چکیده

بخشی از این جلسه به پرسش و پاسخ در مورد مطالب جلسه قبل اختصاص داشت. دکتر مباشر توضیح بیشتری در مورد نقش «Enclave» در حفظ و انتقال فرهنگ و دین، به‌ویژه برای نسل دوم بیان کرد. «enclave» به معنی جدا شدن کامل از جامعه میزبان نیست؛ بلکه بیشتر یک فضای امن و آشناست که یک نمونه کوچک اما منسجم از فرهنگ مادری (زبان، غذا، نمادها و روابط) را کنار هم نگه می‌دارد و کار انتقال ارزش‌ها و هنجارها را برای خانواده مهاجر آسان‌تر می‌کند. در ادامه، فرهنگ‌پذیری به‌عنوان فرایندی مادام‌العمر مطرح می‌شود که بخش مهمی از هویت‌های فرهنگی/دینی و زبان در سال‌های اولیه کودکی و در تعامل با خانواده شکل می‌گیرد، اما با ورود به مدرسه، رسانه و گروه همسالان، نوجوان ناگزیر وارد شبکه‌های گسترده‌تر می‌شود و همزمان هویت اجتماعی‌اش را در جامعه میزبان می‌سازد؛ بنابراین راه مطلوب، حذف یکی از دو فرهنگ نیست بلکه تقویت «دوفرهنگی بودن» از طریق ارتباط همزمان با خانواده، گروه و جامعه میزبان است. بخش مهم دیگری از جلسه به مسئله‌ی استیگما (لکه ننگ) علیه ایرانی و مسلمان بودن می‌پردازد و تأکید می‌کند راه‌حل‌های صرفاً فردی برای رفع آن کافی نیست؛ بلکه کار جمعی و نهادسازی، آموزش و گفت‌وگوی بین‌فرهنگی و فعال شدن در سطح محلی و ملی می‌تواند به کاهش برچسب‌ها و تقویت اعتمادبه‌نفس نسل دوم کمک کند.

نکات

·     تعریف و کارکرد  «Enclave» در فرهنگ‌پذیری ۰۱:۴۹

·     محل دقیق کلونی‌ها و اثرات مثبت آن‌ها بر رشد اقتصادی و احساس امنیت ۱۴:۰۵

·     تاثیرپذیری هویت فردی افراد از اجتماع جامعه میزبان و تاثیر مثبت آمیختگی با آن ۱۸:۰۰

·     تفاوت گروه با کلونی و تاثیر مثبت گروه‌های فرهنگی بر جامعه‌پذیری ۲۶:۳۹

·     تاکید بر حفظ هویت دوگانه فرهنگی ۳۳:۵۳

·     مسئله استیگما یا لکه ننگ علیه هویت ایرانی/مسلمان ۴۰:۴۵

·     ضرورت راهکارهای گروهی و نهادسازی (در سطح محلی و ملی) برای کاهش استیگما ۴۴:۴۴

·     نقش اسطوره ها در انتقال فرهنگی میراث معنوی ۵۷:۴۰

پرسش و پاسخ

  1. آیا بزرگ شدن بچه‌ها در کلونی«enclave» مانع ارتباط مؤثرشان با فرهنگ آمریکا نمی‌شود و ما چقدر باید بچه‌ها را در معرض فرهنگ میزبان قرار دهیم؟ همچنین enclave یعنی محله خاص است یا صرفاً رفت‌وآمد به مراکز فرهنگی؟

«enclave» معمولاً یک محله/منطقه با تمرکز قومی است که از نظر زبان، کسب‌وکارها و سبک زندگی شبیه یک «فرهنگسرای کوچک» عمل می‌کند و برای مهاجران حس امنیت و شبکه اقتصادی-اجتماعی ایجاد می‌کند، اما به خودیِ خود به معنی قطع رابطه با فرهنگ میزبان نیست. بچه‌ها فرهنگ‌پذیری را فقط از خانواده نمی‌گیرند؛ مدرسه، رسانه و محیط اجتماعی هم نقش جدی دارند. در نتیجه، هویت «مرکزی» (قومیت/فرهنگ/مذهب) عمدتاً در سال‌های اول در خانواده شکل می‌گیرد، ولی هویت اجتماعی با عضویت در گروه‌های مختلف در جامعه میزبان ساخته می‌شود و نسل دوم معمولاً ترکیبی از هر دو را همزمان پیش می‌برد.

