جدید
دعاهای زمینی پدربزرگ
پدربزرگ بهترین دوست پسرک داستان است. او و پدربزرگش عاشق قدم زدن در جنگل و طبیعت هستند. وقتی قدم میزنند درباره هر چیزی با یکدیگر صحبت میکنن...
جدید
پدربزرگ بهترین دوست پسرک داستان است. او و پدربزرگش عاشق قدم زدن در جنگل و طبیعت هستند. وقتی قدم میزنند درباره هر چیزی با یکدیگر صحبت میکنن...
پدربزرگ بهترین دوست پسرک داستان است. او و پدربزرگش عاشق قدم زدن در جنگل و طبیعت هستند. وقتی قدم میزنند درباره هر چیزی با یکدیگر صحبت میکنند. روزی پسرک داستان از پدربزرگش درباره دعا پرسید. پدربزرگ با کمک طبیعت به پسرک نشان میدهد که درختان، تخته سنگها، جويبار و همه و همه به روش خودشان دعا ميكنند. پدربزرگ نشان ميدهد هر عملي و هر سخني از انسان ميتواند دعا باشد به شرط آنكه از اعماق قلبشان باشد. او دعا كردن را براي تغيير دنيا نميداند بلكه آن را براي تغيير در خودمان ميداند. بعد از گذشت بارها و سالها قدم زدن در طبيعت يك روز پدربزرگ سخت بيمار ميشود. اما دعاهاي پسرك پدربزرگ را برنميگرداند. حالا دنيا براي پسرك داستان تاريك و غمانگيز است. تا اينكه روزي او صداي دعاهاي زمين را شنيد درست همانطور كه پدربزرگ گفته بود.
«دعاهای زمینی پدربزرگ»، قصه نیایش و آروزهای خوب برای جهان است. نیایش و طلب کردن مطلق از امر قدسی، می تواند یکی از جلوه های تجربه های عمیق معنوی و دینی آدمها باشد. در این کتاب، گویی در سفری با این تجربه معنوی همراه می شویم. نیایش و پیوند با امر قدسی در لحظه طلب، حسی بی مانند به آدمی می بخشد که می تواند یکی از موتورهای محرکه دینداری باشد. خداوند در قرآن با به رسمیت شناختن نیایش و تاثیر آن بر آدمی در مواضع مختلف، درباره آن سخن می گوید. از جمله می خوانیم: « امَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ...: یا [کیست] آن کس که درمانده را -چون وی را بخواند- اجابت میکند، و گرفتاری را برطرف میگرداند؟...» (نمل، 62).
از سوی دیگر، امیدواری به بهبود وضعیت جهان، ارزشی است که در درون دینداری مستتر است. هنگامی که کشتی جهان را واجد ناخدایی عادل، مهربان، آگاه و قادر بدانیم، ساحل آرامش را برای غایت آن می توانیم تصور کنیم. این ساحل آرامش و امیدواری، می تواند اثرات جانبی قابل توجهی در زیست آدمی داشته باشد؛ در آدمی معنا بیافریند و او را قادر سازد با روانی آرام به انجام وظایف خویش بپردازد.
یکی دیگر از ارزشهای اخلاقی-دینی دیگری که در این قصه، به صورتی مستتر دیده می شود، ارتباط عمیق و حیات بخشی است که میان دو تسل ایجاد می شود. پسرکی جوان و سرشار از انرژی و خالی از تجربه در کنار پدربزرگی پیر و آرام و سرشار از تجربه می نشیند و فرصتی فراهم می آورد که این دو از سرمایه های یکدیگر بهره گیرند و شکاف نسلی را با نگاهی مهربانانه و همدلانه پر کنند. نگاهی خالی از رویکردهای بالا به پایین و اقتدارگرایانه.
این بخش به گفتگوها و جایگاههای تمرکز ما در کتاب اختصاص دارد. خوب است بیشتر این گفتگوها باید پس از یک دور خواندن قصه صورت پذیرد و غیر از ارتباط اولیه، بقیه پرسشها به پس از خوانش کتاب منتقل شود. در صورت لزوم پس از یک دور خواندن و برای آغاز گفتگوها میتوان به کتاب برگشت و روی بخشهای بیانشده، تمرکز کرد.
با توجه به قصه و ارزشهاي آن ميتوان خوانش كتاب را در طبيعت انجام داد. قبلا از شروع قصهخواني به همراه كودك خود در طبيعت قدم ميزنيم و به تماشاي زيباييهاي طبيعتي كه خداوند خلق كرده ميپردازيم. در زمان تماشا و بعد از لذت بردن از زيباييهاي محسوركننده طبيعت با كودك خود درباره اين زيباييها و خدايي كه اين نعمتها را در اختيار ما قرار داده گفتگويي ميكنيم« به نظرت چرا طبيعت به اين زيبايي است؟، چرا خدا اين همه زيبايي را خلق كرده؟، اگر اين طبيعت نبود دنيا چه شكلي بود؟». همچنين درباره ارزش مهم كتاب، نيايش و دعا كردن صحبت ميكنيم و از او ميپرسيم« به نظرت درختان و گياهان حرف ميزنند؟ چه ميگويند؟، به نظرت دعا هم ميكنند؟ ما ميتوانيم دعاي آنها را بشنويم؟، در دعا كردنهاي خود به خدا چه ميگويند؟».
