زمان مطالعه: 19 دقیقه

بایدها و مراحل تربیت دینی

مراحل تربیت به ویژگی های کودک در هر مرحله از رشد اشاره می کند که شکل‌های متفاوتی پیدا خواهد کرد. در تربیت دینی فرزندانمان باید این اشکال مختلف و ویژگی های رشدی آنها را در نظر داشته باشیم. از سوی دیگر، بایدهای تربیتی، راه و رسم‌هایی هستند که ما را در رسیدن به اهداف تربیت کمک می‌کنند و متناسب با مراحل رشدی هستند که اشاره شده است. این تجویزهای تربیتی پنج حیطه‌ی تربیت جسمانی، شناختی، عاطفی، اخلاقی-اجتماعی و معنوی-دینی را در برمی‌گیرند.

ویژگی‌های رشدی مرحله اول: دوران مراقبت جسمی (۰ تا ۲ سال)

  • نیازهای بدنی ویژه: این مرحله، دوره ی شکل گیری جسم کودک است و به همین دلیل او نیازهای جسمانی ویژه ای دارد. از جمله خواب بیشتر و تغذیه‌ی مخصوص.

  • یادگیری مهارتهای مختلف:  کودک در این دوران از طریق کشف محیط شروع به شناسایی محیط اطراف خود و محدودیت‌هایش می کند.

  • فعالیت‌های حسی و حرکتی:  کودک در این مرحله فقط فعالیتهای حسی و حرکتی انجام می‌دهد و هوش عملی او که مربوط به تنظیم رفتارهای بیرونی است، شروع به رشد کردن می‌کند.

بایدهای مرحله اول

تربیت جسمانی

 تامین سلامت کودک از طریق فراهم کردن شرایط بهداشتی، تغذیه مناسب و استراحت کافی اهمیت دارد. همچنین، ایجاد محیطی ایمن برای کودک که در آن آزادی حرکت داشته باشد، ضروری است. این ایمن‌سازی باید تدریجاً کنار گذاشته شود و کودک مهارت‌هایی را برای حفظ ایمنی شخصی یاد بگیرد.

تربیت عاطفی

تامین دلبستگی ایمن برای کودکان با ایجاد محیط عاطفی پایدار و پاسخ‌دهی مناسب به نیازهای زیستی و عاطفی آنها بسیار مهم است. نیازهایی همچون گرسنگی، خواب و نیاز به محبت.  دلبستگی کودک نباید به وابستگی تبدیل شود و هم‌زمان با رشد، او باید بتواند احساس استقلال و تحمل تنهایی را تجربه کند. پرورش هیجانات کودک از طریق خواندن سرود و لالایی و استفاده از موسیقی‌های آرامش‌بخش اهمیت دارد.

تربیت اخلاقی و اجتماعی

 در تربیت اخلاقی و اجتماعی، کودک باید با مفاهیم خودداری و نظم آشنا شود. تاخیر در پاسخگویی به نیازهای کودک، اراده و صبر را در او پرورش می‌دهد و آموزش اینکه کودک نمی‌تواند به هر چیزی که می‌خواهد دست بزند و باید خواسته‌هایش را کنترل کند، پایه‌گذار خودداری و رشد اخلاقی اوست. پرورش نظم در خلال فعالیت‌های روزمره مانند خواب و تغذیه نیز از اجزای مهم این تربیت است.

تربیت شناختی

هوش عملی به معنای آگاهی یافتن بر ویژگی‌های محیط اطراف و تمایز قائل شدن میان چیزها، از طریق بازی‌های هوشی مثل دالی کردن پرورش داده می‌شود. هوش زبانی نیز از راه‌های مختلفی مانند صحبت کردن با کودک، تکمیل آواها و همراهی با آنان در زبان شکسته‌ رشد پیدا می‌کند.

تربیت معنوی-دینی

انجام آداب اولیه مانند نامگذاری کودک و همچنین مشاهده انجام مناسک دینی توسط والدین، نخستین گام‌های تربیت دینی کودک را تشکیل می‌دهند.

ویژگی‌های رشدی مرحله‌ی دوم: دوران همراهی زبانی (۳ تا ۷ سال)

  • استقلال بدنی: کودک در این مرحله از مادر استقلال بدنی پیدا می‌کند. اما هنوز به او وابستگی روحی دارد.

