جدید
دیواری که می ترسید
دیواری بود که از همهچیز میترسید. از آدمها، گربهها، گنجشکها، حتی از پروانهها. هرکسی به او نزدیک میشد، یکقدم عقب میرفت، تا اینکه به د...
جدید
دیواری بود که از همهچیز میترسید. از آدمها، گربهها، گنجشکها، حتی از پروانهها. هرکسی به او نزدیک میشد، یکقدم عقب میرفت، تا اینکه به د...
دیواری بود که از همهچیز میترسید. از آدمها، گربهها، گنجشکها، حتی از پروانهها. هرکسی به او نزدیک میشد، یکقدم عقب میرفت، تا اینکه به دریا رسید. دیوار گفت: «وای! ازاینجا به بعد کجا بروم؟ من از دریا میترسم!» و از ترس لرزید. تا اینکه موج تخم لاکپشتی را با خود آورد. تخم کوچولو با آب اینطرف و آنطرف میرفت. دیوار به لاکپشت کوچولویی فکر کرد که توی تخم بود. دلش لرزید و...
کتابهای نارنجی، کتابهایی فارسیاند که برای کودکان 6 تا 10 ساله نگاشته شده و در آنها تلاش شده تا با تأکید بر خیال ورزی و نیز فرهنگ ایرانی، قصههایی بومی و جذاب خلق شود. سطح کیفی این کتابها که برای هر شب یک سال یک قصه دارند (56 جلد و هر جلد 7 قصه)، یکسان نیست. قصه «دیواری که میترسید»، یکی از قصههای جذاب و قابلتوجه این مجموعه است. در این قصه، ارزشهایی چون فداکاری، شجاعت و مسئولیتپذیری محوریت دارند. قصه، داستان دیواری است که از همهچیزی ترسد اما در موقعیت که پای یک تخم لاکپشت در میان است و برای حفظ جان آن، ترس هایش را کنار میگذارد و دل به دریا میزند.
مسئولیتپذیری ازجمله ارزشهای اخلاقی-اجتماعی است که شرط یک زندگی امن و اخلاقی است. در این قصه، مسئولیتپذیری ورای دوستی مدنظر قرار میگیرد. دیوار هیچ آَشنایی قبلی با تخم لاکپشت ندارد اما حس مسئولیتی که در قبال وی احساس میکند، منجر به تحولی وجودی در وی میشود. احساس مسئولیت، جامعهای مهربانتر، همدلتر و امنتر را نوید میدهد و ازاینرو، قصههایی که قادر باشند به نحوی ضمنی و در بستر زندگی، این ارزش را وارد اندیشه وزندگی کودکان کنند، اهمیت زیادی دارند.
ارزش دیگری که در پس ارزش مسئولیتپذیری مطرح میشود، فداکاری است. تمثیل «دل به دریا زدن» که در فارسی کنایه از رفتن بهسوی خطر است در این قصه بهخوبی و در جای خود استفادهشده است و نشان میدهد دیوار به خاطر نجات تخم لاکپشت حاضر است خود را به خطر افکند. خطر کردن در زندگی در بسیاری اوقات، منجر به رشدهای فردی یا رقم خوردن تحولات اجتماعی خواهد شد. بدون خطر کردن، تحولی رخ نمیدهد و وضعی دگرگون نخواهد شد.
در ذیل دو ارزش مسئولیتپذیری و فداکاری، شجاعت و جرات ورزی هم طرح میشود و دیوار در مسیر انجام مسئولیت خویش، ترسهای خویش را نیز کنار میگذارد. شناخت ترسها و نحوه غلبه بر آنها، از مولفه های مهم تربیتی است که تمرین آنها از کودکی منجر به شکلگیری شخصیتی شجاع در آینده خواهد شد.
بعد از خوانش کتاب، برای تعمق بخشیدن به درک کودک از داستان میتوان از او سؤالاتی پرسید و گفتگوهایی داشت. این سؤالات میتواند مربوط به کلیت داستان و ارزشهای مطرحشده در آن و یا مربوط به بخشهای خاصی از ماجراهای طرحشده باشد. در ادامه، این گفتگوها حول ارزشهای محوری کتاب طرح خواهد شد.
