چکیده

در جلسه ششم به موضوع مناسک و فقه در دنیای امروز پرداخته شد. اگر اخلاق را مغز دین بدانیم فقه و شرع پوسته و لایه بیرونی دین محسوب می‌شوند؛ فقه وظایفی چون تداوم بخشی و حفاظت از دین و ایجاد و تداوم هویت جمعی مسلمان را بر عهده دارد. مناسک دو دسته اند: «عبادات» و «معاملات». عبادات مواردی مثل احکام نماز و روزه است و معاملات یعنی قواعدی که برای تنظیم زندگی دنیوی تعبیه شده اند مثل قوانین تجارت و قوانین قضایی.اشکال برخی فقیهان آن است که الگوی کل فقه را بر اساس الگوی عبادات و غیرقابل تغییر می‌دانند در حالی که دسته‌ای از آداب با توجه به عقلانیت روز جامعه قابل تغییر و اصلاح هستند. این دیدگاه در فقه اهل سنت هم سابقه دارد با عنوان «فقه مقاصدی» که می‌گوید فقه تعبدی محض نیست و برای مقاصدی مثل حفظ دین و نسل و عقل و مال است ولی بیشتر احکام جزایی را در برمی‌گیرد.

نکات

  • تبیین روش طبیعت گرایانه به معنای روش علمی و نه ماتریالیزم   دقیقه:50 :9

  • تعریف شریعت اسلام و دو دسته‌ی مناسک عبادات و معاملات در فقه دقیقه:16 :17

  • موارد مرزی در فقه دقیقه: 31:10

  • فلسفه وجود فقه در دین دقیقه: 33:34

  • تبیین فقه مقاصدی  دقیقه: 43:30

  • موارد عرضی و ذاتی در دین دقیقه: 52:56

  • شریعت به عنوان عنصری عرضی در دین دقیقه:

پرسش و پاسخ

  1. وضعیت گوشت حلال یا مشروبات الکلی یا حجاب از نظر عبادی یا اجتماعی، شاید جزو مواردی است که مقداری خاکستری محسوب شوند. به نظر شما اینها جزو کدام‌یک از این دو دسته هستند؟  دقیقه 1:20:45

این ها از موارد مرزی است. روح عبادت در این اعمال خیلی مهم است. می‌توانیم فرض کنیم که این احکام هم مثل بقیه احکام دیگر کاملاً می‌توانند عوض شدنی باشند ولی فعلاً چون دلیلی نداریم آنها را عوض نمی‌کنیم. ولی اگر ضرورتی قائم شود یا دلیلی پیدا شود می‌توانند تغییر بکنند، اینها مثل اخلاقیات یا اصول دین نیستند که تغییر نکنند.

روح عبادت در این اعمال خیلی مهم است. انسان اگر عمل می‌کند باید به قصد اطاعت باشد و اگر هم عمل نمی‌کند باز هم باید به قصد اطاعت باشد.

  1. مسیحیان پروتستان معتقدند هر مسیحی می‌تواند کشیش خودش باشد، آیا با توجه به این که بسیاری از احکام، رنگ زمان صدر اسلام را دارند، ما نیز خودمان اجازه داریم به نوعی مثل مسیحیان پروتستان باشیم و نسبت به احکامی که با عقل زمانه سازگار نیست تغییراتی بدهیم، یا این که به فقها باید سپرد؟ این ضرورتی را که قرار است پیش بیاید و قائم بشود، چه کسی معین می‌کند؟ بچه‌ای که اینجا مدرسه می‌رود اصلاً گوشت حلال پیدا نمی‌کند که استفاده کند. آیا این ضرورت حساب می‌شود؟ به عبارت دیگر آیا پدر و مادر می‌توانند دست بچه‌ها را باز بگذارند؟ دقیقه 1:33:45

این‌ها همه از جنس تعیین مصداق است. به قول فقیهان همه از جنس تعیین موضوع است و هیچ فقیهی در هیچ موضوعی فتوا نمی‌دهد.

فقیه حکم کلی می‌دهد. حکم کلی این است که اگر کسی بیمار است روزه نباید بگیرد. روزه بر او واجب نیست، بلکه حرام و کاری خلاف شرع است. اما شما اگر از یک فقیهی بپرسید آیا حال من طوری هست که روزه نگیرم. هیچ فقیهی به این سؤال شما پاسخ نمی‌دهد. می‌گوید این کار من نیست.

موردی که شما ذکر کردید از این قبیل است. البته خود اینها هم یک بحث فقهی است که من معمولاً از آن‌حذر می‌کنم،ولی کلیت آن به این صورت است مثلاً «اَکل میته» یا گوشت غیرذبیحه مسلم، هنگام اضطرار خوردنش جایز است. وقتی گوشت حلال به‌وفور در اختیار نباشد و یافتن آن مشقت زیاد داشته باشد، به فرض این که اصل حکم این باشد که فقط گوشت ذبیحه مسلم را می‌توان خورد، اما در این حالت تخفیف داده شده است. در قرآن نیز هست: «فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ». این که الان بنده در اضطرار واقع شدم یا نه، با خودم است. باید تشخیص دهم که الان اضطرار است یا نه. معنای اضطرار هم این نیست که انسان به مرز مردن برسد. اضطرار همین سختی و مشقتی است که پیدا می‌شود.

منابع

قرآن