  • نیاز به بازی:  رشد هیجانی و عاطفی کودک در این سنین از طریق بازی‌ها ایجاد می‌شود.

  • رشد زبان و رشد «من»:  کودک می‌تواند از کلمه «من» استفاده کند. او در این سن خودمدار است و همه چیز را از منظر نگاه خودش می بیند.

  • رشد هوش عملی: در اثر تعامل بیشتر با محیط، هوش عملی کودک تقویت می‌شود.


بایدهای مرحله دوم

تربیت جسمانی

در این مرحله، ایجاد حساسیت نسبت به سلامتی، آشنایی کودک با بدن خود و نحوه مراقبت از آن اهمیت زیادی دارد. همچنین سبک زندگی سالم در خانواده می‌تواند به عنوان الگویی عادت به رعایت سلامتی و بهداشت جسم را در کودک نهادینه کند. علاوه بر این، ایجاد محیطی ایمن و حمایتی برای انجام فعالیت‌ها و کنجکاوی‌های زیاد کودک ضرورت دارد.

تربیت هیجانی-عاطفی

در تربیت هیجانی، ضروری است که هیجانات کودک شناسایی و متعادل شوند. مثلاً در موقعیت‌های خشم، باید با کودک همدلی کنیم و راه‌های کاهش خشم را به او آموزش دهیم. تقویت تخیل کودک از طریق بازی‌های وانمودی و خلق نقش‌های مختلف، به پرورش همدلی و مهارت‌های عاطفی او کمک می‌کند. همچنین، هنرهای تجسمی، موسیقی و سرودها می‌توانند زمینه‌ساز درک زیبایی‌شناختی کودک باشند.

تربیت اخلاقی و اجتماعی

در این مرحله، کودک باید مهارت‌های خودکنترلی و انضباط شخصی را که مقدمه‌ی زندگی اخلاقی هستند، یاد بگیرد. برای تقویت این مهارت‌ها، می‌توان اخلاق را در موقعیت‌های عملی زندگی وارد کرد. از جمله مواجهه‌‌ی کودک با موقعیت‌های اخلاقی. ایجاد محیط اخلاقی و منصفانه و برخوردهای مهربانانه با کودک ضروری است و در کنار آن، باید از تحمیل نظام‌های ارزشی بیرونی پرهیز کرد.

تربیت شناختی

کودک باید بتواند ارتباط درستی با واقعیت برقرار کند. به همین دلیل پرورش همه‌جانبه‌ی حواس او در این مرحله اهمیت دارد. تقویت تخیل و فرضیه‌پروری کودک نیز به رشد شناختی او کمک می‌کند. پرورش آن‌ها می‌تواند با قرار دادن کودک در موقعیت‌های حل مسئله و تشویق به دادن راه‌حل‌های حدسی انجام شود. پرورش قابلیت‌های زبانی از طریق گفتگو و تشویق کودک به استفاده از واژه‌های مختلف در موقعیت‌های مختلف نیز از دیگر جنبه‌های مهم تربیت شناختی است.

تربیت دینی-معنوی

کودک ابتدا از طریق تقلید آداب و مناسک والدین با مفاهیم دینی آشنا می‌شود. به‌تدریج و با رشد شناختی، این مفاهیم می‌توانند به‌صورت ساده و استعاری به او منتقل شوند. مثلا ممکن است کودک درباره مفاهیم دینی مثل خدا سؤال کند و والدین در پاسخ دادن دچار سردرگمی یا ترس از اشتباه شوند.  این سوالات به هر دلیلی که برای کودک ایجاد شده باشند، والدین بهتر است به آن‌ها پاسخ بدهند. پاسخ می‌تواند کوتاه، ساده و مرتبط با تجربه‌های روزمره کودک باشد تا اگر علاقه یا جدیت بعدی ظاهر شد، امکان تعمیق فهم فراهم باشد. مثلا: «خدا مثل نور خورشید است، که همه جا را روشن می‌کند و باعث رشد چیزهای خوب می‌شود». (در این مورد مواجهه با این سوالات به صورت تفصیلی به بخش «خدا» مراجعه کنید).