پدربزرگ به پسرك داستان نشان ميدهد كه طبيعت و اجزاي آن چگونه دعا ميكنند و براي ديدن و شنيدن دعاي آنها بايد در آرامش و سكوت به آنها نگاه كرد و گوش سپرد. همه آنها به روش خودشان دعا ميكنند. آنها با تمام وجود خود با آنچه كه در توان دارند دعا ميكنند. بعد از خوانش اين قسمت ميتوان از كودك پرسيد« طبيعت، درختان، جويبار و علفها چگونه دعا ميكنند؟، به نظرت دعاي آنها چگونه مستجاب ميشود؟. اگر در زمان خوانش اين كتاب در طبيعت حضور داشته باشيم ميتوان از كودك خود خواست كه حالا او به دعاهاي درختان و طبيعت گوش بسپارد و آنچه را كه ميبيند و ميشنود بيان كند». بعد از نيايش طبيعت كتاب به بيان دعاكردن در عالم انساني ميپردازد. داستان اشاره ميكند كه دعا كردن فقط براي زمان بيماري و سختي نيست. همچنين دعا كردن ميتواند در تمام اعمال و كارهايي كه انجام ميدهيم حضور داشته باشد و به زمان و مكان خاصي اختصاص ندارد. مهم آن است كه كه اين دعا كردن از اعماق قلب و با تمام وجودمان باشد. بعد از خوانش اين بخش ميتوان از كودك سوال كرد « ما انسانها چه زماني بايد دعا كنيم؟، چرا ما دعا ميكنيم؟، چگونه ميتوانيم دعا كنيم؟، در دعا كردن چه چيزي مهم است؟».
در ادامه داستان، پسرك از پدربزرگ درمورد مستجاب شدن دعاها ميپرسد. پدربزرگ دعا كردن را براي تغيير در دنيا نميداند. بلكه دعاهاي ما براي تغيير در خودمان است. درواقع زماني دعاهاي ما مستجاب ميشود كه تلاش كنيم و خودمان را تغيير دهيم و اينگونه دنيا نيز تغيير ميكند و محل زيباتري براي زندگي كردن. اين نوع نگاه به دعا كردن فرد را از نشستن و منتظر بودن به تلاش و تغيير و اميدواربودن سوق ميدهد. براي گفتگوي اين بخش ميتوان پرسيد« چگونه دعاهاي ما مستجاب ميشود؟، جز دعا كردن چه كار ديگري بايد انجام دهيم؟». در ادامه داستان پدربزرگ سخت بيمار ميشود و دعاهاي پسرك پدربزرگ را خوب نميكند و او را از دست ميدهد. حالا دنيا براي او تاريك ميشود و دست از دعا كردن برميدارد. تا اينكه در طبيعت قدم ميگذارد و طبيعت را ميبيند كه با زيبا زندگي كردن و با آنچه كرد توان دارند دعا ميكنند. حالا او همراه آنها ميشود همانطوركه پدربزرگش به او ياد داده بود. او با دعا كردن، با كاري كه به همراه پدربزرگش انجام ميداد پدربزرگ خود را حس كرد و در اين لحظه او به پذيرش آنچه اتفاق افتاده ميرسد. سوالهايي كه ميتوان براي اين بخش پرسيد« چرا دعاي پسرك مستجاب نشد؟، چرا پسرك دست از دعا كردن برداشت؟، چه اتفاقي افتاد كه دوباره دعا كرد؟، چگونه پدربزرگش را حس كرد؟».
در فضاي كلي داستان ارتباط و دوستي پسرك و پدربزرگ بسيار پررنگ است. پدربزرگ براي پسرك دوستي است كه تجربه و دانش بسياري دارد. براي پسرك پدربزرگ مرجعي است كه در كنار او حالش خوب است و او را به آنچه كه نميداند آگاه ميكند.
ارزش نيايش
به نظرت درختان و گياهان حرف ميزنند؟ چه ميگويند؟ به نظرت دعا هم ميكنند؟ ما ميتوانيم دعاي آنها را بشنويم؟ در دعا كردنهاي خود به خدا چه ميگويند؟ طبيعت، درختان، جويبار و علفها چگونه دعا ميكنند؟ به نظرت دعاي آنها چگونه مستجاب ميشود؟ اگر در زمان خوانش اين كتاب در طبيعت حضور داشته باشيم ميتوان از كودك خود خواست كه حالا او به دعاهاي درختان و طبيعت گوش بسپارد و آنچه را كه ميبيند و ميشنود بيان كند. ما انسانها چه زماني بايد دعا كنيم؟ چرا ما دعا ميكنيم؟ چگونه ميتوانيم دعا كنيم؟ در دعا كردن چه چيزي مهم است؟
ارزش اميدواري
چگونه دعاهاي ما مستجاب ميشود؟ جز دعا كردن چه كار ديگري بايد انجام دهيم؟ چرا دعاي پسرك مستجاب نشد؟ چرا پسرك دست از دعا كردن برداشت؟ چه اتفاقي افتاد كه دوباره دعا كرد؟ چگونه پدربزرگش را حس كرد؟
در فعاليت ساخت، کودک چیزی مرتبط با داستان را میسازد که در به یاد ماندن قصه و ارزشهای اخلاقی آن کمک میکند و با اين فعاليت، ماندگاری داستان در ذهن کودک بیشتر میشود. خلوتی که در درست کردن کاردستی رخ میدهد و سکوتی که در حین کار کردن دستها پدید میآید نیز میتواند فضای مناسبی برای تمرکز روی قصه فراهم آورد.
براي قسمت ساخت اين داستان ميتوان از ابزارها و موادهاي حاضر در طبيعت كمك گرفت. درواقع كودك با مشاهده در محيط پيرامون خود و با چيزهايي كه پيدا ميكند كاردستي خود را ميسازد و براي خود قسمتي از اين طبيعت زيبا را به يادگار ميبرد.
هنوز نظری ثبت نشده است.