چکیده

در جلسه سوم، تحلیل عمیق‌تری از رویکردهای تربیت دینی ارائه شد. دو رویکرد اصلی مورد بررسی قرار گرفت: رویکرد معلم‌محور که بر انتقال فرهنگ تأکید دارد؛ اما به علایق متربی بی‌توجه است و رویکرد متربی‌محور که بر فطرت و استعدادها تمرکز می‌کند؛ اما با ابهام در تعریف فطرت روبه‌روست. در این میان، رویکرد سومی پیشنهاد شد که در آن تربیت، فرآیندی دوسویه است. به این معنا که هم به فرهنگ به عنوان میراثی پویا توجه دارد و هم به فطرت به عنوان امری نیازمند شکوفایی. در این دیدگاه، مربی و متربی در تعامل متقابل، یکدیگر را متحول می‌کنند. در ادامه، ویژگی‌های انسان تربیت‌شده دینی ذکر گردید. از جمله سلامت جسمی و تعادل در غرائز، گرایش معنوی، علم و فهم نقادانه، عقلانیت و اخلاق مبتنی بر وجدان بیدار. چالش‌های مفهوم فطرت مانند ابهام در تعریف، تأثیر محیط و تعارض با نظریه تکامل نیز بررسی شد. در نهایت تأکید گردید که به جای تمرکز صرف بر فطرت، باید به ویژگی‌های عمومی و وجودی انسان و نیازهای پویای او توجه کنیم. تربیت دینی باید تعاملی و منعطف باشد تا انسان‌هایی متعادل و اخلاقی پرورش دهد.

نکات

  •  پاسخ به ابهاماتی در مورد فطرت ۱۵:۳۰

  • معیارهای فطرت ۱۹:۱۰

  • فطریات کدام هستند ۲۹:۳۵

  • تاکید بر ویژگی های وجودی انسان به جای تمرکز صرف بر امور فطری  ۳۷:۴۲

  • ارتباط تعاملی در تربیت دینی ۴۴:۳۰

  • خصوصیات انسان تربیت شده ۴۸:۳۰

  • نسبت فطرت با تکامل ۱:۱۳:۵۰

  • منظور از اعتدال در ویژگی های انسان تربیت شده ۱:۲۱:۴۵

پرسش و پاسخ

  1. ویژگی اعتدال در انسان تربیت یافته به لحاظ جسمانی چه معنایی داره و چه کسی مرز این اعتدال را روشن می‌کند؟

خود شخص بهتر از هر کسی می‌فهمد که مرز این اعتدال کجاست. زیرا اگر از حالت اعتدال خارج شویم بدن دچار عوارضی می‌شود. مثلا در غذاخوردن پرخوری باعث دل درد می‌شود و مثال های دیگر .

  1. با توجه به آیه میثاق در بحث فطرت واینکه پیامبران آمده اند تا به ما یادآوری کنند، آیا می‌توانیم بگوییم رگه‌هایی حداقلی از ربوبیت الهی یا گرایش به خدا در ما وجود دارد و بنابراین فرهنگ ما را به هر سویی نمی‌تواند ببرد؟

فطرت را در آیه میثاق دوگونه می‌شود تفسیر کرد. یکی اینکه یک گرایش و معرفت مرموزی در انسان وجود دارد و دیگری اینکه این ایه به یک هدف و غایتی در انسان اشاره می‌کند که به سوی آن حرکت می‌کند. بنابر تفسیراول، حتی اگر بپذیریم که یک معرفت و گرایش حداقلی به خداوند در انسان است، اینطور نیست که تفصیل یافته و معین باشد. مثل یک دانه که به سمت روییدن و چیز مشخصی شدن حرکت می‌کند. زیرا این امر فطری به سرعت با محیط و فرهنگ آمیخته می‌شود و مرز میان آن‌ها به سادگی قابل تفکیک نیست. پس به جای مفهوم مبهم فطرت در بحث تربیت انسان می‌توانیم بگوییم ویژگی‌هایی در انسان وجود دارد که باید پرورش یابند. مثل تاثیر ظاهر بر باطن.

منابع