ارتباط دادن آموزه‌های دینی با زندگی روزمره و استفاده از مراسم‌های دینی، توجه کودک را بیشتر جلب می‌کنند. این مراسم‌ها اگر با زبانی ساده، فضای شاد و امن و با استفاده از داستان، شعر، نمایش، بازی یا فعالیت‌های هنری همراه باشند، می‌توانند مفاهیم دینی را برای کودک ملموس و دوست‌داشتنی کرده و خاطره‌ی خوبی برای او ایجاد کنند.

مثلا، مفهوم دوست داشتن خدا، مهربانی و بخشش در عید قربان، دوستی و وفاداری در عید غدیر یا صبر و شکرگزاری در عید فطر، باید به زبان ساده و در قالب مثال‌های روزمره برای کودک بیان شود. به عنوان نمونه می‌توان گفت در عید قربان، ما یاد می‌گیریم چیزهایی را که دوست داریم، به دیگران ببخشیم.

همچنین کودک می‌تواند در حد خودش در مراسم فعال باشد. کارهایی مثل درست کردن کارت تبریک عید، دادن هدیه یا شیرینی به دیگران، گفتن جملات کوتاه مناسب عید یا شرکت در کارهای گروهی، باعث درونی شدن تجربه‌ی او می‌شوند.

در مراسم‌ عزاداری، مطالب دینی باید با زبانی ساده، استعاری و متناسب با سن کودک گفته شوند. نباید از صحنه‌ها یا داستان‌هایی استفاده شود که کودک را بترساند یا احساس غم شدید به او بدهد. مثلاً به جای پرداختن به خشونت یا شهادت به شکل مستقیم، می‌توان بر مفاهیمی مثل شجاعت و ایستادگی امام حسین و حضرت زینب در برابر ظلم تمرکز کرد و آن‌ها را با دنیای کودک پیوند داد. مثلا اینکه چگونه کودک می‌تواند اسباب‌بازی‌اش را با خواهر یا برادرش تقسیم کند، مثل امام حسین که برای دیگران از خودش گذشت.


ویژگی‌های رشدی مرحله‌ی سوم: دوران همراهی فکری-هیجانی (۸ تا ۱۳ سالگی)

  • بیداری گرایش جنسی: در این دوران غرایز جنسی کم‌کم بیدار شده و تفاوت‌های جنسیتی شناخته می‌شوند.

  • کنجکاوی و ماجراجویی: کنجکاوی کودک در این سنین زیاد است و ممکن است فعالیت‌های ماجراجویانه انجام دهد که خطراتی را برای خودش و والدین به همراه داشته باشد.

  • دوست‌یابی: به لحاظ اجتماعی کودک در این سنین وارد محیط های بزرگ‌تر مثل مدرسه می‌شود و گروه‌های دوستی و همسالان در مدرسه نقش پررنگی در اجتماعی شدن و رشد اخلاقی او ایفا می‌کنند.

  • رشد حافظه و تفکر منطقی: کودک در این سنین حافظه‌ی فوق‌العاده قوی پیدا می‌کند و می‌تواند مانند ضبط صوت تمام صداها و اتفاقات را به خاطر بسپارد. همچنین دایره واژگان او افزایش می‌یابد و می تواند مطالب نوشتاری را حفظ کند. هوش نظری یا تفکر منطقی کودک در این دوران رشد کرده و در اواخر این دوران می‌تواند کم‌کم به مفاهیم و امور انتزاعی فکر کند.


بایدهای مرحله سوم

تربیت جسمانی

در این سن، مشارکت کودک در کارهای شخصی و مسئولیت‌های ساده‌ی خانه مثل جمع کردن وسایلش یا کمک در آشپزخانه، هم به فعالیت بدنی‌اش کمک می‌کند و هم حس مسئولیت‌پذیری او را تقویت می‌کند. فعالیت‌های ورزشی سبک و غیرحرفه‌ای نیز به رشد مهارت‌های بدنی و حفظ سلامت او کمک می‌کنند. در این سن بعضی غرایز جنسی کودک در حال بیدار شدن هستند، از این رو بهتر است از رفتارها و گفتارهای غیرضروری که موجب برانگیختن قوای جنسی کودک می‌شوند و یا دادن اطلاعات زودهنگام به او پرهیز شود.

