جدید
کفشدوزک چی شنید؟
در یک مزرعه زیبا حیوانات مختلفی زندگی میکنند. حیواناتی مثل اسب، گربه، سگ، اردك، گوسفند، گاو، غاز، مرغ، خوك و يك كفشدوزك. هر كدام از اين حيو...
جدید
در یک مزرعه زیبا حیوانات مختلفی زندگی میکنند. حیواناتی مثل اسب، گربه، سگ، اردك، گوسفند، گاو، غاز، مرغ، خوك و يك كفشدوزك. هر كدام از اين حيو...
در یک مزرعه زیبا حیوانات مختلفی زندگی میکنند. حیواناتی مثل اسب، گربه، سگ، اردك، گوسفند، گاو، غاز، مرغ، خوك و يك كفشدوزك. هر كدام از اين حيوانات زيبا ويژگيهاي مخصوص به خود دارند. هر يك صدايي متفاوت از ديگري دارد. اما كفشدوزك داستان ما صدايي ندارد اما او هم توانمنديهاي مخصوص به خود را دارد. او ميتواند خيلي خوب و بهتر از بقيه بشنود. براي همين توانايي ويژهاي كه دارد از نقشه دو آدم كه ميخواهند گاو مزرعه را بدزدند با خبر مي شود. حالا وقت آن است كه به كمك حيوانات مزرعه نقشهاي بكشند و با كمك يكديگر گاو مزرعه را نجات بدهند.
تفاوت های فردی به ویژه هنگامی که فرد در اقلیت قرار می گیرد و ویژگیهایش بخشی از عرف (نرم) جامعه نیست، می تواند عامل بازدارنده ای برای باور خویش باشد. در این موقعیت ها، تفاوت می تواند فرد را به کنج انزوا بغلتاند و «معمول نبودن» را به «اختلال داشتن» معنا کند. از سوی دیگر، این معمول نبودن ممکن است از سوی همسالان یا بزرگسالان «معمولی» هم مورد شماتت یا تمسخر قرار گیرد و به اختلال تعبیر شود. این فشارهای همزمان درونی و بیرونی، می تواند خودباروی فرد را نشانه رود و باعث اختلال جدی در عملکرد وی و پذیرش وجود وی توسط خودش و جامعه پیرامونش شود. از این رو، تاکید بر تفاوت فردی در مقام «تفاوت» و نه «تفوق»، امر مهمی است که باید از همان کودکی مد نظر قرار داد.
قصه «کفشدوزک چی شنید» با تمرکز بر موجودی به ظاهر بی اهمیت و متفاوت با دیگران که در ابتدا، این تفاوت را ضعف تلقی می کند، تلاش دارد در درون تفاوت، به دنبال توانمندی بگردد و در مرحله بعد با تمرکز بر این توانمندی و بده بستان اجتماعی سالم، زیست اجتماعی خواستنی را ترسیم کند.
ادیان نیز به دلیل حساسیتی که روی عدالت دارند و نیز به علت قابلیتی که این مفهوم می تواند در ایجاد تبعیض از خود نشان دهد، روی آن حساسیت دارند. قرآن با تمرکز بر مفهوم «تفاوت»، اصرار دارد که نباید آن را در جامعه انسانی، به «تفوق» معنا کرد و آن را دستمایه تبعیض های اجتماعی قرار داد: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ: ا ی مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بیتردید، خداوند دانای آگاه است» (حجرات، 13).
از سوی دیگر، در درون این تفاوتها، راز اجتماعی زیستن را باید جستجو کرد. این تفاوتها، توانمندی ها و ناتوانایی هایی را در هر شخص به ظهور می رساند که از یک سو، جامعه را نیازمند او می سازد و از سوی دیگر، او را نیازمند دیگران. این رابطه تعاملی می تواند تعادلی میان فرد و جامعه برقرار سازد و خودباروی و همکاری را یکجا جمع کند.
در ادامه ميخواهيم به سراغ بخش گفتگو درمورد ارزشهاي كتاب با كودك برويم. در اين بخش سعي ميشود با طرح سوالاتي مناسب و همچنين انجام فعاليتهايي چون ساخت، كودك را با ارزشهاي داستان درگير كرد تا اين ارزشها و مفاهيم اخلاقي عميقتر در وجود كودك رشد كند. در پرسش سوالها از كودك خود بايد مراقب بود كه اين بخش گفتگو و سوالات براي كودك خستهكننده نباشد و اين پرسشها و مقدار زمان گفتگو بايد متناسب با فهم و شرايط كودك خود باشد.
