سطل تو چقدر پر است؟ جدید

سطل تو چقدر پر است؟

فیلیکس و خواهرش آنا مثل خیلی از خواهرها و برادرها با هم دعوایشان شده و از دست هم ناراحت می شوند. پدربزرگ فیلیکس، نوه اش را متوجه موضوعی عجیب...

نویسنده: تام راث و ماری ریک میر

خلاصه کتاب

فیلیکس و خواهرش آنا مثل خیلی از خواهرها و برادرها با هم دعوایشان شده و از دست هم ناراحت می شوند. پدربزرگ فیلیکس، نوه اش را متوجه موضوعی عجیب و جالب می کند که بعد از به کار بردن آن، فیلیکس بهتر می تواند حال اطرافیانش را درک کند و در نتیجه حال خودش هم بهتر باشد. ماجرا در مورد وجود سطلی نامرئی است که پر شدن و خالی شدن آن به احساس ما و اطرافیانمان بستگی دارد.

ارزش‌های کتاب

کتاب «سطل تو چقدر پر است؟»، قصه مهربانی و مراقبت از یکدیگر است. قصه نگاه همدلانه به یکدیگر داشتن، یکدیگر را دوست داشتن و برای خوشحالی همدیگر تلاش کردن. این قصه، البته ترکیبی از قصه و تمرین عملی است.

زیستن در دنیایی که افراد نسبت به یکدیگر مراقبت و مهربانی دارند، زندگی در بهشتی است که سختی هایش هم خواستنی و شیرین است. سختی هایی که در دل هر یک، نورهایی جدید از مهربانی ها و توجه ها نمایان می شود و دل آدمها را گرم می کند. یکی از پیش نیازهای این دنیای خواستنی، قابلیت شناخت احساسات دیگران است. اینکه آدمها با اخم هم، به غم یکدیگر، به اشک یکدیگر و شادی و ذوق یکدیگر حساس باشند و قادر باشند از حالتهای ظاهری هم به تموج های روحی یکدیگر پی ببرند. به قول شاعر: صاف گر باشد هوای آسمان دوستی... حال هم را می شود فهمید از سیمای هم. این حساسیت عاطفی که امروزه یکی از پایه های کنش اخلاقی است، از کودکی باید مورد تاکید قرار گیرد و با بچه ها تمرین شود تا در بزرگسالی، با افرادی آشنا به حس های انسانی مواجه باشیم. خواندن قصه و تصور حس شخصیت های مختلف، خود، می تواند در تقویت این توانمندی موثر باشد. از سوی دیگر، تمرین این حس ها و انجام بازیهایی چون آیینه که مستلزم دقیق شدن در حالتهای چهره افراد دیگر و حدس حال و هوای روحی آنهاست، می تواند در تقویت این قابلیت مهم باشد.

از سوی دیگر، این شناخت باید مبنایی برای مراقبت از دیگران باشد. این مراقبت، باعث خواهد شد در جامعه، کسی حس بی پناهی و تنهایی نکند و فراز و نشیب های زندگی خویش را با کمک دیگران و در کنار آنها و با نوعی دل آرامی پشت سر بگذارد. در قصه «سطل تو چقدر پر است؟»، این مراقبت و همدلی به آرامش فردی گره می خورد و فرد وقتی، احساس آرامش خواهد کرد که دیگران هم در آرامش باشند.

یکی از دفعاتی که با دانشجویان این قصه را برای کودکان افغانستانی اجرا می کردیم، این خاطره رقم خورد. سه دانشجو بودند که در طول سه ساعت مداوم با چند گروه این غرفه را می گرداندند. یکی داشت کتاب را که وسط جمع روی زمین بود می خواند و همراه دیگری با بچه ها گفتگو می کردند. دیگری هم داشت قطره ها را با قیچی می برید. قطره ها نماد حس های خوب بودند و سطل ها، نماد وجود آدم. وقتی سطل پر می شد، حال آدم هم خوب می شد. بچه ها داشتند قطره ها را رنگ می کردند. زینب -دانشجوی من-گفت بچه ها قطره ها را با خودتون ببرید خونه و هر وقت خوشحال شدید بریزید تو سطلتون... احمد پسری 12-13 ساله بود. کودک کار بود و از عصر تا نیمه شب در پارک چیز می فروخت... قطره هایش را برداشت و بلند شد. تعجب چشمهایم را قایم کردم. بلند شد و یکی یک قطره روی سرهای بچه ها گذاشت. گفت می خوام قطره هامو بدم بهتون سطلتون زودتر پر بشه. بچه ها چشماشونو می بستن و روی سرشون را برای قطره جستجو می کردند و دلشان غنج می رفت. از این همه مهر دلم لرزید...