شروع ارتباطگیری کودک با داستان را میتوانیم با پرسشی از اطلاعات کودک دربارۀ لاکپشتها شروع کنیم. « درباره لاکپشتها چه چیزهایی می دونی؟ می دونی اونها چطوری زندگی میکنند؟». بعد از شنیدن صحبتهای او میتوانیم مستندی کوتاه از زندگی لاکپشتها برایش پخشکنیم تا متوجه شود که لاکپشتها هم در دریا و هم خشکی زندگی میکنند. موجوداتی تخمگذارند، در ساحل تخمگذاری میکنند و برای محافظت از تخمها، آنها را زیر شن پنهان میکنند. همچنین در طی تماشای مستند یا جستجو در اینترنت همراه با کودک اطلاعات بیشتری به دست میآوریم. برای نمونه میفهمیم که بچه لاکپشتها هم بعد از بیرون آمدن از تخم از شنها بیرون آمده و به سمت دریا حرکت میکنند. بعدازاین جلبتوجه و دادن اطلاعات، حالا میتوانیم به سراغ داستان برویم و خواندن آن را شروع کنیم. در این کتاب نقاط و نکات مهمی معطوف به ارزشهای مدنظر نویسنده وجود دارد که میتوان دربارهشان گفتگو کرد. اما ما در حین خوانش قصه، گفتگوی مفصلی نخواهیم داشت. البته در مقاطعی از قصه، مکثها یا تغییر لحنهایی انجام میشود تا نوعی از تمرکز روی نقاط حساس صورت پذیرد و بعد از اتمام خواندن به نقاطی که بهطور مشخص قابلیت پرسش و گفتگو دارند برمیگردیم تا مفصلتر دربارهشان صحبت کنیم.
این داستان بر این نگاه استوار است که برای مقابله با ترسها باید با آنها مواجه شد. تا زمانی که از رویارویی با ترسها میگریزیم امکان رهایی از آنها را نداریم. از همین رو میتوانیم با کودک گفتگوهایی از این قبیل داشته باشیم: « دیوار کی تونست به ترسش غلبه کنه؟»، «به نظرتون قبلاً هم میتونست کاری کنه که ترسش بریزه؟ چه کاری؟»، «اگر بازم میگفت چون میترسم کاری نمیکنم، میتونست شجاع شه و کارهای تازه انجام بده؟»، «برای تو پیش آمده از چیزی بترسی؟ برای اینکه ترست از بین بره چیکار کردی؟»
این داستان همچنین به این اشاره دارد که گاهی نیاز به محرکی برای غلبه بر ترس هست. این محرک میتواند مسئولیتی باشد که نسبت به دیگران در خود احساس میکنیم. در اینجا آنچه باعث حرکت دیوار میشود مسئولیتی است که نسبت به جان لاکپشت کوچک در خود احساس میکند که باعث میشود او از ترسهایش بگذرد، جرأت به خرج دهد و به کمک تخملاکپشت برود. این داستان به کودک میآموزد که انسان نسبت به دیگران «تعهد و مسئولیت» دارد و نمیتواند از این مسئولیت به بهانههایی همچون ترس چشم بپوشید. همچنین این داستان به کودک «گذشت و فداکاری» را میآموزد. به او یاد میدهد که گاهی به دلیل مسئولیتی که انسان در قبال دیگران دارد، باید از خود بگذرد و فداکاری کند. علاوه به راین میآموزد همانطور که دیوار با فداکاری خود توانست بر ترسهایش غلبه کند، فداکاری انسان به خاطر دیگران هم خیلی اوقات رشد خود فرد را هم به دنبال دارد. بهبیاندیگر خیلی اوقات راه رشد خود انسان از راه کمک به دیگران میگذرد. نمونه پرسشهایی که میتوانیم از کودک بپرسیم میتوانند اینها باشند: « به نظرت اینکه دیوار به تخملاکپشت کمک کرد، فایدهای هم برای خودش داشت؟»، «اگر دیوار برای کمک به تخملاکپشت احساس مسئولیت و گذشت نمیکرد ترس خودش هم از بین میرفت و می تونست چیزهای جدید تجربه کنه؟»، « تا حالا شده کاری رو دوست نداشته باشی ولی به خاطر کمک به دیگران انجامش بدی؟ چه احساسی داشتی اون موقع؟»
