جدید
قورباغه و غریبه
روزی یک موش صحرایی وارد جنگل میشود. خوک و اردک از حضور او در محیط زندگیشان راضی نیستند، چرا که هم غریبه است و هم اینکه اعتقاد دارند همۀ مو...
جدید
روزی یک موش صحرایی وارد جنگل میشود. خوک و اردک از حضور او در محیط زندگیشان راضی نیستند، چرا که هم غریبه است و هم اینکه اعتقاد دارند همۀ مو...
روزی یک موش صحرایی وارد جنگل میشود. خوک و اردک از حضور او در محیط زندگیشان راضی نیستند، چرا که هم غریبه است و هم اینکه اعتقاد دارند همۀ موشهای صحرایی کثیف و دزدند. قورباغه اما از این مسئله مطمئن نیست. پس تصمیم میگیرد خودش از نزدیک به بررسی زندگی و رفتار موش صحرایی بپردازد...
حقیقت گوهر گرانبهایی است که بسیاری از انسانها در زندگی خود، همواره به دنبال آن هستند. این گوهر گرانبها که گاه آدمها برایش جان خویش را نیز فدا می کنند می تواند گاه در محاق منفعت گرایی و قدرتنمایی هم قرار بگیرد و فدای مصلحت های کوتاه دامنه انسانها و گروهها شود. از آنجا که وجود آدمی آمیخته با خواستن ها و تمایلات است، گاه حقیقت جویی حق خواهی وی تحت تاثیر میل او، منفعت او و تعصب ها و سوگیری های او، کم رنگ می شود و به حاشیه می رود. تمرین نگاه حقیقت جویانه، دور شدن از خودمحوری، اعتبار دادن به شواهد و صبوری در قضاوت از جمله ارزشهایی است که در کتاب قورباغه و غریبه می توان دید.
در داستان قورباغه و غریبه، نخستین امر پررنگ، کلیشه های ریشه دار اجتماعی است که می توانند مانع دستیابی افراد به حقیقت بشوند. در این قصه، کلیشه کثیف بودن و دزد بودن موش های صحرایی، کلیشه مهمی است که می تواند پیش داوری های منفک از شواهد واقعی را شکل بخشد و مانع از مواجهه واقعی و مستقیم حیوانات با موضوع بشود. شک قورباغه نسبت به این کلیشه ماندگار و تلاش او برای مواجهه مستقیم با خود موش صحرایی و تجربه دست اول او از این مواجهه، می تواند نقطه ورودی برای بحث درباره کلیشه ها و پیش فرضهای ما درباره مسائل مختلف باشد.
از سوی دیگر، توجه لازم به شواهد- ولو شواهد مخالف با نظر ما- در راهیابی به حقیقت نقشی اساسی دارد. از این رو، لازم است این توجه به شواهد و جدی گرفتن آنها در فرایند داوری را تمرین کرد. در جایگاههای مختلف قصه قورباغه و غریبه، شرایط برای توجه به شواهد و عبور از پیش فرضها پیش می آِد و همین امر، کودکان را متوجه اهمیت شواهد می سازد.
ارزش دیگری ه در این کتاب، می تواند مورد تاکید قرار گیرد، پذیرش دیگران است. گشودگی در مقابل دیگران و عبور از الگوی کلان دشمن به الگوی فردی مثل ما که حرفی برای گفتن و هنری برای آموختن و مهری برای زیستن دارد، بینش مهم دیگری است که در فرایند قصه تبیین می شود. موش صحرایی برخلاف تصور دیگران نه دزد است نه کثیف، اتفاقا دست پخت خوبی دارد و یک عالمه تجربه از سفرهای دور که می تواند در هنگام غروب آفتاب، در گوش دوستی زمزمه کند و لحظاتی به یادماندنی از یک دوستی دلچسب بیافریند.
