پاندای کونگفوکار
پو پاندای تپلی است که رویای کونگ فو در سر دارد و در رستورانی که از چند نسل قبل توسط پدرانش اداره می شده است در کنار پدرش کار می کند. در قصر...
پو پاندای تپلی است که رویای کونگ فو در سر دارد و در رستورانی که از چند نسل قبل توسط پدرانش اداره می شده است در کنار پدرش کار می کند. در قصر یشم استاد اُدوی اعلام می کند که می خواهد طی مراسمی خاص جنگجوی اژدها را که تنها کسی است که می تواند تایلانگ را شکست دهد انتخاب کند. پو به سختی خود را به قصر یشم می رساند و در لحظه آخر به صورت کاملا اتفاقی توسط استاد اُدوی به عنوان جنگجوی اژدها معرفی می شود.
یکی از مهم ترین مولفه های هوش معنوی که در این انیمیشن با آن روبرو می شویم، این است که هر شخصی رسالتی منحصر به فرد در زندگی دارد و هدف او این است تا آن را کشف و محقق کند و از این طریق به زندگی اش معنا ببخشد. پو در رویا می بیند که مهارتی فوق العاده در کونگ فو دارد، جنگجوی اژدها شده است و به دنبال حریفی لایق می گردد. تعداد دشمنان اهمیتی ندارد و او همه را شکست می دهد. کل فیلم داستان محقق کردن این رویاست که با رفتن پو به سمت قصر برای دیدن جنگجوی اژدها شروع می شود و با تمرین مهارت های کونگ فو و تبدیل شدن پو به جنگجوی اژدها و شکست تایلانگ پایان می یابد. پو با دیدن رویای جنگجوی اژدها، دنبال کردن علاقه اش که کونگ فو بود و تلاش خستگی ناپذیر در نهایت رویایش را محقق می کند.
برای این که پو به مهارت های لازم برای تبدیل شدن به یک کونگ فو کار حرفه ای مجهز شود نیاز دارد تا با خود کنترلی بر بزرگترین نقطه ضعفش که پرخوری و چاقی است غلبه کند. خود کنترلی مهارتی است که ما به وضوح در افراد گروه پنجه آتشین می بینیم. آنها با تمرین های سخت و مداوم هر روزه، به کلیه فنون کونگ فو تسلط یافته اند و پو که آرزو دارد کونگ فو یاد بگیرد با الهام گرفتن از آنها و تمرین خودکنترلی در این امر موفق می شود به نحوی که در انتهای فیلم مورد تحسین گروه پنجه آتشین قرار می گیرد.
در سکانس جشن انتخاب جنگجوی اژدها وقتی که استاد اُدوِی با انگشت به پو اشاره می کند و او را انتخاب می کند، اولین انتقادی که از جانب استاد شیفو و گروه پنجه آتشین به او وارد می شود اینست که پو به قدری چاق و تپل است که نمی تواند حرکت کند تا چه رسد به این که در کونگ فو ماهر شود. استاد شیفو پس از این که با استاد اُدوِی ملاقات و گفتگو می کند متقاعد می شود که تنها کسی که می تواند تایلانگ را شکست دهد پو است. بنابراین به دنبال راهی می گردد تا بتواند به پو کونگ فو بیاموزد. او متوجه می شود که نقطه ضعف اصلی پو علاقه او به غذا و پر خوری است. استاد شیفو از غذا به عنوان پاداش و جایزه استفاده می کند تا فنون کونگ فو را به پو بیاموزد و از این طریق به پو کمک می کند تا از این نقطه ضعفش به عنوان فرصتی برای رشد استفاده کند.
استاد اُدوی به این دلیل که توانایی کل نگری دارد می تواند جنگجوی اژدها بودن پو را با وجود چاقی بیش از حدش تشخیص دهد و به دلیل همین بینش است که نظرش را علیرغم مخالفت همگان تغییر نمی دهد.
پو برای این که رویایش را محقق کند و تبدیل به جنگجوی اژدها شود از زمانی که وارد قصر یشم شد در مقابل مخالفت های گروه پنجه آتشین و استاد شیفو بردباری کرد و زمانی که در حال یادگیری فنون کونگ فو بود سختی های آموزش دیدن و ماهر شدن در این کار را تحمل کرد تا به نتیجه رسید.
پو برای این که در کونگ فو ماهر شود ابتدا نقطه ضعف اصلی خود را که چاقی بود پذیرفت و تلاش کرد با وجود این ضعف با شرایط سازگار شود و به هدفش برسد.
مهم ترین هدف پو این بود که به فنون کونگ فو تسلط پیدا کند تا قادر شود با شریران بجنگد و مردم دهکده را از شر تایلانگ نجات دهد.