تربیت عاطفی-هیجانی

کودک در این سن بیشتر از طریق تجربه‌ کردن موقعیت‌های واقعی یاد می‌گیرد. برای همین، یاد گرفتن مدیریت احساسات و هیجانات مثل خشم، ترس یا شادی باید در دل موقعیت‌های واقعی و طبیعی اتفاق بیفتد. همچنین، فعالیت‌های هنری مثل نقاشی، خوش‌نویسی یا شعرخوانی، می‌توانند حس زیبایی‌شناسی و ذوق کودک را رشد دهند.

تربیت اخلاقی-اجتماعی

کودک در این سن به رابطه با هم‌سالان علاقه دارد، اما باید به او کمک کرد تا بین رقابت و رفاقت فرق بگذارد و در دوستی‌هایش تعادل داشته باشد. قصه‌گویی و تعریف کردن داستان‌هایی با موضوعات اخلاقی، تخیل اخلاقی کودک را تقویت می‌کند؛ یعنی کمک می‌کند خودش را در موقعیت‌های مختلف اخلاقی تصور کند. صحبت درباره‌ی خوبی یا بدی رفتارها و رویدادها، حساسیت اخلاقی کودک را بالا می‌برد. مثلاً اینکه چرا یک کار درست یا نادرست است. چون کودک به زیبایی علاقه دارد، اگر رفتارهای اخلاقی برای او زیبا و دوست‌داشتنی نشان داده شوند، بیشتر به سمت آن‌ها جذب می‌شود. همچنین، حفظ عزت‌نفس و کرامت کودک اهمیت زیادی دارد تا در آینده در برابر رفتارهای نادرست مقاومت بیشتری داشته باشد.

تربیت شناختی

در آموزش مطالب، باید به‌جای اینکه کودک را مجبور به حفظ کردن کنیم، شرایطی فراهم کنیم که خودش به‌صورت طبیعی و بدون فشار، چیزها را به خاطر بسپارد. یادگیری اگر با علاقه و تجربه‌ی واقعی همراه باشد، ماندگارتر می‌شود. همچنین، مفاهیم علمی باید از طریق چیزهای عینی و ملموس به کودک آموزش داده شوند، چون تفکر او هنوز بیشتر عینی است تا انتزاعی.

تربیت دینی-معنوی

آموزش پاکیزگی و طهارت در این دوره باید ساده و متعادل باشد تا کودک دچار وسواس نشود. مناسک دینی مثل دعا و نماز می‌توانند کم‌کم و با زبان کودکانه به او معرفی شوند. مثلا نماز در این سن باید به‌عنوان یک گفت‌وگوی آرام و منظم با خدا معرفی شود. کودک لازم نیست معنای عمیقی از آن را بفهمد. فقط کافی است بداند آدم‌ها گاهی نیاز دارند با کسی که به او اعتماد دارند ارتباط بگیرند. مثلاً می‌توان گفت: «ما نماز می‌خوانیم چون می‌خواهیم به خدا بگوییم به یادش هستیم و از او کمک می‌خواهیم تا بهتر زندگی کنیم.» همین. نه برای دریافت پاداش و نه ترس از او. یا وقتی کودک خسته یا ناراحت است، می‌توان گفت: «اگر دوست داری، چند دقیقه کنار هم نماز بخوانیم، شاید آرام‌تر بشوی». این نوع معرفی نماز در فضای واقعی خانه نیز باید دیده شود. یعنی اینکه کودک ببیند والدین نماز را برای ارتباط گرفتن با خدا می‌خوانند.

همچنین برای توضیح دعا به کودک در این سنین، لازم نیست از قبل و بدون پرسش او وارد این بحث شویم. اگر خودش درباره‌ی دعا سؤال کرد، می‌توانیم با یک تمثیل ساده و قابل لمس شروع کنیم:

کودک: مامان، دعا یعنی چی؟

مادر: دعا یعنی با خدا حرف بزنیم. می‌تونیم ازش تشکر کنیم، خوشحالی‌مون رو بهش بگیم یا گاهی هم ازش چیزی بخواهیم.

کودک: یعنی مثل وقتی که من از تو یه چیزی می‌خوام؟

مادر: آفرین! وقتی از من چیزی می‌خواهی، بعضی وقت‌ها می‌گم «باشه» و بهت می‌دم، درسته؟

کودک: بله.

