کنسرت پنج موش بامزه جدید

کنسرت پنج موش بامزه

در یک شب مهتابی پنج موش بامزه صدای موسیقی زیبایی را مي‌شنوند. آن‌ها به دنبال صدا مي‌روند تا به پارکی مي‌رسند. نزدیک در ورودی، تابلویي را مي‌...

نویسنده: چیساتو تاشیرو

خلاصه کتاب

در یک شب مهتابی پنج موش بامزه صدای موسیقی زیبایی را مي‌شنوند. آن‌ها به دنبال صدا مي‌روند تا به پارکی مي‌رسند. نزدیک در ورودی، تابلویي را مي‌بينند: کنسرت قورباغه‌ها! فقط قورباغه‌ها اجازه ورود دارند. پنج موش داستان تصمیم می‌گيرند يواشكي وارد كنسرت شوند. آن‌ها غرق در آواز دلنشين قورباغه‌ها مي‌شوند تا اينكه قورباغه‌اي متوجه حضور آن‌ها مي شود و اين پنج موش بامزه را بيرون مي‌كند. موش‌ها كه محو موسيقي و شعر كنسرت قورباغه‌ها شدند تصميم مي‌گيرند كه آن‌ها هم آواز بخوانند. اما صداي آن‌ها فقط جير جير و جيغ جيغ بود و تازه ساز هم نداشتند. موش‌ها تصميم مي‌گيرند كه خودشان سازهاي خود را بسازند و با تمرين و همكاري با يكديگر كنسرتي برگزار كنند. روز كنسرت فرا مي‌رسد و جمعيت زيادي از موش‌ها و حتي قورباغه‌ها پشت پرده قرمز منتظر شنيدن موسيقي موش‌ها هستند تا اينكه پرده كنار مي‌رود و موش‌ها شروع به نواختن و آواز خواندن مي‌كنند.

ارزش‌های کتاب

قصه «کنسرت 5 موش بامزه»، قصه ای است لطیف که ارزشهای انسانی را مد نظر قرار می دهد.  یکی از مهمترین ارزشهای اخلاقی در دنیای انسانی، مهربانی است. اینکه آدمیان نخواهند چرخه خشونت را ادامه دهند و یک جا با عوض کردن زمین بازی ارتباط، ماشین خشونت زایی را متوقف کنند. موش ها وارد کنسرت قورباغه ها می شوند و قورباغه ها با خشونت آنها را از کنسرت بیرورن می کنند. در حالیکه موش ها از این حرکت عصبانی اند چه بسا منطقی تر است که تلافی کنند، هنگامی که کنسرت خودشان را راه اندازی می کنند، سیاق رابطه را تغییر می دهند و قورباغه ها را با مهربانی در کنسرت خود می پذیرند. این اتفاق، ما را به یاد افراد بزرگی چون امام حسین (ع)، نلسون ماندلا و گاندی در تاریخ بشری می اندازد. امام حسین (ع) هنگامی که در کربلا در اولین ملاقات، با سپاه حر مواجه می شود، دستور می دهد همه سپاه و حتی اسبهایشان را سیراب کنند.  همچنین نلسون ماندلا هنگامی که پس از دو دهه زندانی بودن و شکنجه های جانفرسا آزاد شد و وضعیت نابرابر سیاه ها و سفیدها در آفریقای جنوبی تغییر کرد، فرمان بخشش عمومی صادر کرد. همچنین پیامبر اسلام (ص) هنگامی که در حال فتح مکه بود، رفتار قابل توجهی از این تغییر زمین بازی از خود نشان داد. بسیاری از همراهان پیامبر در این جنگ، برده هایی بودند که در حال دستیابی به شهر آقایان سابق خویش بودند. این تفوق آنها را به وجد آورده بود و به یاد شکنجه های گذشته، می خواندند: «الیوم یوم الملحمه: امروز روزی است که پوست از سر شما می کنیم». پیامبر این سرود را که شنید فرمود بخوانید: «الیوم یوم المرحمه». این تسلط بر خویشتن و تغییر منطق بازی، در تغییر جهت جوامع انسانی از اهمیت زیادی برخوردار است. قرآن هم در این زمینه معتقد است در حالیکه در ازای کشته شدن یک فرد به دست فردی دیگر، می توان قصاص کرد اما راه دیگر عفو است. راهی که می تواند جامعه را از تقابل های خشونت آمیز برهاند و رحمت الهی را در آن جاری سازد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ...: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در باره کشتگان، بر شما [حق‌] قصاص مقرر شده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن. و هر کس که از جانب برادر [دینی‌]اش [یعنی ولیّ مقتول‌]، چیزی [از حق قصاص‌] به او گذشت شود، [باید از گذشت ولیّ مقتول‌] به طور پسندیده پیروی کند، و با [رعایت‌] احسان، [خونبها را] به او بپردازد. این [حکم‌] تخفیف و رحمتی از پروردگار شماست...» (بقره، 178).

