روزی که مدادشمعی‌ها به خانه برگشتند جدید

روزی که مدادشمعی‌ها به خانه برگشتند

روزي دانكن و مدادشمعي‌هايش باهم نقاشي مي‌كشيدند كه يك‌دسته كارت‌پستال عجيب براي دانكن رسيد. اين كارت‌پستال‌ها همه از طرف مدادشمعي‌هاي دانكن...

نویسنده: درو دي‌والت

خلاصه کتاب

روزي دانكن و مدادشمعي‌هايش باهم نقاشي مي‌كشيدند كه يك‌دسته كارت‌پستال عجيب براي دانكن رسيد. اين كارت‌پستال‌ها همه از طرف مدادشمعي‌هاي دانكن بود. آن‌ها از دانكن درخواست‌هايي داشتند. بعضي از آن‌ها گم شده بودند و از دانكن مي‌خواستند كه آن‌ها را به خانه برگرداند، بعضي خودشان در حال برگشت به خانه هستند، بعضي شكسته بودند و بعضي دانكن آن‌ها را فراموش كرده بود. حالا دانكن با شنيدن درخواست‌هاي آنان تصميم مي‌گيرد كه برايشان جبران كند.

ارزش‌های کتاب

همدلی و درک متقابل، ارزش گمشده این روزهای دنیای انسانی است. شکل گیری گروههای رادیکال و قطبی، خود حق پندار و  بی توجه به دیگران، جوامعی را خلق کرده که خشونت در آنها انباشته می شود و طیفی که دیده نیم شوند و به حساب نمی آیند به فضای اجتماعی احساس تعلق نمی کنند. این حس عدم تعلق می تواند منجر به اعتراضات خشونت بار و فروریختن انسجام اجتماعی جوامع شود و نوعی عدم امنیت را وارد زیست انسانی کند. یکی از بسترهای مهمی که در آنها همدلی و درک متقابل می تواند مد نظر قرار گیرد، قصه است. قصه با خلق شخصیتهای متنوع و با روایتی جذاب، می تواند ما را از لاک خویش بیرون بکشد، با شخصیت های مختلف همراه کند و توان درک احساس هایی غیر از احساس بالفعل خودمان را در ما ایجاد کند. این نوع تخیل که در بستر قصه بارور می شود، قابلیت درک متقابل را در ما تقویت خواهد کرد. آن وقت است که ما قادر خواهیم بود از احساس شخصی خودمان رد موقعیت فاصله بگیریم، در منظر دیگری بنشینیم و از زاویه او به مسائل نگاه کنیم و احساسات متناسب با این نگاه را تجربه کنیم. اینگونه است که می توانیم زیستن در فضایی روادارانه و آرام را تجربه کنیم و در عین اختلاف نظر و تفاوت نگاه، بدون حذف شدن یا حذف کردن، زندگی کنیم.

قرآن با توجه به این مولفه حیاتی در جامعه اسلامی تلاش می کند در سطوح مختلف این همدلی را مورد تاکید قرار دهد. در سطح درون دینی، استعاره «حبل الله»، استعاره ای است که برای نخ تسبیح همدلی و وفاق معرفی شده است: « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ: و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دلهای شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید؛ و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند نشانه‌های خود را برای شما روشن می‌کند، باشد که شما راه یابید. » (آل عمران، 103). همچنین در سطح برون دینی، در ارتباط با معتقدان به سایر ادیان، از استعاره «کلمه واحده» یا همان توحید سخن رفته است. این کلمه واحد می تواند اشتراک منظری را فراهم سازد و با استفاده از آن، درک متقابل راحت تر صورت گیرد: « قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّه...: بگو: «ای اهل کتاب، بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم که: جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم، و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد...» (آل عمران، 64). در سطحی فراتر از ادیان، نیز سخن از سرشت واحد انسانی است. امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر می نویسد: «ام ما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق...: آنها یا برادر دینی تواند یا مانند تو انسانند...» (نهج البلاغه، نامه 53).

