بخش اول تربیت دینی: آشنایی کودکان و نوجوانان با پیامبری
تربیت دینی، راه مناسب آشنایی کودکان و نوجوانان با نبوت را هموار میکند. البته آشنایی با پیامبران برای کودک و نوجوان مانند سایر حوزههای تربیت دینی باید از اصول و الزاماتی پیروی کند. این اصول باید با در نظر گرفتن ویژگیهای مراحل رشد شناختی و نیز علایق و نیازهای کودکان و نوجوانان همراه باشد.
۱. مؤلفههای اصلی پیامبری
رساندن پیام الهی
یکی از مهمترین وظایف پیامبران، رساندن پیام خداوند به مردم است. پیامبران آموزههای دینی را به انسانها منتقل میکنند و آنها را با خواست خداوند آشنا میسازند. البته نقش پیامبران تنها به پیامرسانی محدود نمیشود.
الگوی عملی دینداری
پیامبران تنها درباره دین سخن نمیگفتند، بلکه آموزههایی را که بیان میکردند، در زندگی خود نیز به آنها عمل میکردند. ازاینرو، مردم میتوانستند نمونهای واقعی از زندگی دینی را در رفتار و شخصیت آنان ببینند.
وجود چنین الگویی دو فایده مهم دارد. نخست آنکه نشان میدهد عمل به آموزههای دینی امکانپذیر است. دوم آنکه بسیاری از جنبههای دین که تنها با توضیح و آموزش قابل انتقال نیستند، از طریق رفتار و شیوه زندگی پیامبران شناخته میشوند.
ایجاد علاقه و پیوند عاطفی با دین
رابطه مردم با پیامبران تنها یک رابطه شناختی نیست. بسیاری از افراد به دلیل صفات اخلاقی و رفتارهای نیکوی پیامبران، به آنها علاقهمند میشوند و در نتیجه، احساس نزدیکی و تعلق بیشتری نسبت به دین در آنها شکل میگیرد.
۲. مراحل آشنایی کودکان و نوجوانان با پیامبری
الف) دوره کودکی(محوریت عاطفه و هنر)
کودک بسیاری از نخستین تجربههای دینی خود را از طریق آشنایی با پیامبر به دست میآورد. با این حال، کودک تا حدود ۱۰ تا ۱۲ سالگی درک کاملی از مفاهیم انتزاعی مانند وحی یا چگونگی ارتباط پیامبر با خداوند ندارد. از این رو، بهتر است در این دوره شناخت زندگی و شخصیت پیامبر در اولویت قرار گیرد و بیشتر بر معرفی پیامبر به عنوان یک الگوی اخلاقی و انسانی تأکید شود. این آشنایی باید تا حد امکان به دنیای کودک نزدیک و برای او قابل فهم باشد.
انتخاب داستانهای مناسب
داستان یکی از بهترین راههای آشنایی کودک با پیامبر است. البته در انتخاب داستانها باید به چند نکته توجه شود.
نخست آنکه داستانها باید احساس امنیت کودک را حفظ کنند. زندگی پیامبر شامل جنگها و دشواریهای گوناگونی بوده است، اما برای کودکان بهتر است بیشتر بر مهربانی، دلسوزی و رفتار پیامبر با مردم، بهویژه کودکان، تأکید شود.
دوم اینکه داستانهایی انتخاب شوند که ویژگیهای اخلاقی پیامبر را نشان دهند؛ مانند راستگویی، امانتداری، شجاعت، کمک به دیگران، کنترل خشم و بخشیدن خطاهای دیگران.
سوم اینکه استفاده از کتابهای تصویری و داستانهای مصور اهمیت فراوانی دارد. ترکیب تصویر و متن معمولاً برای کودکان جذابتر است و درک مطالب را برای آنان آسانتر میکند.
چهارم اینکه داستانهای مربوط به دوران کودکی پیامبر یا رابطه ایشان با کودکان، اهمیت ویژهای دارند. این داستانها امکان همذاتپنداری بیشتری را برای کودک فراهم میکنند.
توجه به فعالیتهای هنری
آشنایی با پیامبر نباید تنها از طریق توضیح و آموزش مستقیم انجام شود. بهتر است از فعالیتهایی مانند نقاشی، نمایش، کاردستی و دیگر فعالیتهای خلاقانه استفاده شود.
برای نمونه، پس از خواندن داستانی از زندگی پیامبر، میتوان از کودک خواست آن صحنه را نقاشی کند یا در قالب نمایش اجرا کند.
آشنایی با دیگر پیامبران
در کنار آشنایی با پیامبر اسلام، میتوان کودکان را با پیامبران دیگر نیز آشنا کرد.