از سوی دیگر، تلاش و خودباوری، ارزش اجتماعی دیگری است که می تواند در حین شیرین ساختن کام آدمیان، توسعه و پیشرفت را نیز برای جامعه آنها به ارمغان آورد. این تلاش، گویی تنها سرمایه آدمی در پیشگاه هستی است: «لیس لالنسان الا ما سعی: برای آدمی چیزی جز تلاشش نخواهد ماند» (نجم، 39). این تلاش، جایگاه وی را در کل هستی مشخص می کند و معیار قضاوت الهی قرار خواهد گرفت: «و ان سعیه سف یری: و نتیجه تلاش وی به زودی دیده خواهد شد» (نجم، 40). این تلاش، عامل مهمی برای آباد کردن دنیا و آخرت آدمی است و اگر اکسیر آن در آدمی شکل گیرد، نویدبخش زیستی درخشان خواهد بود. قصه «کنسرت پنج موش بامزه»، داستان این تلاش و پشتکار است. تلاشی که وجه جمعی هم دارد و از این رو، برانگیزاننده و پیش برنده جمعی هم خواهد بود.

ارزش اجتماعی دیگر، «همکاری» است. حب نفس آدمی و خودخواهی او سبب می شود تا حتی در فعالیتهای اجتماعی، خود را محور قرار دهد. این خودمحوری، گاهی باعث گسست در فعالیت جمعی و شکست آن می شود. تمرین همکاری و قرار دادن هدفی جمعی به جای هدف فردی، می تواند این گسیختگی را درمان کند و فعالیتهای اجتماعی را اثربخش کند. همچنین در دل این فعالیتهای اجتماعی، آدمی می تواند به رابطه خویش و «دیگری» ها بیندیشد و گاه رد مقابل خویش، به دیگری تقدم بخشد. این تقدم می تواند آغاز از خودگذشتگی و وارستگی باشد. قصه «کنسرت پنج موش بامزه»، روایتی زیبا و دوست داشتنی از این همراهی ها و همکاری ها دارد.

راهنمای والدین و مربیان

در ادامه قصد داريم به ارزش‌هاي قصه و گفتگو درمورد اين ارزش‌ها با كودك اشاره كنيم. بخش اصلي گفتگو در پايان قصه خواني صورت مي‌گيرد و گاهي براي درك بيشتر قصه و ارزش‌هاي آن در هنگام قصه خواني گفتگوهاي كوتاهي صورت مي‌گيرد.

الف- جلب‌توجه کودک به قصه:

يكي از ارزش‌هاي كليدي قصه همكاري است. قبل از خوانش كتاب ميتوان در رابطه با اين ارزش‌ با كودك گفتگويي ترتيب داد و پرسش‌هايي از قبيل« همكاري به چه معنا است؟، چرا گاهي نياز است كه در كارها با ديگران همكاري كرد؟، گروه و كار گروهي چيست؟، تا به حال به كنسرت موسيقي رفتيد؟(مثال هايي از كارهايي كه به صورت گروهي انجام مي‌شود و براي كودك ملموس مي‌باشد مي‌زنيم مانند نمايش تئاتر، گروه سرود، خانه تكاني و تميز كردن خانه و...)، اگر يك نفر در گروه كارش را درست و كامل انجام ندهد چه مي‌شود؟». يكي ديگر از فعاليت‌هايي كه ميتوان قبل از خوانش كتاب انجام داد، پيدا كردن ابزار‌هايي در اطراف خود كه بتوان صدايي از آن توليد كرد. ابزارهايي مانند ليوان، قاشق، مداد، چوب و.... . سپس با كودك شروع به نواختن آهنگي مي‌كنيم و سعي مي‌شود كه با هماهنگي يكديگر باشد تا اينگونه كودك با مفهوم همكاري آشنا شود. اين قصه نيز فرصت خوبي را براي آشنايي كودك با انواع سازهاي موسيقي به خصوص ساز‌هاي سنتي كشور و فرهنگ خود كودك و نوع صداي آن‌ها فراهم ‌مي‌كند.