  1. یک نگرانی این است که جدا بودن از جامعه میزبان و حس اقلیت بودن به بچه‌ها فشار بیاورد. در این صورت بهتر نیست که آن‌ها را بیشتر با جامعه میزبان (آمریکا) تربیت کنیم؟

قانون ثابتی ندارد و به اولویت‌های خانواده/گروه بستگی دارد؛ بعضی‌ها برای حفظ هویت دینی یا سبک زندگی، خودخواسته فاصله می‌گیرند، ولی ایزوله شدن الزامی نیست. از نگاه جامعه‌شناسی بهتر است فرهنگ‌ها را رتبه‌بندی نکنیم و با نسبی‌گرایی فرهنگی به تفاوت‌ها نگاه کنیم. اتفاقاً مواجهه با فرهنگ میزبان کمک می‌کند هم چیزهای مفید یاد بگیریم و هم ارزش‌های فرهنگ خودمان را بهتر بشناسیم.

  1. آیا اگر گروه‌ها و نهادهای درست شکل بگیرند، «enclave» بهتر عمل می‌کنند؟

بله؛ چون همه گروه‌ها امکان تشکیل enclave ندارند و نهادهای فرهنگیِ حرفه‌ای می‌توانند هم آموزش فرهنگی بدهند و هم پیوند اجتماعی پایدار بسازند، به‌ویژه اگر مدیریت درست و برنامه‌ریزی فرهنگی داشته باشند.

  1. به‌عنوان مادر، اولویت من باید بردن بچه به جمع ایرانی‌ها باشد یا پیدا کردن دوستان آمریکایی؟

ادبیات مهاجرت معمولاً توصیه نمی‌کند یکی را حذف کنید؛ راه مطلوب داشتن همزمان هر دو هویت است و باید واقع‌بین بود که نسل‌ها به‌تدریج فاصله می‌گیرند، مگر اینکه کار جمعی و نهادینه‌سازی جدی انجام شود. ​

  1. با «استیگما یا لکه‌دار شدن» هویت ایرانی/اسلامی در جامعه میزبان چه کنیم تا بچه‌ها با برخوردها کنار بیایند و به هویتشان افتخار کنند؟

راه‌حل‌های صرفاً فردی مثل عوض کردن اسم یا پنهان‌کاری معمولاً مسئله را حل نمی‌کند و فقط موقت است. پیشنهاد اصلی کار جمعی است: هم در سطح کشوری (تشکل‌های مطالبه‌گر) و هم در سطح محلی با آموزش و گفت‌وگو با جامعه میزبان. برنامه‌های فرهنگیِ باز مثل فستیوال فیلم، کارگاه‌ها و نشست‌های مشترک می‌تواند تصویر واقعی‌تری از ایرانی‌ها/مسلمان‌ها نشان بدهد و فضا را برای افتخار به هویت امن‌تر کند. همچنین باید دستاوردها و نقش‌های حرفه‌ای ایرانی‌ها را فعالانه معرفی کرد تا کلیشه‌ها به چالش کشیده شود.

  1. منظور از آموزش «اسطوره‌ها» به‌عنوان عنصر فرهنگی چیست؟

اسطوره‌ها یا داستان‌ها و قصه‌ها ابزار انتقال غیرمستقیم ارزش‌های اخلاقی و معنای زندگی‌اند و از طریق روایت و هنر می‌توانند بخش معنوی فرهنگ را برای نسل دوم قابل لمس کنند.

  1. آیا « Sunday school»را توصیه می‌کنید؟ اثرات مثبت و منفی‌شان کدام بیشتر است؟

اگر ساختار حرفه‌ای، مربی کارآزموده و برنامه جذاب و چندبعدی داشته باشند می‌توانند مفید باشند؛ اما شکل‌های ضعیف و تک‌بعدی (صرفاً کلاس‌های خشک) معمولاً نسل دوم را گریزان می‌کند و اثرگذاری پایینی دارد.

  1. آیا هویت دینی هم مثل هویت فرهنگی در نسل‌های بعد کمرنگ می‌شود؟

هویت دینی هم می‌تواند کمرنگ شود، مگر اینکه نهادهای دینی/فرهنگی پابرجا بمانند و مهاجرت تداوم داشته باشد؛ با این حال زبان معمولاً سریع‌تر از دین از بین می‌رود و ازدواج‌های برون‌گروهی هم این روند را تشدید می‌کند.

منابع

اروین گافمن، جوزف کمبل، رابرت پارک