این کار دو فایده مهم دارد. نخست آنکه داستانها و نمونههای بیشتری برای آموزش در اختیار قرار میگیرد. دوم آنکه کودک از همان سالهای نخست یاد میگیرد پیروان دیگر ادیان را نیز محترم بشمارد و در آینده کمتر دچار تعصب شود.
احتیاط در بیان معجزات
معجزه رخدادی است که با روند معمول و شناختهشده طبیعت تفاوت دارد. کودکان معمولاً آمادگی بیشتری برای پذیرفتن چنین رخدادهایی دارند و حتی ممکن است به آنها علاقه نشان دهند.
با این حال، این موضوع به معنای مناسب بودن طرح زودهنگام معجزات نیست. تربیت باید به کودک کمک کند جهان را بر اساس نظم و قواعد حاکم بر آن بشناسد. اگر معجزات بدون آمادگی لازم مطرح شوند، ممکن است کودک دچار برداشتهای نادرست شود یا والدین ناچار شوند توضیحهایی ارائه کنند که از دقت و استحکام کافی برخوردار نباشند.
چنین برداشتهایی ممکن است در سالهای نوجوانی به شکلگیری پرسشها و حتی فاصله گرفتن از برخی آموزههای دینی منجر شوند.
ب) دوره نوجوانی(محوریت عقلانیت و استدلال)
در دوره نوجوانی میتوان با عمق بیشتری درباره پیامبری گفتگو کرد. نوجوان در این سن توانایی بیشتری برای تحلیل، مقایسه و ارزیابی دیدگاهها دارد و معمولاً پرسشهای بیشتری درباره دین مطرح میکند. از این رو، بهتر است آشنایی او با پیامبر تنها به نقل داستانها محدود نشود؛ بلکه زمینه گفتگو درباره چرایی و حکمت برخی آموزهها نیز فراهم شود.
توجه به معیارها و تقویت تفکر انتقادی
در این دوره میتوان درباره ویژگیهایی که یک انسان را شایسته الگو شدن میکنند، با نوجوان گفتگو کرد. برای مثال، میتوان درباره ارزش صداقت، عدالت، شجاعت، مهربانی و امانتداری صحبت کرد و دلایل ارزشمند بودن این صفات را توضیح داد.
در چنین شرایطی، نوجوان پیامبر را تنها به این دلیل که شخصیتی دینی است تحسین نمیکند، بلکه درمییابد که ویژگیهای اخلاقی ایشان، مستقل از جایگاه دینی، ارزشمند و شایسته الگو گرفتن هستند. این کار به او کمک میکند میان الگوها و معیارهای اخلاقی ارتباط برقرار کند.
الگوها و معیارها هر دو در تربیت اهمیت دارند. معیارها به نوجوان کمک میکنند الگوها را ارزیابی کند و الگوها نیز نمونهای عینی از معیارهای اخلاقی را در اختیار او قرار میدهند.
استقبال از پرسشهای نوجوان
نوجوان معمولاً درباره موضوعاتی مانند خدا، پیامبری، دین، معنای زندگی و هدف آفرینش پرسشهای مختلفی مطرح میکند. بهتر است والدین و مربیان این پرسشها را نشانه علاقه، کنجکاوی و رشد فکری او بدانند و برای گفتگو درباره آنها آمادگی داشته باشند.
پاسخها باید متناسب با سن نوجوان، ساده و روشن باشند. همچنین لازم نیست همیشه پاسخها کاملاً قطعی و نهایی باشند. مهمتر از همه این است که نوجوان احساس کند میتواند پرسشهای خود را بدون نگرانی مطرح کند.