ب- ارزش مهرباني:

در داستان می‌بينيم كه موش‌ها يواشكي وارد كنسرت شخصي قورباغه ها مي شوند و هنگامي كه قورباغه‌ها متوجه حضور آن ها مي‌شوند موش‌ها را از كنسرت خود بيرون مي‌كنند. سپس در اواخر داستان مي‌بينم كه موش‌ها وقتي متوجه حضور قورباغه ها در كنسرتشان مي‌شوند نه تنها آن ها را بيرون نمي‌كنند بلكه آواز مورد علاقه آن ها را نيز مي‌خوانند. در اين قسمت ميتوان به مهرباني موش‌ها اشاره كرد و از كودك پرسيد« چرا موش‌ها به قورباغه‌ها اجازه دادند در كنسرتشان باشند و حتي آواز مورد علاقه آن‌ها را خواندند؟، اگر موش‌ها همانند قورباغه‌ها آن‌ها را از كنسرتشان بيرون مي‌كردند چه مي‌شد؟»

ج- ارزش خودباوري و تلاشگري:

در ادامه داستان می‌بینیم که كنسرت قورباغه‌ها براي موش‌ها چنان دلنشين بود كه سعي مي‌كنند مانند آن ها آواز بخوانند اما نمي‌توانند و تصميم مي‌گيرند كه خود سازهاي خودشان را بسازند و آواز بخوانند. در اين قسمت ميتوان از كودك سوال كرد كه «به نظر او موش‌ها موفق مي‌شوند؟، براي اينكه موفق شوند بايد چه‌كار كنند؟». در ادامه داستان موش‌ها سازهاي خود را با ابزارهاي ساده مي‌سازند و شروع به تمرين مي‌كنند. در اين بخش ميتوان از كودك پرسيد كه «چرا موش‌ها تمرين مي‌كنند؟، اگر موش‌ها تمرين نكنند چه اتفاقي مي‌افتد؟». در پايان داستان مي‌بينيم كه موش‌ها به موفقيت مي‌رسند و همه موش‌ها را تشويق مي‌كنند. خوب است كه از كودك بپرسيم كه «چرا موش‌ها موفق شدند آواز به اين خوبي بخوانند كه همه آن ها را تشويق كردند؟».

د- ارزش همكاري:

موش‌ها براي اينكه بتوانند آواز بخوانند با كمك يكديگر به دنبال وسايلي براي ساخت ساز مي‌روند. همچنين در تصاوير داستان مشاهده مي‌كنيم كه با همكاري يكديگر سازها را مي‌سازند. و نيز در ادامه با همكاري و كار گروهي آواز و آهنگي مي‌سازند و در كنسرت اجرا مي‌كنند. خوب است با كمك اين قصه به همكاري و كار گروهي و نتيجه رضايتمند اين همكاري با كودك سخن بگوييم. براي گفتگو در باب اين ارزش ميتوان از كودك پرسيد كه «اگر موش ها با يكديگر همكاري نمي‌كردند آيا موفق مي‌شدند؟، اگر هر يك از موش‌ها تك نفره و بدون ديگر موش‌ها آواز مي‌خواند مي توانست به زيبايي آوازي كه با هم ساختند بخواند؟، اگر در كنسرت يكي از موش‌ها به خوبي تمرين نمي‌كرد و در روز كنسرت اشتباهي مي‌كرد چه اتفاقي مي‌افتاد؟».

ه-ارزش خلاقيت:

موش‌ها با كمك ابزارهاي ساده سازهاي خود را ساختند و با آن سازها آواز خواندند. به همراه كودك ميتوان با مشاهده دقيق تصاوير اين سازهاي ساده موش‌ها را ديد و درمورد صداي آن سازها حدس زد. همچنين در بخش فعاليت ساخت ميتوان به همراه كودك با ابزارهاي ساده سازهاي متنوعي ساخت تا در پرورش خلاقيت كودك موثر باشد.

