و از مدرسه قبلیت بری و از دوستای قدیمی‌ات دور بشی اما در مدرسه جدید، یه معلم خیلی خوب داشته باشی و یه دوست صمیمی خیلی خوب پیدا کنی؟». در اینجا می‌شود از تجربیات خود از بالا و پایین زندگی و نگاه مثبت به آن‌هم صحبت کنیم.

مجموعه پرسشها و گفتگوهای این کتاب

منطق پرسش و گفتگو پرسش های اصلی
برقراری رابطه اولیه

اگر بادکنک تو در تاریکی رها شود در آن لحظه چه کاری می توانی بکنی؟ آیا از کسی کمک می گیری؟

ترس و غلبه بر آن

به نظرت ابتدای داستان زبولون چه احساسی داشت و چرا خودش را کوچک احساس کرد؟ اگر تو هم یک‌چیز ارزشمند و دوست‌داشتنی داشته باشی و مجبور باشی برای پیدا کردن آن به تاریکی بروی چه‌کار می‌کنی؟ تابه‌حال چیزی را گم‌کرده‌ای که خیلی به آن علاقه داشته‌ای؟ چگونه متوجه شویم چه در خواستهایی را جواب مثبت دهیم چه درخواستهایی را نه؟

خیال ورزی

می‌توان در مورد حدس‌های کودک را در مورد دایره‌های قرمز بعدی که زبولون در تاریکی آن‌ها را می‌بیند پرسید. فکر میکنی اون دو تا دایره قرمز چیه؟

دوستی

اگر کسی را ببینی که چیزی را گم‌کرده و ناراحت است چطور می‌توانی به او کمک کنی؟" تابه‌حال شده چیزی را گم کنی؟؛ احساست در آن لحظه چه بوده است؟؛ دوست داشتی در آن لحظه دوستانت برایت چه‌کار می‌کردند؟ به تو چه می‌گفتند؟».

توکل و مثبت اندیشی

به نظر تو اینکه زبولون 10 تا دوست جدید پیداکرده باعث میشه ناراحتیش برای از دست دادن بادکنک کمتر بشه؟چرا؟ تا حالا شده یه اتفاق بدی برات بیفته و بعدش ببینی که توی اون اتفاق، یه عالمه اتفاق های خوب هم بوده مثل اینکه اسباب‌کشی کنین و از مدرسه قبلیت بری و از دوستای قدیمی‌ات دور بشی اما در مدرسه جدید، یه معلم خیلی خوب داشته باشی و یه دوست صمیمی خیلی خوب پیدا کنی

کاردستی های مرتبط

فعاليت ساخت نقش مهمي در به یادماندن قصه و آموزه‌های تربيتي آن دارد و باعث ماندگاري قصه در ذهن آن‌ها می‌شود. در ضمن، اگر فعاليت ساخت به‌صورت گروهي انجام می‌شود فرصت مناسبي براي دست‌یابی به اهداف تربيتي ديگري مانند کار گروهي فراهم می‌شود. فعالیت ساخت در خلوت نیز نوعی تمرین ذهن و فرصت به ذهن برای اندیشیدن ضمنی به محتوای قصه خواهد بود. بنابراین اگر همراه کودک خود فعالیت ساخت را انجام می‌دهید، سعی کنید از صحبت پرهیز کنید و فرصت را برای نوعی سکوت و تمرکز را در جریان آن فراهم‌سازید.

با توجه به نوع تصاویر کتاب فعالیتی که برای این کتاب پیشنهاد می‌شود با استفاده از یک تکنیک نقاشی است با عنوان اسکراچ. شیوه انجام کار به این صورت است که از کودک می‌خواهیم با استفاده از پاستیل قرمز (یا هر رنگ دیگری) کادر مشخصی از کاغذ را کامل و منظم رنگ کند سپس با استفاده از پاستیل یا گواش مشکی روی همه آن قسمت را سیاه کند و در پایان با استفاده از وسیله‌ای نوک‌تیز مثل خلال‌دندان یا مداد فشاری هرطرحی که دوست دارند را ایجاد کند. طرح‌ها می‌تواند مانند چیزهایی باشد که در داستان هم بوده مثلاً گل رز قرمز، توت فرنگی... پس از پایان کار نقاشی را به عنوان یادگاری قاب بگیرید و در جایی از اتاق کودک قرار دهید.

-

 

نظرات مخاطبین در مورد کتاب بادکنک زبولون

0 نظر