مادر: اما بعضی وقت‌ها هم می‌گم «نه، الان نمیشه» یا می‌گم «این برات خوب نیست». وقتی بهت می‌گم نه، معنیش اینه که از دستت عصبانی‌ام یا باهات قهرم؟

کودک: نه... آخه میگی مثلاً دندونام خراب می‌شه.

مادر:  (با لبخند) بله، آدم اولش کمی ناراحت می‌شه، ولی تو می‌دونی که من باهات قهر نیستم و دوستت دارم. خدا هم دقیقاً همین‌طوره. وقتی توی دعاهامون ازش چیزی می‌خواهیم، گاهی «بله» می‌گوید، گاهی «نه»، گاهی هم می‌گوید «بعداً». این «نه» گفتن اصلاً از روی عصبانیت یا قهر نیست. بلکه ما رو دوست داره و ازمون مراقبت می‌کنه.

کودک: پس می‌شه الان با خدا حرف بزنیم؟

مادر: البته. می‌خوای با هم از خدا کمک بخواهیم تا امروز تصمیم‌های خوبی بگیریم؟

کودک: آره!

مادر: خدای مهربان، ممنونیم که مراقب مایی؛ کمک کن امروز کارهای خوب بکنیم و تصمیم‌های درست بگیریم.

علاوه بر این نکات، باید مراقب باشیم دعا را تنها به درخواست کردن امور دنیوی و مشکل‌گشایی کاهش ندهیم. همچنین لازم است مراقب باشیم کودک را به هر مراسم دعایی نبریم. بعضی دعاها و فضاها برای بزرگسالان طراحی شده‌اند و ممکن است برای کودک سنگین و طولانی باشند. مثل دعای کمیل.  برای کودک، همان تجربه‌ی دعاهای کوتاه در خانه یا کلاس کافی است. 


ویژگی‌های رشدی مرحله‌ی چهارم: ۱۴ تا ۱۶ سالگی

  • بلوغ: در این دوران تمام اندام‌های نوجوان به سرعت و گاهی به صورت ناموزون رشد می‌کنند. غریزه جنسی کاملاً بیدار شده و تغییرات هورمونی مربوط به بلوغ، احساسات شکننده و شدیدی را در نوجوان ایجاد می‌کند که کاملاً با دوران کودکی فرق دارد.

  • استقلال روانی و هویت یابی: نوجوان در این سنین به لحاظ روانی کاملاً از خانواده خود مستقل شده و به دنبال هویت خود می‌گردد.گروه‌های همسالان به جای خانواده در هویت‌یابی او نقش بسیار پررنگی ایفا می‌کنند.

  • تفکر انتزاعی و تفکر انتقادی:  تفکر انتزاعی در این دوران کاملاً شکل گرفته و نوجوان می‌تواند مسائل را تحلیل و برای آن‌ها از استدلال استفاده کند. همچنین امور مختلف را زیر سوال برده و نقد می‌کند.

بایدهای مرحله چهارم

تربیت جسمانی

در این سن، چون نوجوانان دچار تغییرات بدنی زیادی می‌شوند، بهتر است فعالیت‌های ورزشی منظم و مناسب با شرایط جسمی‌شان داشته باشند. همچنین والدین باید به موقع، ساده و بدون خجالت درباره بلوغ و مسائل جنسی با آن‌ها صحبت کنند. چون ناآگاهی ممکن است مشکلاتی را در خواب، تغذیه یا رفتارشان ایجاد کند و نوجوان برای کسب اطلاعات گرفتار منابع نادرست یا سوءتفاهم گردد.

تربیت عاطفی-هیجانی

در این دوره، نوجوان گاهی دچار احساسات شدید مثل عصبانیت، غم و طغیان‌های هیجانی می‌شود. بهتر است والدین در این موقعیت‌ها با آرامش و کمی تأخیر واکنش نشان دهند. این کار به نوجوان احساس درک شدن و امنیت می‌دهد. شناخت تفاوت بین احساساتی مثل عشق، علاقه یا خوددوستی برای نوجوان مهم است. باید به او کمک کرد تا روابط سالم و اخلاقی با جنس مقابل داشته باشد. همچنین، علاقه‌مند کردن و توجه دادن نوجوان به هنرهایی مثل شعر و ادبیات می‌تواند به رشد زیبایی‌شناسی او کمک کرده و جایگزین احساسات آشفته شود.