استاد اُدوی چاق بودن پو را صرفا یک تفاوت می بیند و آن را مانعی برای تبدیل شدن پاندا به یک کونگ فو کار حرفه ای تلقی نمی کند. و در نهایت همین تفاوت به پو کمک می کند تا در کونگ فو مهارت پیدا کند.
بعد از خوانش کتاب، برای تعمق بخشیدن به درک کودکان از داستان میتوان ازآنها سواالتی پرسید و گفتگوهایی داشت. این سواالت میتواند مربوط به کلیت داستان و ارزشهای مطرح شده در آن و یا مربوط به بخشهای خاصی از ماجراهای طرح شده باشد. ارزشهای مطرح در کتاب المر که گفتگوها میتواند حول آنها صورت بگیرد پذیرش تفاوتهای فردی و هویت و پذیرش خود و پذیرش دیگری است.
1) شخصیت اصلی چه کسی است؟ 2) شخصیت اصلی چه هدفی را دنبال میکند؟ 3) آیا شخصیت اصلی به هدفش میرسد؟
راهنمایی: سوالهایی که بولد شدهاند لزوما نباید در ابتدا مطرح شوند، بلکه روند پرسش و پاسخها باید طوری باشد که مخاطبان بتوانند در انتها به این پرسشها به شکلی جامع پاسخ دهند. 1) موانع بیرونی پو برای رسیدن به هدفش چه بود؟ 2) چه نیروها یا افرادی به پو کمک کردند تا به هدفش برسد؟ 3) چه ویژگیهایی در شخصیت پو مانع از آن میشد تا به هدفش برسد؟ 4) چه ویژگیهای شخصیتی پو به او کمک میکرد تا به هدفش برسد؟ 5) پو چطور متوجه شد هدفش در زندگی چیست؟ 6) ویژگی های مثبت پو چه بود؟ و چه کارهایی را خوب بلد بود؟ 7) پو چطور توانست کونگ فو یاد بگیرد؟ 8) چرا گروه پنجه آتشین از پو خوششان نمی آمد؟ 9) گروه پنجه آتشین چگونه در کونگ فو مهارت پیدا کرده بودند؟ 10) چرا گروه پنجه آتشین از تایلانگ شکست خوردند؟ 11) بزرگ ترین مانع پو برای یاد گرفتن کونگ فو چه بود؟ 12) چرا استاد شیفو از کلوچه برای آموزش پاندا استفاده کرد؟ 13) چرا استاد اُدوی با وجود مخالفت همه نظرش را تغییر نداد؟ 14) به نظر شما جمله « هیچ چیز اتفاقی نیست» درست است؟ 15) آیا صرفا مهارت در کونگ فو به پو کمک کرد تا تایلانگ را شکست دهد؟ 16) پو دارای چه ویژگی ای بود که می توانست جنگجوی اژدها باشد؟ 17) چه عاملی باعث شده بود که تایلانگ با وجود مهارت در کونگ فو زندانی باشد؟ 18) خالی بودن طومار اژدها نشان دهنده چیست؟ 19) به گفته استاد اُدوی نشانه یک قهرمان واقعی چیست؟ 20) آیا نقطه ضعف پو در نهایت از بین رفت؟ 21) آیا پو می توانست جنگجوی اژدها نباشد؟ چرا؟
راهنمایی: برای طرح سوالات شخصی، مربی باید پیشاپیش این پرسشها را از خود پرسیده باشد و اگر صلاح دید، پاسخ خود و تجربیات خود را صادقانه با مخاطبان در میان بگذارد که آنها نیز جسارت، و صراحت لازم را برای انجام گفتگو پیدا کنند. 1) آیا دیدن این فیلم را به دوستان خود پیشنهاد میکنید؟ چرا؟ 2) تکاندهندهترین و به یادماندنیترین لحظات فیلم برای شما چه لحظاتی بود؟ چرا؟ 3) آیا تاکنون به دنبال هدفی بودهاید که به خاطر نقطه ضعفی که در خود سراغ دارید از دنبال کردن آن دست کشیده باشید؟ 4) آیا در زندگی هدفی داشتهاید که به رغم موانع و یا حرفهای دلسردکنندهی دیگران آن را دنبال کرده باشید؟ 5) آیا با این نقطه نظرات استاد اُدوی موافقید: هیچ چیز تصادفی نیست/ برای مخصوص کردن چیزی باید باور کنی مخصوصه/ در عمیق ترین غارها نور دیده می شود 6) در مقابل چه چیزهایی نمی توانید مقاومت کنید؟ 7) چه رویایی در سر دارید که با وجود همه موانع باز هم آن را دنبال می کنید؟ 8) زمانی که هدفی را دنبال می کنید صرفا رسیدن به هدف برای شما لذتبخش است یا از روند کار هم لذت می برید؟