بعد از خوانش کتاب، برای تعمق بخشیدن به درک کودکان از داستان میتوان ازآنها سوالاتی پرسید و گفتگوهایی داشت. این سوالات میتواند مربوط به کلیت داستان و ارزشهای مطرح شده در آن و یا مربوط به بخشهای خاصی از ماجراهای طرح شده باشد.
ارزشهای مطرح در کتاب قورباغه و غریبه که گفتگوها میتواند حول آنها صورت بگیرد: شواهد محوری و دلیل جویی، دوری از قضاوت عجولانه، ، گشودگی نسبت به پذیرش دیگران است
ارتباط بچه ها با داستان معمولاً از جلد داستان و اطلاعاتی که به آنها میدهد آغاز میشود. در این داستان ما این رابطه را میتوانیم از عنوان کتاب آغاز کنیم: «قورباغه و غریبه». غریبه یعنی چه؟ به چه کسی غریبه میگویند؟ با غریبهها معمولاً چه رفتاری میشود؟ راه دیگر برای ورود به قصه، می تواند تحقیق درباره موش صحرایی باشد. موش های صحرایی، موجودات عجیبی اند. آنها به عنوان حیواناتی مهاجم شناخته می شوند که با ورودشان به یک منطقه، جمعیت دیگر گونه های زیست محیطی کم می شد. در عین حال، موش های صحرایی، عمده حیوانات آزمایشگاهی هستند که داروها روی آنها آزمایش می شود و نتایجش به انسان تعمیم می یابد. معمولا در بین عامه، موش های صحرایی، موجوداتی کثیف و مضر به شمار می روند. حالا باید ببنیم، موش صحرایی غریبه در این کتاب، کیست و چه می کند... بعد از طرح این سوالات و جلب توجه اولیه، می توانیم به سراغ داستان برویم و خوانش آن را شروع کنیم. خواندن قصه را آغاز می کنیم. در حین خوانش قصه، گفتگوی مفصلی نخواهیم داشت اما در مقاطعی از قصه، مکث ها یا تغییر لحن هایی انجام می شود تا نوعی از تمرکز روی نقاط حساس صورت پذیرد. و سپس بعد از اتمام خوانش به نقاطی که به طور مشخص قابلیت پرسش و گفتگو دارند برمیگردیم تا مفصلتر دربارهشان صحبت کنیم.
اولین جایی از داستان که فرصت طرح اولین پرسش را میدهد گفتگوهای صفحه دوم است: «... اردک گفت: باید مواظب موشهای صحرایی باشید. آنها دزدند. قورباغه پرسید: از کجا میدانی؟ اردک با دلخوری گفت: «همه می دانند.» در اینجا قورباغه از اردک دلیل میخواهد اما اردک با گفتن جملۀ مبهم «همه میدانند» در پی توجیه برچسبی است که زده است. خیلی اوقات وقتی ما از افراد برای نظراتشان دلیل میخواهیم با پاسخهایی مشابه مواجه میشویم: همه می گویند، همه خبر دارند و...، در اینجا میتوان از بچه ها نظرشان دربارۀ این دست جواب ها را پرسید، اینکه آیا به نظرشان این جوابها قابل قبول و اتکا هست؟ آیا آنها با شنیدن چنین پاسخهایی قانع میشوند یا خیر؟ و اگر قانع نمیشوند دلیلشان چه هست؟ از سوی دیگر، پرسش کلیدی اردک یعنی «از کجا می دانی؟»، در بسیاری از مواقع حساس در قصه، می تواند ضربه ای باشد برای دلیل جویی و فکر کردن به اینکه، چیزهایی که فکر می کنیم، می دانیم را از کجا می دانیم یا چقدر نسبت به آنها اطمینان داریم. در اینجا می توان از تجربه های بچه ها هم پرسش کرد و اینکه، آیا تا به حال شده فکر کنند چیزی را می دانند و بعد بفهمند که واقعیت متفاوت از آن بوده است؟ انجام بازی «از کجا می دانی؟» هم که می تواند در مقابل حرف کودک دیگر به صورت جمعی تکرار شود، تمرین خوبی برای در ذهن ماندن این دلیل جویی است.