نقشی که قایق در داستان دیواری که میترسید ایفا میکند، کودک را در تأثیرگذاری بر عمل دیگران یاری میکند. کودک از قایق میآموزد برای کمک به فردی دیگر برای انجام دادن عملی مثبت باید شیوههای متفاوتی را در پیش گرفت. شیوههایی همچون صحبت کردن و راهنمایی دادن، تبیین کردن و تشویق کردن و درنهایت سکوت و کممحلی. قایق با استفاده از هرکدام از این شیوهها در زمان مناسب، به دیوار کمک کرد تا بهمواجهه با ترسش برود و به بچه لاکپشت کمک کند. از همین رو خوب است با سؤالاتی همچون سؤالات زیر گفتگویی حول رفتار قایق با کودک داشته باشیم. «به نظرت رفتارهای قایق با دیوار درست بود؟»، «به نظرت چرا وقتی دیوار ازش خواست که اون تخم رو نجات بده، قبول نکرد؟»، «اگر جای قایق بودی چیکار میکردی؟ چه رفتاری با دیوار داشتی؟»، «وقتی دیدی دیوار شک داره، خودت تخم رو نجات میدادی؟»، «تا حالا شده دوستت از انجام کاری بترسه و تو بهش کمک کنی؟ چی کار کردی؟»
برقراری ارتباط اولیه
شما درباره لاکپشتها چه چیزهایی می دونید؟ می دونید اونها کجا و چطوری زندگی میکنند؟
لزوم مواجهه با ترسها
«بچهها دیوار کی تونست به ترسش غلبه کنه؟» «به نظرتون قبلاً هم میتونست کاری کنه که ترسش بریزه؟ چه کاری؟» «اگر بازم میگفت چون میترسم کاری نمیکنم، میتونست شجاع شه و کارهای تازه انجام بده؟» «برای شما پیشآمده از چیزی بترسید؟ برای اینکه ترستون از بین بره چیکار کردین؟»
اهمیت فداکاری و مسئولیتپذیری در رشد آدمی
«بچهها به نظرتون اینکه دیوار به تخملاکپشت کمک کرد، فایدهای هم برای خودش داشت؟» «اگر دیوار برای کمک به تخملاکپشت احساس مسئولیت و گذشت نمیکرد، ترس خودش هم ازبین می رفت و می تونست چیزهای جدید تجربه کنه؟» «شما تا حالا شده کاری رو دوست نداشته باشید ولی به خاطر کمک به دیگران انجامش بدین؟ چه احساسی داشتید؟»
تلاش برای کمک به دیگران برای بهتر شدن (کنشگری)
«بچهها به نظرتون رفتارهای قایق با دیوار درست بود؟» «به نظرتون چرا وقتی دیوار ازش خواست که اون تخم رو نجات بده، قبول نکرد؟» «اگر شما جای قایق بودین چیکار میکردین؟ چه رفتاری با دیوار داشتید؟» «وقتی دیدید دیوار شک داره، خودتون تخم رو نجات میدادید؟» «تا حالا شده دوست تون از انجام کاری بترسه و شما بهش کمک کنید؟ چی کار کردید؟»
در فعالیتهای مربوط به این کتاب، بخش ساخت بیشتر ناظر بر خلوت با خویش و مواجهه با ترسهای خود است. در ادامه، دو پیشنهاد مطرح می شود:
پیشنهاد اول:
در ابتدا از کودک میخواهیم تا از چیزهایی که ترس دارد نقاشی بکشد، و در ادامه از او میخواهیم تا اگر راهحلی برای مواجه با ترس خود به ذهنش میرسد آن را هم به تصویر بکشد.
پیشنهاد دوم:
این فعالیت بهتر است بهصورت جمعی صورت پذیرد تا شور بیشتری داشته باشد و کودک انگیزه بیشتری برای غلبه بر ترس خود داشته باشند. در این فعالیت از یک کرم کمک میگیریم و از کودک میخواهیم تا به این موجود خوب نگاه کنند و در رابطه با نوع زندگی و دیگر خصوصیات این موجود کمی تحقیق میکنیم و از آنها میخواهیم در این مرحله این موجودات را در دست خود نگهدارند و کمی از نزدیک با آن مواجهه داشته باشند.
هنوز نظری ثبت نشده است.