جدید
چه فکر خوبی!
کوکی قصه ما گوشهایش را دوست ندارد چراکه فکر میکند خیلی بزرگ است. برای همین یک روز صبح ماسکی روی صورتش میگذارد با خود می گوید چه فکر خوبی!...
جدید
کوکی قصه ما گوشهایش را دوست ندارد چراکه فکر میکند خیلی بزرگ است. برای همین یک روز صبح ماسکی روی صورتش میگذارد با خود می گوید چه فکر خوبی!...
کوکی قصه ما گوشهایش را دوست ندارد چراکه فکر میکند خیلی بزرگ است. برای همین یک روز صبح ماسکی روی صورتش میگذارد با خود می گوید چه فکر خوبی! مردم شهر هم با دیدن ماسک کوکی متوجه میشوند که چه فکر خوبی است! روز بعد هیچ چیز مثل قبل نیست؛ همه شبیه هم شده اند. هیچ کس دیگر کوکی را نمیشناسد، همان کوکی باهوش که مسایل ریاضی را سریع حل میکرد... کوکی هم هیچ کس را نمیشناسد حتی دوست صمیمیاش را. به نظر شما کوکی از این اتفاق باید خوشحال باشد؟ فکر میکنید اگر همه شبیه هم بودیم دنیا چه شکلی میشد؟...
هر یک از ما ویژگیهای فردی منحصر بفردی داریم. رنگ چشم ویژه، رنگ پوست خاص، لهجه ویژه، طرز بیان خاص یا نوع راه رفتنی منحصر به فرد، ویژگیهایی است که ما را از دیگران جدا می سازد. ویژگیهای فردی ما، گاه خنثی هستد و نمی توان آنها را در زمره خوب یا بد دسته بندی کرد. برای مثال نمی توان گفت رنگ چشم سبز خوب است و رنگ چشم قهوه ای بد یا نمی توان گفت پوست تیره بد است و پوست سفید خوب. در دنیای انسانی، این تفاوتها گاه از حالت حنثی خارج شده اند و دستمایه برتری طلبی قرار گرفته اند. تبعیض های نژادی چند صد ساله، نمونه ای از این برتری طلبی ها هستند. برتری طلبی هایی که باید نسبت به آنها هوشیار بود و در مقابل آنها مقاومت کرد. قصه «چه فکر خوبی» نشان می دهد که چطور فرد، خود می تواند در ارزش گذاری اشتباه به این تفاوتها مداخله کند و بر اساس تفسیر غلط از نگاه دیگران یا فشار جمع، خود را در رتبه پایین تری نسبت به دیگران ببیند یا در تلاش باشد تا این ویژگیهای خود را تغییر دهد یا از دید دیگران پنهان دارد. شناخت این ویژگی ها، بحث درباره آنها و گفتگو درباره مثبت یا منفی بودن شان، نقطه شروع مناسبی برای شکل گیری نگاهی مثبت به خویش در کودکان است. نگاهی عاری از احساس شرم و کهتری و دوست داشتن ویژگیهای فردی خویش باعث می شود، اعتماد به نفس کودکان در همزیستی با دوستان و دیگران افزایش یابد و قادر باشند زیستنی برابر را در کنار دیگران تجربه کنند.
از سوی دیگر، برخی دیگر از این ویژگیها دردسر ساز یا منفی اند. مثلا کسی که چشمهایش ضعیف است و مجبور است عینک بزند، ممکن است از دست این ویژگی فردی عصبانی باشد یا کسی که یک دست ندارد و در انام برخی کارها با دشواری مواجه است ممکن است از دست این وضعیت به ستوه بیاید. در این حالتها، نخست باید ضمن شناخت این ضعف، تلاش کرد تا این ضعف را به کل وجود فرد تسری نداد بلکه با تمرکز بر توانمندی ها و ویژگیهای فردی مثبت و پیش برنده نگاه مثبت نگر به خویشتن را نهادینه ساخت. در گام دوم می توان برای تعدیل یا جبران این ویژگی و دردسرهایش به راه حل هایی اندیشید. مثلا عمل لیزیک می تواند امید خوبی برای خلاصی از عینک باشد یا استفاده از دست مصنوعی می تواند برخی از دردسرهای دست نداشتن را رفع کند. بنابراین، پذیرش ویژگیهای فردی منفی در کنار نگریستن به ویژگیهای مثبت و نیز تلاش برای رفع و تعدیل چالش های ناشی از آنها می تواند راهبرد قابل دفاعی در برابر این دسته از ویژگیهای فردی باشد.