یکی از نقاط گفتگوخیز دیگر این قصه، در صفحۀ سوم است؛ آنجا که می گوید: «اما قورباغه خیلی مطمئن نبود. او تصمیم گرفت از ماجرا سر دربیاورد و بفهمد که حرفهایی که دربارۀ موش صحرایی شنیده درست است یا نه». در اینجا قورباغه برخلاف دوستانش زود قضاوت نمیکند و تصمیم به بررسی دقیق و از نزدیک ماجرا میگیرد. در این قسمت میتوان از بچهها پرسید: اگر شما جای قورباغه بودید چیکار می کردید؟ آیا می رفتید خودتان از نزدیک وضعیت را بررسی کنید یا به گفتههای دوستانتان اکتفا میکردید؟ همچنین میتوان نظر آنها را در این باره پرسید که به نظرشان قورباغه چه ویژگیهایی داشت که باعث شد متفاوت با دوستانش عمل کند؟ در این جا هم تجربیات بچه ها می تواند جالب باشد. تجربیاتی از قضاوت های زودهنگام که بعدا اصلاح شده اند. مثلا می توان پرسید: آیا تا به حال در مورد چیزی صحبتی کرده اید که بعد مشخص شود اشتباه بوده است؟
موضوع بعدی که حین خوانش میتوانیم گفتگویی با کودک داشته باشیم، درصفحۀ نهم هست جایی که: «خوک با خشم از موش صحرایی پرسید: اهل کجا هستی؟ موش صحرایی با خونسردی جواب داد: اهل همه جا و هیچ جا. خوک فریاد کشید: چرا برنمیگردی به همان جایی که بودی. این جا چه کار داری؟...» در اینجا میتوانیم از کودک بپرسیم آیا رفتار خوک با موش صحرایی قابل قبول است؟ به نظر او چرا خوک نمیتواند موشصحرایی را بپذیرد؟ در اینجا می توانیم از کودک بپرسیم اگر او جای موش صحرایی بود و با چنین رفتاری مواجه میشد، چه جوابی میداد و به نظرش بهترین عکس العملی که می توان در چنین موقعیتی داشت چیست؟ از سوی دیگر، پرسش کلیدی اردک یعنی «از کجا می دانی؟»، در بسیاری از مواقع حساس در قصه، می تواند ضربه ای باشد برای دلیل جویی و فکر کردن به اینکه، چیزهایی که فکر می کنیم، می دانیم را از کجا می دانیم یا چقدر نسبت به آنها اطمینان داریم. در اینجا می توان از تجربه های بچه ها هم پرسش کرد و اینکه، آیا تا به حال شده فکر کنند چیزی را می دانند و بعد بفهمند که واقعیت متفاوت از آن بوده است؟ انجام بازی «از کجا می دانی؟» هم که می تواند در مقابل حرف کودک دیگر به صورت جمعی تکرار شود، تمرین خوبی برای در ذهن ماندن این دلیل جویی است
برقراری ارتباط اولیه
غریبه یعنی چه؟ به چه کسی غریبه میگویند؟ با غریبهها معمولاً چه رفتاری میشود؟ موش های صحرایی چه موجوداتی هستند؟ کجا زندگی می کنند؟ چرا در اغلب آزمایشهای پزشکی از آنها استفاده می شود؟
شواهد محوری و دلیل جویی
آیا به نظرتان جوابهایی از قبیل همه میدانند، همه می گویند و... قابل قبول و اتکا هست؟ آیا با شنیدن چنین پاسخهایی قانع میشوید یا خیر؟ اگر قانع نمیشوید دلیلتان چه هست؟ آیا تا به حال شده فکر کنید چیزی را می دانید و بعد بفهمید که واقعیت متفاوت از آن بوده است؟ نظرتان راجع به شایعاتی که راجع به برخی افراد درست میکنند چیه؟ وقتی این شایعات رو می شنوید چیکار می کنید؟
دوری از قضاوت عجولانه
