چکیده
موضوع این جلسه «توصیف خداوند از طریق استعارهها» است. هدف از معرفی استعاره ها آن است که تصوردرستی از خدا ایجاد شود. در بسیاری موارد اگر تصور خوبی از چیزی ارائه دهیم تصدیق هم به دنبالش خواهد آمد. مثلاً اگر ما تصور درستی از عدالت ارائه دهیم خود به خود، شنونده خوبی آن را تصدیق خواهد کرد. از آنجا که عقل استدلالی در کودکان و نوجوانان به طور کامل رشد نکرده است، نباید برای توصیف و اثبات خدا از استدلال و دلایل فلسفی استفاده کنیم. به این سبب برای بیان مفهوم خداوند ازاستعارهها کمک میگیریم. در این جلسه درباره استعارههای «نور، سلطان، پدر، معشوق، رب، جان، عشق، زمان، سکوت، هیچ و انرژی» صحبت شده است.
نکات
معنای دین: یک نحوه زندگی همراه یک تحول درونی و روحی دقیقه: 21:9
پذیرش تغییرات دین در نحوه سبک زندگی و معرف و اهمیت استمرار آن دقیقه: 24:40
توجه به کثرت جهان و نکته ترجمه فرهنگی دقیقه: 28:4
ارائه سبک زندگی دینی به نوجوان و حقانیت حداقلی دین دقیقه: 31:10
اهمیت تربیت اولیه معنوی و اخلاقی کودک دقیقه: 39:50
تصور خدا و منتهی شدن آن به تصدیق خدا دقیقه:44:7
استعاره های خدا در قرآن «نور» و «سلطان» و استعاره «پدر» در مسیحیت دقیقه: 46:26
استعاره «جان» مولانا برای خدا دقیقه: 53:58
استعاره سکوت برای خدا دقیقه: 56:20
استعاره زمان برای خدا دقیقه:
پرسش و پاسخ
شما فرمودید بعضی از مسائل مثل معجزه و فرشته و جن، در دنیای امروز معقول نیست. بچه ها آیات قرآن را میبینند و میشنوند و سوال میکنند. ما با این بچه ها چکار باید بکنیم؟
دقیقه 34:23
در تمام اینها ما به صورت حداقلی پیش خواهیم رفت. مبنای ما این است،بالاخره چهارچوبی به دست خواهیم داد.
اساسا شما معتقدید که رجحان دین را بسپاریم به خود بچه ها یا این که از اول با دلیل وارد شویم؟ دقیقه 1:02:24
عقل استدلالی در نوجوان هنوز آنطور که باید و شاید رشد نکرده است. شما شنیدید در منطق میگویند که سه درجه از استدلال داریم: تمثیل ، استقرا و برهان
شما برای نوجوان به ندرت می توانید برهان بیاورید و اصلا لازم ندارید که برهان بیاورید.حداکثر از دو شیوه پایینتر یعنی از تمثیل و استقرا استفاده میکنید.
همچنین مرجح فقط دلیل آوردن نیست. عالم انتخاب عموماً این گونه است که سراغ چیزی میروید که ارزان تر و نزدیکتر باشد. انتخاب دین نیز همین گونه است. شما وقتی میخواهید دین انتخاب کنید دنبال آن دینی که به شما نزدیکتر است و ارزانتر به دست میآید. وقتی کسی در ایران زاده میشود در نزدیکترین بازارچه به او دیانت اسلام و مذهب شیعه وجود دارد. همین را میخرد. این همان مرجح او است.
فکر نمیکنید انتخاب دین اسلام به عنوان نزدیکترین دین، در مورد کسی درست است که در کشور اسلامی زندگی میکند؟ دقیقه: 1:13:58
صد در صد همینطور است. این مطالبی که من میگویم تقریبا وقتی که فضا و جامعه هم راستا با دیانت ویژهای باشند بیشتر نمود دارد. اما در فضای دیگر باید فراهم سازی و دوراندیشی ویژهای باشد و باید تدبیرهای خاصی به کار بگیریم که این را باید شما از آن مشاوران تربیتی بگیرید.
البته در درجه اول بهتر است فضای خانه به گونهای باشد که کودک دیندار بودن را طبیعی بداند و این امر، بیزحمت برای او حاصل شود، مثل زبان و امثال آن. همچنین در اجتماعاتی شرکت کند که این حس را در او افزونتر میکنند. همبازیهایی داشته باشد که این حس را در او افزونتر میکنند.
وقتی که فضا آماده شد، ورود در آموزش دینی به این ترتیب است که بیان شد
پیش از این که استعاره ها را بخواهیم وضع کنیم، انگار که ما به گونه ای از مقصود شارع اطلاع داریم در مورد این که خدا باید چگونه باشد که کدام استعاره به آن میخورد.همینطور به استعارههای دیگری که میخواهیم به آنها بپردازیم. مقصود شارع را چگونه باید درک کنیم؟ دقیقه 1:17:5
به یک معنا مقصود شارع را همه ما درک میکنیم. به یک معنا هیچکدام درک نمیکنیم.
هیچکس نمیتواند ادعا کند که من نیت و مقصود (به قول شما) شارع را یا خدا را یا پیامبر را دریافتم. همچین ادعایی، ادعای گزافی است و از احدی پذیرفتنی نیست. شارع اینها را به ما سپرده. تکلیف فوق طاقت هم نکرده، یعنی گفته «هر کس به قدر فهمش فهمید مدعا را». از ما نخواسته چیزی را بفهمیم که در توان ما نیست. این متن را و این سیره را و این سنت را در اختیار ما قرار داده است. گفته مشغول شوید و به اندازهای که میتوانید کوشش و جهد کنید. هر چه که فهمیدید همان برایتان حجت است. این که چه کسی میتواند معیار بدهد، احدی معیاری در اختیار ندارد. معیارها آخرش دوباره همین کتاب و سنت است.
هیچ کسی از ما هیچ راه میانبری به پشت پرده اسرار ندارد. استعاره ها را ما به اندازه درک خودمان برمیگردیم، تنقیح میکنیم، تراش میدهیم. اگر هم فهمیدیم اشتباه کردیم عوضش میکنیم، ولی هیچ راهی غیر از این که از طریق استعاره ها وارد شویم نداریم.
شما در استعارههایی که بیان کردید مفاهیم فیلسوفانه را نیاوردید. واجب الوجود و امثال آن را نیاوردید در صورتی که به نوعی برای کودکان خیلی کاربرد دارد و من خودم تجربه کردم. نکته دیگر اینکه دعا در این لیست شما نبود. ولی یکی از چیزهایی که برای بچهها مهم است و به آن توجه میکند این است که فکر کنند خدا دعای آنها را میشنود و جوابشان را میدهد. دقیقه 1:22:45
در بخش اثبات ظنی وجود خدا، دعا هست. و نوبتش خواهد رسید. در پاسخ به بخش اول سوال شما باید بگویم که علت العلل و واجب الوجود و مانند آن استعاره نیستند. اینها بحث های استدلالی وجود خدا هستند. بله، در مقام استدلال اشکالی ندارد که شما از همین بحث علیت آغاز بکنید. من برای مبحث استدلال، چیزهای دیگری خواهم گفت. ولی این را هم نفی نمیکنم. بستگی دارد به این که کودک در چه سن و سالی باشد.
منابع
مولانا ( مثنوی معنوی) ، سعدی (غزلیات) ،علامه طباطبایی (اصول فلسفه و روش رئالیسم)، امام علی (ع) (نهج البلاغه) ،مایستر اکهارت