در قصه «روزی که مدادشمعی ها دست از کار کشیدند»، با سفری دلپذیر به دنیای مدادشمعی ها از خواسته ها و احساسات آنها با خبر می شویم و با آنها در احساساتشان شریک می شویم. این همراهی و شراکت، می تواند زمینه های همدلی را در ما تقویت کند.

ارزش دیگری که دراین قصه مد نظر قرار گرفته، ارزش نظم است. نظم در زندگی، نقش مهمی در آرامش روحی انسان و نیز انتظام روال امور زندگی آدمی در ابعاد فردی و اجتماعی دارد. رعایت نظم بیرونی باعث می شود، نوعی نظم درونی نیز در وجود آدمی پدیدار شود و این نظم، فضایی آرام و روشن برای زندگی فراهم آورد. امام علی (ع) در سفارش های پایانی عمر خویش می فرماید: «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم: شما را به تقوای الهی و نظم امور توصیه می کنم» (نهج البلاغه، نامه 47). همچنین مولفه مقوم تقوا در قرآن، زیستن در حدود است. این حدود، می تواند به زندگی آدمی انتظام بخشد و آدمی را قادر سازد تا تمایلات سرکش خود را مهار کند. کتاب «روزی که مدادشمعی ها دست از کار کشیدند»، با تمرکز بر این نظم، آن را در قالبی کودکانه و محسوس بیان می کند و تلاش دارد تا در همین قالب و با طنزی کودکانه، به گونه ای آن را مطرح کند که مقاومت درونی کودکان را برنیانگیزد و آنها را با خود همراه سازد.

راهنمای والدین و مربیان

در ادامه سعي داريم در باب جايگاه ارزش‌ها در قصه و سوالات مرتبط با اين ارزش‌ها را بررسي كنيم. در اين سوالاتي مهم براي تثبيت شناختي ارزش‌ها در ذهن كودك را مطرح مي‌كنيم. اين سوالات قرار است شروعي براي گفتگوي هدفمند با كودك خود باشد. بيشتر اين گفتگو بهتر است در آغاز يا پايان قصه‌خواني باشد تا لذت خواندن كتاب را از كودك دريغ نكنيم.

الف- جلب‌توجه کودک به قصه:

براي گفتگوي آغازين و ‌آماده كردن كودك براي شنيدن قصه با توجه به موضوع داستان ميتوان از كودك خواست از اتاق خود و از بين وسايل شخصي خود ابزاري را انتخاب كند. سپس كودك زبان آن شيء شود و با كودك كه زبان آن شيء شده گفتگو كنيم( ميتوان اين گفتگو مانند نمايش باشد و كودك پشت پرده يا ميزي اجرا كند و با شما گفتگو كند) و از حال و خواسته‌هاي آن شيء بپرسيم تا كودك خود را جاي آن بگذارد. براي شروع ميتوان اين سوال را پرسيد كه اگر اين وسيله مي‌توانست با تو حرف بزند چه مي‌گفت.

ب- ارزش همدلي و درك متقابل:

در قصه مدادشمعي‌هاي دانكن جان گرفتند و حالا اين ابزارهاي ساده كه چندان به چشم نمي‌آيند سخن مي‌گويند. آن‌ها خواسته‌ها و نيازهاي منطقي خود را بيان مي‌كنند و از دانكن مي‌خواهند كه بيشتر به آ‌ن‌ها توجه و كند و مراقب آن‌ها باشد. داستان سعي دارد با گفتن اتفاقات و بلاهايي كه به سر اين مدادشمعي‌ها آمده دانكن و شنونده قصه خودش را جاي اين مدادشمعي‌ها بگذارد تا آن‌ها را درك كند. سوالاتي كه براي اين ارزش مهم در زندگي ميتوان از كودك پرسيد شامل‌ «چه بلايي سر اين مدادشمعي‌ها آمده بود؟، به نظرت اين مدادشمعي ها از اين بلاهايي كه به سرشان آمده بود خوشحال بودند؟، چرا مدادشمعي سبز نخودي يا بقيه ناراحت بودند؟، قبل از خواندن ادامه قصه و جبران دانكن بپرسيم كه به نظرت دانكن حالا بايد براي اين مدادشمعي‌ها چه كند؟، مدادشمعي‌هاي تو یا بقیه وسایل شخصي ات احساس خوشحالي در زندگي دارند؟.»