با توجه به ارزش تفاوت فردي در كتاب ميتوان قبل از شروع كتابخواني اشارهاي به تفاوت ما انسانها كرد و از كودك سوال كرد كه «خودش با ديگر دوستان يا خواهر و برادرش چه فرق يا تفاوتي دارد؟، چه كاري يا چه بازياي را بهتر از بقيه انجام ميدهد؟ و دوستانش در انجام چه كارها يا بازيهايي بهتر هستند؟». با توجه به توانمندي شنيداري كفشدوزك در داستان ميتوان با كودك خود يك بازي شنيداري انجام داد. براي مثال ميتوان با ابزاريهاي محيط اطراف خود دو نوع صداي مختلف را به اجرا درآورد كه با هر كدام از اين صداها كودك عمل يا حركت تعيين شدهاي را انجام دهد. همچنين ميتوان صداهاي مختلف حيوانات را پخش كرده و از كودك خواست تا براساس صدايي كه ميشنود حيوان مورد نظر را تشخيص دهد. يكي ديگر از فعاليتهايي كه ميتوان انجام داد كودك يك يا چند مورد از حيوانات داستان را انتخاب كند و فكر كند كه هر كدام چه ويژگيهايي دارند و آنها را با يكديگر مقايسه كنند تا متوجه تفاوت ظاهري و رفتاري حيوانات با يكديگر شوند. براي انجام اين كار از اينترنت و فيلمهاي مستند كوتاه ميتوان كمك گرفت.
در ابتداي داستان تفاوت حيوانات را در صدا و همچنين ظاهر ميبينيم. در زمان كتابخواني ميتوان به همراه كودك تقليد صداي حيوانات را اجرا كرد. هر يك از اين حيوانات صداي مخصوص به خود را دارند اما كفشدوزك داستان هيچ صدايي ندارد. اما او خيلي خوب ميبيند و ميشنود. و همين ويژگي خاص او براي مزرعه و حيوانات بسيار كمك كننده است. در اين قسمت يا پايان داستان ميتوان از كودك خود سوال كرد كه « حيوانات چه فرقهايي باهم داشتند؟ كفشدوزك چه كاري را نمي توانست انجام دهد؟ و چه كاري را خوب بلد بود؟، اگر كفشدوزك نميتوانست خوب ببيند يا خوب بشنود چه اتفاقي ميافتاد؟».
بعد از آنكه كفشدوزك متوجه نقشه دزدها ميشود با كمك دوستان خود نقشهاي ميكشد و حيوانات با همكاري يكديگر آن نقشه را اجرا ميكنند و مانع از ربودن دوست خود گاو ميشوند. در اين قسمت از داستان اين همكاري آنها با يكديگر است كه باعث موفقيت آنها ميشود. و اگر اين همكاري نبود اين ميزان از موفقيت به دست نميآمد. پس كودك ميتواند با كمك اين داستان اهميت اين ارزش مهم را درك كند. براي درك اين ارزش ميتوان از كودك پرسيد «نقشه حيوانات براي نجات گاو چه بود؟، حیوانات چطور موفق شدند؟».
ارزش تفاوت فردی
با ديگر دوستان يا خواهر و برادرش چه فرق يا تفاوتي دارد؟ چه كاري يا چه بازياي را بهتر از بقيه انجام ميدهد؟ دوستانش در انجام چه كارها يا بازيهايي بهتر هستند؟ حيوانات چه فرقهايي باهم داشتند؟ كفشدوزك چه كاري را نمي توانست انجام دهد؟چه كاري را خوب بلد بود؟ اگر كفشدوزك نميتوانست خوب ببيند يا خوب بشنود چه اتفاقي ميافتاد؟
ارزش همکاری
نقشه حيوانات براي نجات گاو چه بود؟ حیوانات چطور موفق شدند؟
در فعاليت ساخت، کودک چیزی مرتبط با داستان را میسازد که در به یاد ماندن قصه و ارزشهای اخلاقی آن کمک میکند و با اين فعاليت، ماندگاری داستان در ذهن کودک بیشتر میشود. همچنین مهارتهای دست ورزی او تقویت میشود.
قرار است کودک با کمک وسایلی چون دو لیوان یکبارمصرف کاغذی، نخ یا کاموا، گواش مشکی و کاغذ رنگی قرمز یک تلفن کفشدوزکی بسازند. ابتدا لیوان ها را با کمک رنگ مشکی و کاغذ رنگی قرمز به شکل کفشدوزک درآورده. سپس ته ليوانها را سوراخ و نخ يا كاموا را از ليوانها رد ميكنيم. در استفاده از اين تلفن بايد توجه داشت كه نخ يا كاموا كاملا كشيده شود و مانعي مانند دست روي آن نباشد.
هنوز نظری ثبت نشده است.