برخی از پرسشهای رایج نوجوانان درباره پیامبری عبارتاند از:
خداوند بر چه اساسی پیامبران را انتخاب میکند؟
برای هر مسئولیتی، تواناییها و ویژگیهای خاصی لازم است و پیامبری نیز از این قاعده مستثنا نیست. برخی ویژگیهای پیامبران مانند خوشرفتاری، توانایی برقراری ارتباط با مردم، برخورداری از چهره دوستداشتنی، میتوانسته است در موفقیت آنها مؤثر باشد. با این حال، بسیاری از ویژگیهای مهم پیامبران در طول زندگی و در نتیجه تلاش و کوشش به دست آمدهاند؛ ویژگیهایی مانند صداقت، صبر، شجاعت، امانتداری و دلسوزی نسبت به دیگران. بر این اساس، میتوان گفت خداوند افرادی را برای پیامبری برمیگزید که شایستگی بیشتری برای این مسئولیت داشتند.چرا خداوند مستقیماً با همه انسانها سخن نمیگوید؟
یکی از پاسخها این است که همه انسانها آمادگی و ظرفیت یکسانی برای دریافت و فهم پیام الهی ندارند. پیامبران توانایی و ظرفیت بیشتری برای دریافت این پیامها داشتهاند و به همین دلیل برای این مسئولیت انتخاب شدهاند. البته این به آن معنا نیست که انسانها هیچ ارتباطی با خداوند ندارند. هر انسانی میتواند از طریق دعا، عبادت و توجه قلبی با خداوند ارتباط برقرار کند. نکته دیگر این است که وظیفه پیامبران تنها رساندن پیام الهی نبوده است. آنان با رفتار و شیوه زندگی خود نشان میدادند که چگونه میتوان به آن آموزهها عمل کرد و مردم را در این مسیر تشویق و راهنمایی میکردند.چرا پیامبران و ادیان متعددی وجود داشتهاند؟
با وجود تفاوتهایی که میان ادیان دیده میشود، بسیاری از آموزههای بنیادی آنها مشترک هستند. برای مثال، پیامبران مردم را به خداپرستی، عدالت، درستکاری و پرهیز از ظلم دعوت کردهاند. یکی از دلایل تعدد پیامبران این بوده است که در گذشته امکان حفظ و انتقال اطلاعات مانند امروز وجود نداشت. از این رو، در دورههای مختلف نیاز بود پیامبران جدیدی برای هدایت مردم برانگیخته شوند. دلیل دیگر این است که تربیت تنها با انتقال اطلاعات تحقق نمییابد. مردم به الگو، راهنما و حضور فردی نیاز داشتند که در زندگی واقعی از باورهای دینی دفاع کند و آنها را در عمل به نمایش بگذارد.چرا امروزه پیامبر جدیدی مبعوث نمیشود؟
پاسخ کامل این پرسش آسان نیست، اما میتوان چند احتمال را مطرح کرد. یکی از این احتمالها آن است که بخش عمده آنچه انسان برای هدایت نیاز داشته، از طریق پیامبران بیان شده است و اکنون انسان میتواند با بهرهگیری از عقل، تجربه و دانش خود بسیاری از مسائل زندگی را بهتر درک کند. احتمال دیگر این است که امروزه امکانات بیشتری برای حفظ و انتقال متون دینی وجود دارد. ابزارهایی مانند چاپ، نسخهبرداری گسترده و فناوریهای نوین، احتمال تحریف و یا از بین رفتن متون را بسیار کاهش دادهاند.
آشنایی با زمینه تاریخی زندگی پیامبر
بهتر است نوجوان با شرایط فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی دوران پیامبر نیز آشنا شود. آشنایی با سبک زندگی مردم آن دوره، خانواده پیامبر، دوستان و یاران ایشان و نیز شرایط جامعه آن زمان، به نوجوان کمک میکند رفتارها و تصمیمهای پیامبر را بهتر درک کند.
این آشنایی میتواند از بسیاری از سوءبرداشتهایی که به دلیل فاصله تاریخی میان امروز و عصر پیامبر به وجود میآید جلوگیری کند.
آشنایی با ابعاد عمیقتر شخصیت پیامبر
در این دوره میتوان نوجوان را افزون بر داستانهای زندگی پیامبر، با سخنان و آموزههای اخلاقی ایشان نیز آشنا کرد.
همچنین آشنایی با یاران و همراهان نزدیک پیامبر میتواند تصویر کاملتر و واقعبینانهتری از فضای زندگی و تربیت دینی آن دوران در اختیار نوجوان قرار دهد.
الگوسازی غیرمستقیم
نوجوانان بیش از آنکه از توصیههای مستقیم تأثیر بپذیرند، به رفتار افراد مهم زندگی خود توجه میکنند. والدین از مهمترین این افراد هستند.
هرچه نوجوان احترام، علاقه و توجه بیشتری نسبت به پیامبر در رفتار و گفتار والدین مشاهده کند، احتمال تأثیرپذیری او نیز بیشتر خواهد بود.
تجربههای جمعی
شرکت در برنامههایی مانند جشنهای میلاد پیامبر و عید بعثت میتواند به تقویت ارتباط عاطفی نوجوان با پیامبر کمک کند.
این برنامهها معمولاً در جمع همسالان برگزار میشوند و احساس تعلق و پیوند بیشتری را در نوجوان ایجاد میکنند.
استفاده از آثار فرهنگی مناسب
فیلمها، کتابها، رمانها، شعرها، سرودها و دیگر آثار هنری معتبر میتوانند به شناخت بهتر شخصیت پیامبر کمک کنند.