تربیت اخلاقی-اجتماعی

نوجوان کم‌کم مفاهیم اخلاقی را بهتر می‌فهمد. خوب است با او درباره مسائل اخلاقی روزمره و چراهای اخلاقی گفتگو و تبادل نظر صورت گیرد. این گفتگوها باعث می‌شوند ارزش‌ها را عمیق‌تر درک کند. نوجوان اگر با دلایل خوب قانع شود، خود را به ارزش‌های اخلاقی متعهد می‌داند. کمک به او برای شناخت ویژگی‌های دوست خوب و قرار گرفتن در جمع‌های سالم هم اهمیت زیادی دارد.

تربیت شناختی

در این مرحله، نوجوان آمادگی درک مفاهیم انتزاعی و مقایسه‌ی دیدگاه‌های مختلف را دارد. این فرصت خوبی است تا در مورد مسائل مختلف عمیق‌تر فکر و گفتگو کند. نوجوان دوست دارد جدی گرفته شود. مطالعه‌ی تاریخ، زندگی بزرگان و یادگیری شیوه‌های درست انتقاد کردن می‌توانند به رشد فکری و آگاهی او کمک کنند.

تربیت دینی-معنوی

بهتر است نوجوان را به انجام فرایض دینی تشویق کرد، بدون زور و اجبار. چرا که در این سن او به دنبال رابطه‌ای شخصی و انتخابی با دین است و نه تحمیلی. اگر  والدین با مقاومت نوجوان در انجام دادن برخی فرایض دینی مثل نماز یا روزه روبرو شدند، باید به چند نکته توجه کنند:

  • اول اینکه توجه به تفاوت‌های فردی نوجوان و سطح انگیزه و توانایی‌هایش ضروری است. چرا که هر نوجوان شیوه و زمان متفاوتی برای درک و تجربه‌ی دین دارد. برخی زودتر و برخی دیرتر. برخی از راه گفتگو وبرخی از راه انجام تجربیات ملموس و عینی با دین مواجه می‌شوند.

  • دوم، والدین می‌توانند با توضیح و تبیین مناسک و معنای آن‌ها، جدا کردن دین از عاملان آن و برقراری ارتباط میان مفاهیم دینی و ارزش‌هایی مثل عدالت، انصاف و مهربانی، گفتگو را آغاز کنند. پاسخ به پرسش‌ها، شک‌ها و حتی نقدهای نوجوان نسبت به دین باید فرصتی برای گفت‌وگو فراهم کند، نه اینکه زمینه‌ای برای برخورد تنبیهی باشد. باید رابطه والد-نوجوان بر اساس محبت و دوستی حفظ گردد. الگوی مناسب بودن والدین، یعنی عمل به ارزش‌ها و باورهای دینی خود، نیز می‌تواند نقش مؤثری در انگیزه نوجوان برای انجام دادن آن‌ها داشته باشد.

  • در این مسیر توجه به گروه‌های دوستی نوجوان و نقش آن‌ها در شکل‌دهی به رفتارها و باورهای او بسیار مهم است. باید تلاش کرد تا نوجوان در گروه‌های سالم دوستی قرار گیرد. همچنین به اثرات مخرب فضای مجازی در این زمینه باید توجه کرد و والدین بهتر است مراقبت لازم را داشته باشند. کمک به نوجوان برای صرف انرژی در کارهای مفید و هدف‌دار مانند خیریه، کمک به دیگران و مشارکت در فعالیت‌های گروهی، می‌تواند از افتادن او در فعالیت‌های بی‌نتیجه جلوگیری کند.

  • در نهایت، والدین باید به این نکته کنند که فرایند تربیت دینی باید تدریجی و طبیعی و بر پایه کنجکاوی و تجربه واقعی نوجوان باشد، تا باورها و اعمال دینی به شکل پایدار و همراه با درک شخصی او شکل گیرند.

ویژگی‌های رشدی مرحله‌ی پنجم: ۱۷ تا ۲۵ سالگی

  • تثبیت بدنی، روانی و اجتماعی: در این سنین که شروع دوران جوانی است، فرد به تدریج در تمام جنبه‌های رشدی استقرار و تثبیت پیدا می‌کند. به معنای اینکه در هر وضعیت خوب یا بدی که در دوران قبل قرار داشت (استقلال یا تزلزل)، اکنون همان وضعیت تثبیت می‌شود.