ج- ارزش نظم:

مدادشمعي‌هاي دانكن در مكان‌هاي مختلف تنها ماندند و بلاهاي مختلفي بر سرشان آمده است. و در پايان مي‌بينيم كه همه آ‌ن‌ها به كمك نياز دارند. به خانه‌اي كه براي همه آن‌ها باشد. هنگامي كه داستان را مي‌خوانيم يكي از دلايلي كه اين بلاها به سرشان آمده است پخش و پلا بودن آن‌ها است. براي اين بخش ميتوان از كودك پرسيد كه «چرا اين مدادشمعي‌ها گم شدند و از خانه دور هستند؟، دانكن بايد چكاري انجام مي‌داد كه مدادشمعي‌ها بلايي سرشان نمي‌آمد و يا گم نمي‌شدند؟، تو چه اسباب‌بازي يا وسيله خود را گم كرده‌اي؟، چرا گم كرده بود؟ و بعد چه كردي؟

پرسش‌ها و گفتگوها

ارزش همدلي و درك متقابل

اگر اين وسيله تو مي‌توانست با تو حرف بزند چه مي‌گفت؟ چه بلايي سر اين مدادشمعي‌ها آمده بود؟ به نظرت اين مدادشمعي ها از اين بلاهايي كه به سرشان آمده بود خوشحال بودند؟ چرا مدادشمعي سبز نخودي يا بقيه ناراحت بودند؟ قبل از خواندن ادامه قصه و جبران دانكن بپرسيم كه به نظرت دانكن حالا بايد براي اين مدادشمعي‌ها چه كند؟ مدادشمعي‌هاي و بقیه وسایل شخصی ات احساس خوشحالي در زندگي دارند؟

ارزش نظم

چرا اين مدادشمعي‌ها گم شدند و از خانه دور هستند؟ دانكن بايد چكاري انجام مي‌داد كه مدادشمعي‌ها بلايي سرشان نمي‌آمد و يا گم نمي‌شدند؟ تو چه اسباب‌بازي يا وسيله خود را گم كرده‌اي؟ چرا گم كرده بود؟ و بعد چه كردي؟

کاردستی‌های مرتبط

در پايان خوانش قصه و گفتگو براي تثبيت قصه و ارزش‌هاي آن در ذهن كودك سعي مي‌شود كه كودك فعاليت يا ساختي مرتبط با داستان و ارزش‌هاي آن انجام دهد. همچنین اين فعاليت‌ها لذت قصه‌خواني را براي كودك دو چندان مي‌كند.

براي فعاليت اين كتاب كودك ميتواند براي ابزاري كه در قسمت الف از زبان آن سخن گفته است نامه‌ يا كارت‌پستالي براي او بنويسد و حالا به او بگويد كه چه كاري براي نياز‌ها و درخواست‌هاي او انجام مي‌دهد. همچنين ميتوان دوباره نمايش ابتدايي را با ابزارهاي مختلف خانه مانند وسايل آشپزخانه، درخت يا گل و حتي حيوانات انجام داد و حالا ديد كه آن‌ها اگر زبان باز كنند به ما چه مي‌گويند.

براي فعاليت ساخت ميتوان به همراه يك كاغذ رنگي، مدادرنگي، قيچي و وسايل تزييني مدادشمعي ساخت. براي ساخت مدادشمعي ابتدا كاغذ را از وسط نصف كرده و طرح مدادشمعي مورد نظر خود را بر روي كاغذ مي‌اندازيم. داخل كاغذ جمله اگر من مدادشمعي(رنگ كاغذ رنگي) بودم.... مي‌نويسيم. حالا كودك مي‌تواند خود را جاي آن مدادشمعي بگذارد و هر آنچه كه دوست دارد نقاشي كند.

نظرات مخاطبین

هنوز نظری ثبت نشده است.

نظر شما