پرسش‌ها و گفتگوها

ارزش مهرباني

چرا موش‌ها به قورباغه‌ها اجازه دادند در كنسرتشان باشند و حتي آواز مورد علاقه آن‌ها را خواندند؟ اگر موش‌ها همانند قورباغه‌ها آن‌ها را از كنسرتشان بيرون مي‌كردند چه مي‌شد؟

ارزش خودباوري و تلاشگري

به نظر تو موش‌ها موفق مي‌شوند؟ براي اينكه موفق شوند بايد چه‌كار كنند؟ چرا موش‌ها تمرين مي‌كنند؟ اگر موش‌ها تمرين نكنند چه اتفاقي مي‌افتد؟ چرا موش‌ها موفق شدند آواز به اين خوبي بخوانند كه همه آن ها را تشويق كردند؟

ارزش همكاري

همكاري به چه معنا است؟ چرا گاهي نياز است كه در كارها با ديگران همكاري كرد؟ گروه و كار گروهي چيست؟ تا به حال به كنسرت موسيقي رفتيد؟؟(مثال هايي از كارهايي كه به صورت گروهي انجام مي‌شود و براي كودك ملموس مي‌باشد مي‌زنيم مانند نمايش تئاتر، گروه سرود، خانه تكاني و تميز كردن خانه و...) اگر يك نفر در گروه كارش را درست و كامل انجام ندهد چه مي‌شود؟ اگر موش ها با يكديگر همكاري نمي‌كردند آيا موفق مي‌شدند؟ اگر هر يك از موش‌ها تك نفره و بدون ديگر موش‌ها آواز مي‌خواند مي توانست به زيبايي آوازي كه با هم ساختند بخواند؟ اگر در كنسرت يكي از موش‌ها به خوبي تمرين نمي‌كرد و در روز كنسرت اشتباهي مي‌كرد چه اتفاقي مي‌افتاد؟

ارزش خلاقيت

موش‌ها سازهاي خود را با چه چيزهايي ساختتند؟(توجه به تصاوير)

کاردستی‌های مرتبط

در فعاليت ساخت، كودك ساخت يا فعاليتي متناسب با قصه و ارزش‌هاي اخلاقي داستان انجام می دهد. اين فعاليت در به ياد ماندن داستان و ارزش‌هاي آن كمك مي‌كند. همچنين مي‌تواند در رشد مهارت‌هاي دست‌ورزي و خلاقيت او موثر باشد.

  يكي از از ساخت‌هاي مناسب براي اين قصه، ساخت ساز موسيقي با ابزارهاي ساده مي‌باشد. در ادامه قصد داريم به معرفي و نحوه ساخت دو ساز بپردازيم.


ساز اول:

براي اين ساخت ساز دهني به وسايلي چون: دو عدد چوب بستني، دوعدد خلال دندان يا چوب كبريت، مقداري كاموا يا كش و كاغذ نياز داريم. ابتدا كاغذي به اندازه و شكل چوب بستني برش مي‌زنيم. سپس كاغذ برش داده را بين دو چوب بستني مي‌گذاريم و كاموا يا كش را انتهاي دور دو چوب محكم مي‌بنديم.در نهايت چوب كبريت يا خلال دندان را در دوطرف انتهاي چوبهاي بستني كنار كاموا مي‌گذاريم. براي استفاده لازم است آن را در دهان گذاشته و در ساز فوت كرد.

ساز دوم:

براي ساخت اين ساز به وسايلي چون: كاغذ رنگي سبز، دو عدد در فلزي بطري‌هاي شيشه‌اي، چسب و مقداي كاغذ رنگي قرمز نياز داريم. در ابتدا دو كاغذ رنگي سبز به اندازه تصوير برش مي‌زنيم. سپس دو عدد در بطري را در وسط كاغذهاي برش داده با چسب نواري مي‌چسبانيم. حالا دو كاغذ را به صورتي كه در‌هاي بطري روبروي همديگر قرار بگيرند مي‌چسبانيم. براي شبيه شدن ساز به قورباغه براي آن چشم و زبان نيز مي‌گذاريم. براي استفاده از ساز بايد كاغذها را باز و بسته كنيم تا در‌هاي بطري به يكديگر بخورد تا صدا توليد كند.

نظرات مخاطبین

هنوز نظری ثبت نشده است.

نظر شما