این آثار، افزون بر افزایش آگاهی نوجوان، زمینه شکلگیری ارتباط عاطفی و عمیقتر با پیامبر را نیز فراهم میکنند.
ج) معیارهای انتخاب داستانهای مناسب درباره پیامبر
همه کتابها و داستانهایی که درباره پیامبر نوشته شدهاند، برای کودکان و نوجوانان مناسب نیستند. هنگام انتخاب کتاب، بهتر است به برخی نکات توجه شود.
چه داستانهایی مناسب نیستند؟
تأکید بیش از حد بر امور خارقالعاده
برخی کتابها تلاش میکنند پیامبر را از همان دوران کودکی شخصیتی کاملاً متفاوت و برخوردار از ویژگیهای استثنایی نشان دهند. در برخی از این آثار حتی رخدادهای خارقالعاده و شگفتانگیزی به زمان تولد یا دوران کودکی پیامبر نسبت داده میشود.
فارغ از درستی یا نادرستی این روایتها، چنین تصویرهایی ممکن است این برداشت را در ذهن کودک ایجاد کند که فضیلتهای پیامبر از آغاز و بدون تلاش در اختیار ایشان بوده است.
در حالی که یکی از مهمترین جنبههای تربیتی زندگی پیامبر این است که بسیاری از ویژگیهای ارزشمند اخلاقی در طول زندگی و در پرتو تلاش، پایداری و انتخابهای درست شکل گرفتهاند. اگر کودک تصور کند پیامبر از ابتدا کاملاً متفاوت از دیگر انسانها بوده است، ممکن است نتواند ایشان را به عنوان الگویی برای زندگی خود در نظر بگیرد.
توجه نکردن به سن مخاطب
یکی از مشکلات رایج در برخی کتابهای دینی کودک، متناسب نبودن محتوا با سن مخاطب است.
در بعضی از این کتابها، مفاهیم پیچیده دینی یا داستانهای قرآنی بدون سادهسازی و متناسبسازی برای کودکان بیان میشوند. گاهی نیز نویسندگان تلاش میکنند کودک را خیلی زود با حجم زیادی از آموزههای دینی آشنا کنند.
در حالی که آشنایی با پیامبر باید تدریجی و متناسب با توانایی درک و فهم کودک باشد.
جذاب نبودن داستان
برخی کتابها بیش از اندازه به بیان جزئیات تاریخی میپردازند و همین موضوع باعث میشود داستان برای کودک خستهکننده شود.
گاهی نیز نویسنده تلاش میکند تمام اطلاعات تاریخی مربوط به یک رویداد را در قالب داستان بگنجاند. در نتیجه، جذابیت روایت کاهش مییابد و کودک ارتباط کمتری با آن برقرار میکند.
بهتر است داستانها در کنار حفظ محتوای درست و معتبر، از کشش و جذابیت کافی نیز برخوردار باشند.
چه داستانهایی مناسب هستند؟
کودکان ۵ تا ۸ سال:در این سن، بهتر است داستانها بر مهربانی، صبوری، خوشرفتاری و دلسوزی پیامبر تمرکز داشته باشند. کودکان در این دوره بیشتر از طریق احساسات و تجربههای عاطفی با شخصیتهای داستان ارتباط برقرار میکنند. به همین دلیل، داستانهایی که رفتارهای محبتآمیز پیامبر را به تصویر میکشند، معمولاً تأثیر بیشتری بر آنان دارند.
کودکان ۷ تا ۱۰ سال: در این سن میتوان داستانهایی را انتخاب کرد که ویژگیهای اخلاقی پیامبر، شیوه رفتار ایشان با دیگران و اطلاعات عمومی و سادهای درباره زندگی، خانواده و محل زندگی ایشان را معرفی میکنند.
کودکان ۱۰ تا ۱۲ سال: در این دوره، کودکان آمادگی بیشتری برای آشنایی با برخی اطلاعات تاریخی و اجتماعی مربوط به زندگی پیامبر دارند. بهتر است در کنار بیان رویدادهای زندگی پیامبر، به نقش و تأثیر پیامبران در هوایت و زندگی انسانها نیز پرداخته شود.
نوجوانان بالای ۱۲ سال: در این سن میتوان از داستانها و آثاری استفاده کرد که افزون بر معرفی زندگی پیامبر، به پرسشها و ابهامهای مربوط به پیامبری نیز میپردازند. نوجوان در این دوره دوست دارد درباره چرایی باورها بیندیشد و برای پرسشهای خود پاسخهای منطقی بیابد. به همین دلیل، آثاری که به فهم عمیقتر مفهوم پیامبری کمک میکنند، معمولاً مناسبتر و اثربخشتر خواهند بود.