چکیده
در این جلسه، محور بحث در مورد مراحل تربیت و مراحل رشد بود. ابتدا تاکید شد که مسئله «مراحل» به لحاظ تربیتی مهم است، زیرا با توجه به ویژگیهای خاص هر مرحله، باید رویکردهای مناسب تربیتی اتخاذ کرد. مراحل رشد با مراحل تربیت یکی نیستند؛ اما تربیت نمیتواند بدون در نظر گرفتن مراحل رشد کودک پیش رود. در ادامه به تفاوت مراحل رشد (تحولات جسمی و ذهنی کودک) و تربیت (ارزشها، آرمانها و مطلوبیتها) اشاره و تاکید شد این بحث هم جنبهی درونی دینی دارد و هم برون دینی. دروندینی یعنی در قرآن و احادیث، راجع به مراحل رشد و مراحل تربیت چه دیدگاههایی مطرح شده است و برون دینی دیدگاههای روانشناسان در اینباره است. در این قسمت، چالشهای حدیث «سه هفت سال» در مراحل تربیت، مطرح و حدیث مراحل چهارگانهی «اسلام، ایمان، تقوا و یقین» به عنوان آموزهای که در بحث مراحل تربیت میتوان به ان استناد کرد، مطرح گردید. در ادامه، در مورد مفهوم تقوا و عاملیت بر اساس مراحل تربیت و رشد توضیحاتی داده شد. در دوران کودکی عاملیت به معنای انتخاب عمل و مسئولیت در برابر آن، هنوز شکل نگرفته است و با بلوغ این مفهوم کم کم شکل میگیرد. بنابراین، کودکی دوران «آمادگی و تکوین» عاملیت است.
نکات
- لزوم توجه به اصل «مرحله» در تربیت ۰۰:۰۶:۰۵
- تفاوت میان مراحل رشد و مراحل تربیت ۰۰:۰۹:۱۰
- جنبهی دروندینی و بروندینی مراحل تربیت و رشد ۰۰:۲۳:۲۵
- مراحل رشد در قرآن و احادیت ۰۰:۲۵:۰۰
- مراحل تربیت در احادیث و چالشهای آن ۰۰:۳۵:۲۰
- توضیحاتی در مورد مفهوم تقوا ۰۰:۵۰:۲۲
- توضیح مفهوم عاملیت و شکلگیری آن در کودکی و بلوغ ۰۱:۰۱:۰۰
پرسش و پاسخ
چرا باید از مباحث روانشناختی یا مراحل تربیت از منظر قرآن و روایات استفاده کنیم، وقتی امروز دانش بیشتری از انسان داریم؟
آگاهی و ارزیابی این منابع ضروری است، چون در تربیت اسلامی این منابع وجود دارند و گاهی به آنها ارجاع میشود. این آگاهی مانع برخورد منفعل یا بدون نقد نسبت به این مطالب میشود. اگرچه انتظار نمیرود قرآن و حدیث تمام جزئیات را ارائه دهند، اما کلیاتی با ترتب منطقی (مثل اسلام، ایمان، تقوا، یقین) میتوانند مفید باشند، به شرطی که جای مطالعات علمی را نگیرند.
خشیت برای سنین بالا است؛ پس چرا باید به کودکان آموزش داده شود و آیا این با ترس اشتباه نمیشود؟
خشیت و حتی تقوا در مراحل بالاتر است و در کودکی مطرح نمیشود.با توجه به نقد حدیث «سه هفتسال»، آیا بلوغ باید قله ناگهانی مسئولیت باشد یا میتوان نگاهی تدریجی داشت، حتی با تسامح بعد از بلوغ؟
بلوغ قله دوران کودکی است، کودک با بلوغ به دامنه کوه میرسد و نه پایان مسیر رشد. پس از بلوغ کودک باید بر تصمیم بگیرد که مثلا نماز خواند یا نه. نه اینکه به صورت مکانیکی شروع کند به نماز خواندن کامل و... بنابراین نمیتوانیم از او انتظار یا درخواستی داشته باشیم.تفاوت شناخت (cognition) و اراده چیست، وقتی در رفتاردرمانی شناخت، هیجان و رفتار به هم مرتبط هستند؟
شناخت بُعد آگاهی و فهم است، در حالی که اراده بُعد تصمیمگیری است. ممکن است شناخت و تمایل وجود داشته باشد ولی تصمیم گرفته نشود.مراحلی که برای رشد ذکر شده بر اساس عاملیت، مشابه نظر قدماست در این باره (تصورو تصدیق، شوق، شوق موکد، طلب و اراده) و گویا توسعه آنهاست. نظر شما چیست؟
در دیدگاه برخی بزرگان، اراده گاه به شوق اکید یا عقل عملی فروکاسته شده و حتی نگاه رفتارگرایانه دیده میشود، در حالی که عمل را باید بهعنوان پدیدهای وجودی با ریشهها و مبادی دید، نه صرف رفتار یا اعتبار شرعی
آیا رشد را میتوان فرایند عبور از جبر به اختیار دانست؟
بخش اول: بله، رشد حرکت از جبر به اختیار است و این امر تکوینی به همه داده شده و با مفهوم عاملیت هماهنگ است.
منابع
پیاژه، اریکسون، برونر، فروید، کانت، ارسطو، علامه طباطبایی