دسته ای دیگر از ویژگیهای فردی مثبتند. هنر نقاشی کردن، زیبایی، نگاه دقیق داشتن، هوشمندی و توانمندی حل مسائل ریاضی می توانند ویژگی های مثبتی باشند که کودک ما از آنها برخوردار است. این ویژگیهای مثبت در عین حال که می توانند به عنوان دستمایه تکوین خودنگری مثبت به کار آیند نباید ابزاری برای تحقیر دیگران یا برتری طلبی بر آنها باشد. کودکان باید بدانند معیار برتری، اخلاق و تلاش است. در این میان موضع قرآن در قبال این تفاوتها جالب توجه است. در نگاه قرآن، تفاوتهای ظاهری در نژاد و رنگ پوست و ... همه اموری اعتباری اند که تنها باعث آشنایی و شناسایی با دنیاها و انسانهای متفاوت می شوند و نباید دستمایه برتری طلبی قرار گیرند. از منظر خداوند، تنها معیار برتری، تقوا و پرهیزکاری و وارستگی اخلاقی است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ : اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم، و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد [و اينها ملاك امتياز نيست]، قطعا ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بىترديد خداوند داناى آگاه است» (حجرات، 14).
در این میان، خودباوری و اعتماد به نفس تا حد زیادی از همین نگاه مثبت به خویش آغاز می شود. از آنجا که بدن و ویژگیهای ظاهری آن، نخستین چیزی است که کودکان احساس می کنند و در معرض قضاوت دیگران نیز قرار می دهند، نوع احساس آنها نسبت به بدن و ویژگیهای ظاهری آن، می تواند نگاه آنها نسبت به تمامیت خودشان را دستخوش تغییر سازد. به رسمیت شناختن خود و ویژگیهای فردی، اهمیت دادن به خود و نظرات خود و در نهایت دوست داشتن خود و تصویری که از خود در بیرون به نمایش گذاشته می شود، مولفه هایی هستند که در ایجاد اعتماد به نفس و جرات ورزی اجتماعی تاثیرگذار است. قصه «چه فکر خوبی» با نزدیک شدن به این رابطه و حس کوکی نسبت به خودش و توانمندی ها و ویژگیهای فردی او، می تواند باب گفتگو و اندیشه درباره ویژگیهای فردی را بگشاید.
در ادامه قصد داریم که به بخش گفتگو با کودک درمورد ارزشهای اخلاقی کتاب بپردازیم. بهتر است گفتگو را پس از یک دور خواندن کتاب آغاز کنیم و در صورت لزوم در قسمتهایی از داستان که لازم میباشد گفتگوی کوتاهی انجام شود.
برای ایجاد ارتباط کودک با قصه، میتوان در ابتدای داستان سوالاتی مرتبط با ارزشهای قصه که با زندگی کودک نیز ارتباط دارد بپرسیم. سوالاتی از قیبل:«بچه ها شما ویژگی ای دارید که دوستش نداشته باشین مثلا تو ظاهر یا رفتار؟ تا حالا دوست داشتین شبیه کسی باشید و چرا؟ تو با دوستانت چه فرقی داری؟» اینگونه به ارزشهای تفاوت فردی، خودباوري و هويت اشاره دارد و همچنين اين سوالات ذهن کودک را برای درک داستان و ارتباط قصه با زندگی خودش را فراهم میکند. در ادامه ميتوان با توجه به تصوير جلد كتاب از كودك بخواهيم حدس بزند كه «پسربچه داستان چه تفاوتي با ديگران دارد؟ و آيا در ظاهرش نقصي مي بيند؟».
در ابتداي داستان ميبينيم كه كوكي از گوشهاي خود ناراضي است و آن را نقصي در خود ميبيند. ميتوان در همين ابتدا از كودك سوال كنيم كه «به نظر او گوشهاي كوكي واقعا بزرگ است؟» گاهي اوقات ما در خود و به ويژه در ظاهرمان نقصي ميبينيم كه در نگاه ديگران نقص به نظر نميآيد. اما گاهي نيز ممكن است نقص يا نقطه ضعفي در وجودمان باشد كه خود نيز به آن آگاه هستيم و از وجودش ناراضي. اگر پذيرش لازم را نسبت به اين نقطه ضعف و يا نقص نداشته باشيم، اثرات منفي در زندگي و موفقيت ما خواهد داشت. فرد داراي خودباوري، نسبت به توانمنديها، نقاط ضعف و نقايص خود آگاه است و اين ويژگي ها را در خود پذيرفته است و براي رشد و شكوفايي خود تلاش ميكند و می کوشد تا ویژگیهای قابل تغییر خود را به وضعیت مطلوب برساند. در ادامه داستان ميبينيم كه كوكي نسبت به نقص خود پذيرش لازم را ندارد و تلاش ميكند به گونهاي اين نقص را پنهان كند. در اين قسمت ميتوان از كودك سوال كرد كه «به نظر او كوكي كار درستي ميكند؟ و بهتر بود كوكي چه ميكرد؟». همچنین می توان از کودکان خواست تا ویژگیهای فردی خود را بگویند. همچنین می توان با فعالیتی آنها را نسبت به خودشان هوشیار کرد و فرصت تامل را برای آنها فراهم ساخت. این فعالیت می تواند ساخت پازل تصویر خود باشد. برای این فعالیت، لازم است مربی از پیش، عکسهایی از کودکان داشته باشد و آنها را تبدیل به پازل کند و بعد در روز برنامه، از آنها بخواهد هر کس پازل تصویر خود یا دیگرانر ا درست کند و درباره ویژگیهای فردی خود یا دیگران گفتگو کنند. این گفتگوها فرصت اظهار حس های منفی یامثبت نسبت به خویش را فراهم می سازد و می تواند نقطه شروعی باشد بر ترمیم آنها.