  • حساسیت نسبت به ارزش‌های جامعه: استقرار روانی و اجتماعی باعث می‌شود که جوان نسبت به ارزش‌های پیرامون خود از جمله ارزش های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حساس باشد و بتواند با آن‌ها ارتباط برقرار کند.

  • ساختن نظام‌های فکری و فلسفی: در این دوران به لحاظ شناختی در جوان نوعی پختگی فکری رخ خواهد داد. او در این دوره تلاش می کند تا از طریق نقد و بررسی برای زندگی خود نظامی فکری و فلسفی بسازد.

بایدهای مرحله پنجم

تربیت جسمانی

در این سن، خوب است جوان یک ورزش را به‌صورت جدی یا حرفه‌ای دنبال کند. این کار فقط به سلامت بدن کمک نمی‌کند، بلکه در ساختن هویت شخصی‌اش هم مؤثر است.
زیرا ورزش کمک می‌کند او احساس موفقیت، کنترل بر بدن و عزت‌نفس بیشتری تجربه کند، مخصوصا اگر در یک رشته خاص استمرار داشته باشد. همچنین، لازم است آمادگی ذهنی و عملی برای ازدواج در او شکل بگیرد. صحبت‌های باز و محترمانه درباره مسئولیت‌های زندگی مشترک، به جوان کمک می‌کند بهتر خود را برای روابط آینده آماده کند. استفاده از آثار عرفانی و ادبی می‌تواند احساسات معنوی‌ جوان را تقویت کرده و ذوق هنری‌اش را پرورش دهد.

تربیت عاطفی-هیجانی

در این دوره، هیجان‌ها معمولاً نسبت به نوجوانی آرام‌تر می‌شوند. همین مسئله فرصتی ایجاد می‌کند تا اگر قبلا روابط خانوادگی چار تنش یا فاصله شده‌اند، حالا دوباره بهتر و صمیمی‌تر شوند. والدین نیز می‌توانند با ایجاد فضای گفتگوی آرام و بدون تنش و کنترل‌گری، بستر امنی برای ترمیم و تعمیق روابط عاطفی خانواده ایجاد کنند.

تربیت اخلاقی-اجتماعی

جوان در این سن به‌دنبال ساختن جهان‌بینی و ارزش‌های شخصی خود است. گاهی درگیر تفکرهای افراطی یا تک‌بعدی می‌شود، مثل اینکه موفقیت را فقط در پول یا شهرت ببیند. در این شرایط، همراهی و هدایت از طریق گفت‌وگوهای درست در مورد ارزش‌ها، خوشبختی و رضایتمندی می‌تواند کمک کند تا نگاه جوان به زندگی واقع‌بینانه‌تر شود. شرکت در کارهای خیر و فعالیت‌های نوع‌دوستانه هم به رشد اخلاقی و اجتماعی‌اش کمک می‌کند.

تربیت شناختی

در این دوره توانایی تحلیل، مقایسه و داوری در جوان به اوج خود می‌رسد. او آماده‌ است درباره مفاهیم پیچیده فکر کند و موضع بگیرد. مطالعه کتاب‌های عمیق، شرکت در بحث و گفت‌وگو و ادامه تحصیل در دانشگاه، به رشد فکری او کمک می‌کند. یاد گرفتن منطق و تمرین تفکر نقادانه باعث می‌شود بهتر فکر کند، مسائل را دقیق‌تر بسنجد و تصمیمات پخته‌تری بگیرد.

تربیت معنوی-دینی

در این دوره، جوان به‌دنبال نوعی رابطه شخصی، انتخاب‌شده و ریشه‌دار با دین است. گفت‌وگو درباره شک‌ها، پرسش‌ها و تفاوت‌های اعتقادی، بخشی از بلوغ دینی جوان است. تثبیت ایمان از راه‌هایی مثل تجربه‌های معنوی، عبادت آگاهانه و زندگی خانوادگی معنا پیدا می‌کند.

همچنین مشارکت در کارهای گروهی، دوستی با انسان‌های متعهد علی‌رغم تفاوت‌های دینی و وفاداری به تعهدات اخلاقی، نشانه‌هایی از رشد معنوی هستند. والدین بهتر است به جای تحمیل یا مخالفت، با همراهی و شنیدن، جوان را در این مسیر پشتیبانی کنند.