راهنمای والدین و مربیان

کتاب "سطل تو چقدر پراست؟" همانگونه که در بخش پیشین بیان شد، متمرکز بر ارزش اخلاقی مختلفی چون شناخت و درک احساسات، مراقبت از دیگری و همدلی است. در ادامه، با تمرکز بر این ارزش ها، گفتگوها و روند فعالیتهای همراه با خوانش کتاب، آمده است. لازم به ذکر است بیشتر این گفتگوها باید پس از یک دور خواندن قصه صورت پذیرد و غیر از ارتباط اولیه، بقیه پرسشها به پس از خوانش کتاب منتقل شود. در صورت لزوم پس از یک دور خواندن و برای آغاز گفتگوها می توان به کتاب برگشت و روی بخش های بیان شده، تمرکز کرد.

الف- جلب‌توجه کودک به قصه:

برای شروع از طرح روی جلد کتاب شروع کنید. عنوان پرسشی کتاب در نگاه اول برای بچه ها کمی مبهم است اینکه منظور از سطل و پر بودن آن چیست؟ می توان برای درگیر کردن ذهن آنها پرسید:«آیا تا حالا شده وقتی حالت بده احساس بی حوصلگی و بی حالی کنی؟ و وقتی حالت خوبه مثل این باشه که پر از انرژی هستی؟». همچنین می توان توجه بچه ها را به سطل جلب کرد. اینکه این سطل چیست؟ در آن چه چیزی جمع می شود؟ چرا روی سر آدمهاست؟

ب- شناخت و درک احساسات:

در صفحات ابتدایی کتاب ماجرای دعوای بین فیلیکس و خواهرش بر سر اسباب بازی مطرح شده است. وقتی فیلیکس برای اینکه جلوی نزدیک شدن خواهرش به برجی که ساخته را می گیرد، خواهرش در جواب او می گوید:«من بزرگ شده ام» و فیلیکس می گوید: «برو با اسباب بازی های سن خودت بازی کن». گفتگوی بین آنها ادامه می بابد تا اینکه خواهر فیلیکس به خاطر ناراحتی زیاد از دست برادرش برج فیلیکس را خراب می کند. اینجا می توان با بچه ها در مورد احساس های فیلیکس و خواهرش در این اتفاق، صحبت کرد و پرسید: اگر بچه کوچکی بخواهد به اسباب بازی یا وسایل تو دست بزند تو چه احساسی داری و چگونه برخورد می کنی؟ اگر هنگام بازی با بچه های بزرگتر از خودت، به تو اجازه بعضی کارها را ندهند چطور؟ به نظر تو چرا خواهر فیلیکس برج او را خراب کرد؟ حساس کردن بچه ها به شناخت احساسات خود و عملکردی که در مواقع عصبانیت دارند می تواند به کنترل بهتر این احساس و قرار گرفتن در موقعیت واقعی و تصمیم درست کمک کند. همچنین می توان با بچه ها در مورد این صحبت کرد که هر کاری که از ما سر می زند خواه نا خواه در به وجود آمدن احساس خوب یا بد در طرف مقابل ما موثر است.

ج- مراقبت از دیگری:

در ادامه داستان و بعد از اشاره پدربزرگ فیلیکس به موضوع وجود سطلی نامرئی بالای سر هر یک از آدم ها آمده: «فیلیکس صبح روز بعد که از خواب بیدار می شود یک سطل خاکستری بالای سرش شناور بود....». از اینجا به بعد داستان، یک روز فیلیکس و همه اتفاقاتی که از زمان بیدارشدن او و رفتن به مدرسه و برگشت به خانه اتفاق می افتد نشان داده شده است. تغییر لحن شما –مربی- موقع خواندن این قسمت بهتر می تواند احساس نارحتی یا شادی فیلیکس را نشان دهد. می توانید از لیوان کوچکی استفاده کنید و پر شدن و خالی شدن سطل فیلیکس را با اضافه یا کم شدن مهره یا... نشان دهید. می توانید از بچه ها بخواهید همه اتفاقات آن روز خود را مرور کنند و در هر اتفاق، احساس خود و احساس فرد دیگری که با او ارتباط داشته اند را هم بیان کنند. اگر این گفتگو در جمع تعدادی کودک باشد کمک می کند کودکان با حساسیت های متفاوت دیگران سر موضوعات مختلف آشنا شوند و بفهمند دوستانشان نسبت به هر کار، چه احساسی دارند؛ موضوعی که شاید قبل از آن توجه نکرده بودند! اوج داستان زمانی است که سطل فیلیکس تقریبا خالی شده و بدترین احساسش را تجربه می کند. در اینجا می توان از رفتارهایی صحبت کرد که هر یک از ما زمانی که حالمان خراب است انجام می دهیم. می توان راهکارهایی را برای کمک به خود و دیگری پیشنهاد داد. راهکارهایی مثل نفس عمیق کشیدن، آب سرد نوشیدن یا قدم زدن، راهکارهایی هستند که می توانند در هنگام خشم، به کار ما آیند و ما را آرام کنند. همچنین راهکارهایی چون گوش دادن به موسیقی، دویدن، رفتن به طبیعت راهکارهایی است که می تواند از غم ما بکاهد.