در ادامه وقتي كوكي با ماسكي بر چهره در خانواده و در شهر ظاهر ميشود، همه اين فكر و حركت را ميپسندند كه اين خود نشاندهنده فقدان خودباوري در ديگران است. در قسمتي از كتاب كه كوكي به شهر و مدرسه ميرود براي تاكيد بر ارزش تفاوت فردي با توجه به تصاوير كتاب ميتوان از كودك پرسيد كه «چه تفاوت هايي در مردم و دوستان كوكي در مدرسه ميبيند؟» در صفحات بعدي كتاب مي خوانيم كه والدين كوكي، همه مردم شهر و دوستانش در مدرسه شبيه يكدگير و شبيه خود او شدند و ديگر كسي آن پسرك باهوشي كه سوالات رياضي را به راحتي حل ميكرد نميشناسد. در قسمتي كه«آن روز کوکی با ناراحتی از بین مردم شهر....» میتوان از کودک پرسید که «دلیل ناراحتی کوکی چیست؟ اینکه همه شبیه هم و کوکی شدند چه عیبی دارد؟» با اینگونه سوالات کودک درک بهتری از ضرورت تفاوت فردی انسانها پیدا میكند.
در پايان داستان از زبان کوکی می خوانیم: «درست است كه گوشهايم زيادي بزرگند. اما....» .؛ گویی كوكي نسبت به کلیت خود با نقاط قوت و ضعفي كه دارد شناخت پيدا كرده است و برخی ویژگیهای به ظاهر منفی خود – مثلا بزرگی گوش هایش- را در کنار افتخار به ویژگیهای مثبتش پذیرفته است. هريك از ما خصوصيات و توانمنديهايي داريم كه اين ويژگيها هويت فردي ما را شكل ميدهد. در اين قسمت ميتوان از كودك پرسيد كه «توانمنديهاي او چيست؟ چه كاري را خيلي خوب ميتواند انجام دهد؟ و چه كاري را بقيه از او بهتر انجام ميدهند؟» اينگونه سوالات كودك نسبت به توانمنديها و نقاط ضعف خود آگاهي لازم را پيدا ميكند و همچنين تفاوتها و توانمنديهاي ديگر دوستان خود را نيز مشاهده خواهد کرد. در این میان، می توان پرسشهایی را مطرح کرد که کلیت وجود او را در بر گیرد. پرسشهایی چون «تو کیستی؟»؛ «ویژگیهای مثبت و منفی خودت را بگو»؛ «کدامیک از ویژگیهای ظاهریت خوبند؟ کدام بدند؟ کدامشان خنثی هستند؟ کدام را دوست داری؟ کدام دردسر آفرینند؟ کدام را دوست نداری؟» ... اینگونه پرسشها می تواند کودک را متوجه کلیت خودش کند.
برقراری ارتباط اولیه
خودباوري تفاوت فردي هويت
در اين بخش كودك به ساخت چيزي مرتبط با داستان ميپردازد و از اين طريق ماندگاري داستان و مفاهيمش در ذهن او بيشتر ميشود و نيز در زمان ساخت خلوتي براي كودك ايجاد ميكند تا دوباره به داستان و گفتگوهاي صورت گرفته فكر كند. همچنين در فعاليتهاي ساخت مهارت هاي مختلف كودك مانند دستورزي و خلاقيت تقويت ميشود.
براي اين قصه كودك صورت سه بعدي خود را ميسازد و نيز در پايان ساخت از او ميخواهيم كه چند مورد از ويژگيها، توانمنديها و علايق خود را ذكر كند و يا در قسمت پايين ساخت خود بنويسد. با كمك اين فعاليت كودك درباره هويت خود و ويژگيهايش ميانديشد و به خودباوري كودك نسبت به خود و ظاهرش كمك ميكند.
وسايل مورد نياز ساخت اين فعاليت كاغذي به رنگ پوست كودك مانند سفيد يا كرم رنگ، كاغذي همرنگ موهاي كودك، كاغذ يا مقوايي براي چسباندن صورت بر روي آن، كاغذي براي تزييناتي چون اضافه كردن لباس، كلاه، پاپيون و....، ماژيك مشكي و قرمز، قيچي و چسب.
ابتدا كاغذ را از وسط نصف كرده و براساس تصوير تا ميزنيم، سپس نصفه ديگركاغذ را براي بيني، گوش و قسمت گردن برش ميزنيم. در مرحله بعد متناسب با تصوير اجزا را ميچسبانيم. و در مرحله آخر مو و تزيينات ديگر را به كارمان اضافه ميكنيم.
هنوز نظری ثبت نشده است.