اگر شما جای قورباغه بودید چیکار می کردید؟ می رفتید خودتان از نزدیک وضعیت را بررسی کنید یا به گفتههای دوستانتان اکتفا میکردید؟ به نظرتان قورباغه چه ویژگیهایی داشت که باعث شد متفاوت با دوستانش عمل کند؟ آیا تا به حال در مورد چیزی صحبتی کرده اید که بعد مشخص شود اشتباه بوده است؟ تا حالا شده شما هم مورد چنین قضاوت نادرستی قرار بگیرید؟ چه احساسی داشتید؟ چکار کردید؟ آیا کسی بود که از شما دفاع کند؟ آیا شما تا به حال راجع به کسی دیگر چنین نگاه و قضاوتی داشتید که بعداً متوجه شوید اشتباه بوده؟ چکار کردید؟ تا به حال دیدهاید دوستانتان به کسی برچسبی بزنند و قضاوت اشتباهی داشته باشند؟ شما چه کار کردید؟
گشودگی نسبت به پذیرش دیگران
آیا رفتار خوک با موش صحرایی قابل قبول است؟ به نظر شما چرا خوک نمیتواند موشصحرایی را بپذیرد؟ اگر شما جای موش صحرایی بودید و با چنین رفتاری مواجه میشدید، چه جوابی میدادید؟ و به نظرتان بهترین عکس العملی که می توان در چنین موقعیتی داشت چیست؟ زمانی که فرد جدیدی وارد کلاس یا محلهی شما می شود، نسبت به او چه احساسی دارید؟ پذیرش او برای شما راحت است یا نه؟ آیا برای دوستی پیشقدم میشوید؟ چه مواردی را برای دوستی با او رعایت می کنید؟
فعاليت های پس از بلندخوانی کتاب نقش مهمي در به ياد ماندن قصه و آموزه هاي تربيتي آن دارد علاوه بر آن به لذت خواندن کتاب اضافه میشود. خلوتی که در انجام این فعالیت رخ میدهد و سکوتی که در حین کار کردن دستها پدید میآید نیز میتواند فضای مناسبی برای تمرکز روی قصه فراهم آورد. همانگونه كه در تصوير مشاهده ميكنيد
با توجه به اینکه موضوع این کتاب بازه سنی بیشتری را پوشش می دهد بخشی از فعالیت ها مناسب کودکان کوچکتر و بخشی مناسب بچه های بزرگتر هست.
- برای کودکان بزرگتر می توان فعالیتی تحقیقاتیتعریف کرد. مثل اینکه تحقیق کنند در جامعه (یا مدرسه)ای که زندگی می کنند چند دسته از قضاوتهای ناروا مانند آنچه در کتاب دیدیم وجود دارد، که منجر به ظلم و برچسب نابجا دربارهی افراد میشود و چه راهحلهایی برای رفع آنها و کمک به ایجاد برخورد صحیح پیشنهاد می کنند..
- فعالیتی که برای کودکان کوچکتر پیشنهاد میکنیم کشیدن نقاشی است به این ترتیب که تصویری اولیه مانند شکل سمت راست می کشیم و از کودک میپرسیم به نظر تو شکل قورباغه است یا موش؟
بعد از اینکه کودک در این مرحله حدس زد چه تصویری است با اضافه کردن جزییات بیشتر کمک میکنیم تا تصویر موش یا قورباغه را کامل کند. همانطور که در تصاویر مشخص است مرحله اول و دوم تصویر موش و قورباغه شبیه هم هستند ااما با اضافه کردن جزییات بیشتر می توان تمایز دو تصویر را نشان داد.
کودکان می توانند این جزییات را به صورت کلاژ به تصویر اولیه اضافه کنند مثل اینکه برای چشم ها از پم پم های توپی شکل، مروارید رنگی برای سبیل موش از سیم های نازک و برای گوش از نمد استفاده کنند.
هنوز نظری ثبت نشده است.