د) همدلی

بعضی از اتفاقاتی که برای فیلیکس افتاد مثل وقتی که دوستانش طرح کیف کوله پشتی اش را در سرویس مدرسه مسخره کردند یا زمانی که به خاطر خواندن انشایش در کلاس مورد تشویق دوستانش قرار گرفت می تواند زمینه برای گفتگو در مورد همدلی باشد. اینکه ما چقدر با دوستانمان همدلی می کنیم یا در چه لحظاتی انتظار همدلی داریم. قبل از اینکه بتوانیم همدلی کنیم باید بتوانیم خودمان را جای طرف مقابل قرار دهیم. می توان از بچه ها پرسید: «اگر آن لحظه ( موقع سوار شدن به سرویس مدرسه) جای فیلیکس بودی چه احساسی داشتی و چه کاری می کردی؟ و اگر خودت شاهد این اتفاق بودی چه کاری می توانستی انجام دهی؟». همچنین از تجربیات واقعی بچه ها و زمانهای همدلی کردنشان پرسش کنیم. یا بپرسیم وقتی کسی با شما همدلی می کند، چه حسی دارید؟

پرسش‌ها و گفتگوها

برقراری رابطه اولیه

آیا تا حالا شده وقتی حالتان بده احساس بی حوصلگی و بی حالی کنید؟ و وقتی حالتان خوبه مثل این باشه که پر از انرژی هستید؟ به نظرتان این سطل چیه؟

شناخت و درک احساسات

- به نظر شما چرا خواهر فیلیکس برج او را خراب کرد؟ -اگر بچه کوچکی بخواهد به اسباب بازی یا وسایل شما دست بزند چه احساسی دارید و چگونه برخورد می کنید؟ -اگر هنگام بازی با بچه های بزرگتر از خودتان به شما اجازه بعضی کارها را ندهند چطور؟

مراقبت از دیگری

می توانید از بچه ها بخواهید همه اتفاقات یک روز خود را مرور کنند و در هر اتفاق احساس خود و احساس فرد دیگری که با او ارتباط داشته اند را هم بیان کنند.

همدلی

اگر آن لحظه ( موقع سوار شدن به سرویس مدرسه) جای فیلیکس بودید چه احساسی داشتید و چه کاری می کردید؟ و اگر خودتان شاهد این اتفاق بودید چه کاری می توانستید انجام دهید؟ وقتی کسی با شما همدلی می کند، چه حسی دارید؟ تا به حال شده با کسی همدلی کنید؟ آن موقع، آن فرد چه حسی پیدا کرده؟ شما چه حسی پیدا کرده اید؟

کاردستی‌های مرتبط

فعاليت ساخت نقش مهمي در به ياد ماندن قصه و آموزه هاي تربيتي آن دارد، خصوصاً هنگامي که آنچه می سازنند کاربردی باشد و با آن بتوانند در طول هفته فعالیتی را انجام دهند.

- برای این کتاب پیشنهاد می شود از بچه ها بخواهیم با استفاده از لیوان یکبار مصرف و تزئئین آن به کمک وسایلی که در خانه موجود است سطلهای احساساتی برای همه اعضای خانواده درست کنند و آن را در جایی از خانه است که مورد توجه باشد قرار دهند. برای قطره های آن هم می توانند از مقوا یا کاغذ رنگی استفاده کنند.

- فعالیت دیگر کشیدن سطلی روی کاغذ و فلش هایی است که سز آن ستاره هایی کشیده شده و که هر کدام نماد یک رفتار است و متناسب با آن رفتار و تاثیر آن روی خود یا دیگران می تواند از سطل خارج (یعنی باعث خالی شدن سطل احساسات شود) یا به آن وارد شود. این فعالیت فرصت گفتگو و فکر بیشتر درباره این موضوع را فراهم می کند

نظرات مخاطبین

هنوز نظری ثبت نشده است.

نظر شما